از کاج مشهدی تا سرو شیراز | عصر ایران


همزیستی زیبای انسان و درخت از دیرباز در سراسر ایران زمین جریان داشته است و انسان ایرانی از درخت سبزی و امید و تلاشی همیشگی آموخته است. کتاب «درختان و درختچه‌های زینتی(بازدانگان)» دریچه‌ای است به تاریخ و سیر زندگی درختان کهن چون کاج و سرو که از اهمیت بی‌نظیر و فواید بی‌شمار این دوستان سبز زمین می‌گوید. گیاهانی که به‌دلیل پیشینه کهن فسیلی به دوران پرمین یا ژوراسیک می‌رسند و در زمان اکنون هم به کار ساختن مناظری دل‌انگیز در باغ و بستان و خیابان می‌آیند و هم تسکین دردها و بیماری‌های آدمیانند.

درختان و درختچه‌های زینتی(بازدانگان)» اثر همایون فرهمند

کتاب «درختان و درختچه‌های زینتی(بازدانگان)» اثر همایون فرهمند؛ در نه فصل یک به یک سراغ بازدانگان رفته است و از تیره‌های سیکادها تا تیره ژینکو، آروکاریا یا کاج مطبق، سرو، کاج، پودوکارپوس یا دارنهنج، سرخدار، دارتالاب یا تیره سرو مرداب، افدرا یا ارمک را مورد مطالعه قرار داده و در زمینه تاریخچه، خاستگاه و پراکنش؛ اهمیت و ارزش دارویی و خوراکی؛ شرایط آب‌وهوایی و نیازهای کشت و پرورش؛ ارزش‌های زینتی و کاربرد در فضای سبز؛ ویژگی‌های گیاه‌شناسی و نیازهای اکولوژیکی آنها بحث و بررسی کاملی کرده است.

در تعریف علمی بازدانگان می‌خوانیم که این گیاهان تولیدکننده بذر هستند اما تخمک (تخمک‌های) آنها مانند نهاندانگان درون برچه قرار ندارد و تخمک بازدانگان روی یک ساختار فلس‌مانند (شاید شبیه به یک برگ) یا روی یک فلس یا مگاسپروفیل (مشابه یک شاخه) و یا روی جوانه انتهایی یک شاخه تشکیل می‌شود. بازدانگان در مجموع 1026 گونه هستند و مخروطیان، شناخته‌شده‌ترین و از نظر اقتصادی مهم‌ترین گروه از آنها هستند که حدود شصت درصد جنگل‌های جهان را تشکیل می‌دهند و به‌طور عمده برای تولید چوب نرم، خمیر کاغذ و کاغذ به‌کار می‌روند. از آنجاکه در بیشتر بازدانگان شکل برگ‌ها سوزنی است، به این گروه گیاهی سوزنی‌برگان نیز می‌گویند. مطالعات اخیر توانمندی‌های این گروه گیاهی را برای کاربرد علیه برخی از قارچ‌ها نشان داده است. به‌همین دلیل این گروه گیاهی، اهمیت زیادی از دیدگاه دارویی یافته است.

در ایران سوزنی‌برگان به‌صورت درخت و درختچه سهم عمده‌ای از جنگل را به‌ویژه در شمال کشور به خود اختصاص می‌دهند؛ در فضای سبز کشور هم سوزنی‌برگانی مثل کاج مشهدی و سرو شیراز در بخش‌های زیادی از فضای سبز کشور دیده می‌شود. وجود این گونه‌ها در بخش زیادی از فضای سبزکشور، نشان‌دهنده اقلیم‌پذیری این گیاهان می‌باشد.

در فرازی از کتاب کاج الدار یا کاج مشهدی از گونه‌های کمیاب گیاهی معرفی شده است که فقط انحصاری محدوده جغرافیایی معینی در جنوب کوه‌های قفقاز می‌باشد. کاج مشهدی به‎همراه هر دو شکل آن یعنی کله‌قندی و توپی در حال حاضر با بذر تولید می‌شوند و در بسیاری از مناطق کشورمان برای ایجاد جلوه‌هاي گوناگون فضای سبز و همچنین به عنوان بادشکن و سایر اهداف کشت می‌شود. فرم‌های کله‌قندی و توپی با توجه به این‎که تاج فشرده‌تری دارند و هرس‌پذیر می‌باشند، برای تندیس‌سازی و پرچین‌ها هم بسیار مفید هستند. افزون‌براین، آزمایش ویژگی‌های چوب آن نشان می‌دهد برای خمیر کاغذ، سوخت و ساختن وسایل چوبی مناسب است. ایران، روسیه، افغانستان و پاکستان کشورهای عمده پرورش این کاج در دنیا هستند.

درباره سرو هم در کتاب می‌خوانیم که از میان درختان همیشه‌سبز، درخت سرو از دیرباز درختی مقدس بوده است. این درخت همراه با درخت کاج، از مهمترین نمادهای بی‌مرگی و جاودانگی هستند و دلیل آن چیزی نیست جز همیشه‌سبزبودن آنها. در آیین میترا هفت سرو، دلالت بر هفت سیاره دارد که روح در سفر خود به‎سوی آسمان، از آنها می‌گذرد. قطعاً بلندی این درخت در تقدس آن تأثیر به‌سزایی دارد. فرشتگان برای پایین آمدن از آسمان، به نردبانی نیاز دارند و یک درخت بلند به‌خوبی می‌تواند این نقش را ایفا نماید. در نقوش سفال‌های پیش‌از تاریخ ایران، به‌ویژه در سایت‌های باستانی تل باکون و تپه یحیی تصویر این درخت به فراوانی دیده می‌شود.

در ادامه کتاب از سرو کاشمر، سرو فریومد و سرو ابرکوه با عمری چندهزارساله یاد می‌کند که درختی همراه و سازگار با اقلیم بیابانی است که سوز گرما و سختی سرما، و جریان شدید بادهای داغ و طوفان‌های سخت بدان گزندی نمی‌رساند. واریته سرو شیراز نیز به‌صورت کاشته‌شده و اهلی، در ایران پیشینه‌ای طولانی دارد و درختان کهن سال 200 تا400 ساله آن در اکثر جاهای ایران به‌ویژه در شیراز به فراوانی دیده می‌شود.

خبر خوب کتاب اینکه در سال‌های اخیر تمایل برای کاربرد سوزنی‌برگان پیوندی در فضای سبز خانگی، اداره‌ها و فضای سبز عمومی افزایش یافته است و تلاش‌هایی برای ایجاد فرم‌ها و شکل‌های زیبا در بین پرورش‌دهندگان و فروشندگان ایرانی صورت گرفته است. برخی از پرورش‌دهندگان و فروشندگان سوزنی‌برگان، گیاهان پیوندی زیبایی را با پیوند فرم‌های خزنده، نیمه‌خزنده، مجنون و آبشاری ارس یا سرو کوهی روی پایه‌های سرو شیراز و سرو زربین تولید می‌کنند و این گیاهان پیوندی به‌ویژه فرم‌های مجنون با استقبال بي‌نظيری هم روبرو شده و علاقه‌مندان بسیاری دارند.

کتاب «درختان و درختچه‌های زینتی(بازدانگان)» تالیف همایون فرهمند (استادیار بخش علوم باغبانی دانشگاه شهید باهنر کرمان) را انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد رهسپار بازار کتاب کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...