کتاب «به اضافه مردم (ده اصل اساسی برای کار فرهنگی)» نوشته روح‌الله رشیدی توسط انتشارات راه‌یار به چاپ پنجم رسید.

به اضافه مردم (ده اصل اساسی برای کار فرهنگی)» نوشته روح‌الله رشیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «به اضافه مردم (ده اصل اساسی برای کار فرهنگی)» نوشته روح‌الله رشیدی به‌تازگی توسط انتشارات راه‌یار به چاپ پنجم رسیده است. چاپ اول این‌کتاب تیرماه ۹۹ عرضه شد و مردادماه به چاپ دوم رسید. چاپ چهارم این‌کتاب هم دی‌ماه امسال عرضه شد.

نویسنده این‌کتاب معتقد است مساجد و مراکز فرهنگی کشور به امان خدا رها شده‌اند و هیچ بهره‌ای از آن‌ها برده نمی‌شود. همچنین برخی پایگاه‌های بسیج که روزگاری قلب تپنده هر محله بودند، از بالندگی دور شده و مبتلا به روزمرگی‌اند.

کتاب پیش‌رو با محور قراردادن انقلاب اسلامی، امروز و دیروز کار فرهنگی را در کشور مورد مقایسه قرار داده و نویسنده اثر با استناد به برخی تجربیات کار فرهنگی از سال‌های انقلاب تا اکنون، تلاش کرده برخی اصول و قواعد کار فرهنگی را مرور کند. این‌قواعد در قالب ۱۰ فصل یا ۱۰ اصل کتاب درج شده‌اند و در پایان آن هم یک‌ضمیمه با عنوان «یادواره شهدا» آمده است.

عناوین فصول ده‌گانه این‌کتاب به‌ترتیب عبارت است از:

اصل اول: مردم‌محوری، اصل دوم: مشارکت‌پذیری حداکثری، اصل سوم: گروه‌محوری، اصل چهارم: هنرمحوری، اصل پنجم: عملیات‌محوری، اصل ششم: کار اجتماعی به جای کار جمعی!، اصل هفتم: فرصت‌محوری، اصل هشتم: مسجدمحوری، اصل نهم: اولویت‌محوری و اصل دهم: عدالت‌محوری.

چاپ پنجم این‌کتاب با ۱۴۴ صفحه، شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...