مجموعه دوجلدی «آلیس در سرزمین معماها» [Alice in puzzle-land] نوشته ریموند اسمولیان [Raymond Smullyan] و ترجمه حسام سبحانی طهرانی و صهبا ثابت‌قدم جهرمی در انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار نشر شد.

آلیس در سرزمین معماها [Alice in puzzle-land]  ریموند اسمولیان [Raymond Smullyan]

به گزارش تسنیم به نقل از روابط عمومی انتشارات مدرسه؛ بدون شک اغلب کودکان و نوجوانان با داستان خیال‌انگیز «آلیس در سرزمین عجایب» نوشته لوئیس کارول آشنا هستند.

«آلیس در سرزمین عجایب» و ادامه آن که «آن سوی آیینه» نام دارد نه تنها در عرصه چاپ کتاب بلکه در دیگر عرصه‌های هنر از جمله فیلم، موسیقی، پویا نمایی، عکاسی و نقاشی تأثیرگذار بوده‌اند و دستیابی به هر کدام از این هنر‌ها کمک شایانی به شناخت سرزمین خیالی آلیس می‌کند. اما آشنایی با مجموعه دو جلدی معمایی که برگرفته از ماجراها و شخصیت‌های این داستان است هم می‌تواند شما را به دنیای خیال‌انگیز آلیس ببرد.

مجموعه دو جلدی، آلیس در سرزمین معماها [A Carrollian Tale for Children Under Eighty] با نام‌های «سرزمین عجایب» و «آن سوی آیینه» از جمله کتاب‌های سرگرم کننده و در عین حال آموزنده‌ای در جهت آموزش ریاضی و علوم‌اند که در انتشارات مدرسه به چاپ رسیده‌اند. ریموند اسمولیان در این دو کتاب با مجموعه‌ای از معماهای چالش‌برانگیز خواننده را به دنیای آشنا و خیال انگیز آلیس می‌برد.
معماهای هر دو جلد از این مجموعه به ترتیب برگرفته از ماجراها و شخصیت‌های آثار لوئیس کارول با نام مشابه طراحی شده‌اند. طراحی معماها در دل داستانی جذاب و آموزنده و همچنین وجود کلید حل معماها در انتهای کتاب از جمله ویژگی این مجموعه است.

هر یک از این دو مجموعه به ترتیب با 240 و 254 صفحه رنگی و قطع جیبی در فروشگاه‌های سراسر کشور و فروشگاه مجازی انتشارات مدرسه www.enma.ir در دسترس مخاطبان قرار دارد.

[این کتاب پیش از این با ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ح‍م‍د ش‍ری‍ف‌زاده‌ توسط انتشارات فاطمی و در سال 1366 منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...