کتاب «بزرگ‌ترین چالش تاریخ بشریت» (در برابر فاجعه زیست‌محیطی و اجتماعی) [Le plus grand défi de l'histoire de l'humanité : face à la catastrophe écologique et sociale] نوشته اُره‌لی یَن بارو [Aurélien Barrau] با ترجمه حسن یلفانی توسط انتشارات جهان کتاب منتشر شد.

بزرگ‌ترین چالش تاریخ بشریت» (در برابر فاجعه زیست‌محیطی و اجتماعی) [Le plus grand défi de l'histoire de l'humanité : face à la catastrophe écologique et sociale] نوشته اُره‌لی یَن بارو [Aurélien Barrau]
به گزارش مهر، اُره‌لی یَن بارو نویسنده این‌کتاب متولد سال ۱۹۷۳ استاد دانشگاه گرونوبل_آلپ در فرانسه است و در رشته‌های اخترفیزیک ذره‌ای،‌ سیاه‌چاله‌ها و گیتی‌شناسی تدریس می‌کند. او در مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه مشغول تحقیق و پژوهش است و چند جایزه مهم تحقیقاتی را در کارنامه دارد. «شکل و ریشه جهان»، «نسبیت عمومی»، «در قلب سیاه‌چاله‌ها» و «در چه دنیاهایی زندگی می‌کنیم؟» از جمله کتاب‌های این‌پژوهشگر هستند.

اُره‌لی یَن بارو در کتاب «بزرگ‌ترین چالش تاریخ بشریت» این‌مساله را تذکر داده که کارشناس مسائل محیط‌زیست نیست و این‌کتاب را تنها به‌عنوان یک‌شهروند نگران نوشته است. او می‌گوید این‌کتابچه مختصر، پیگیری فراوانی است که ۲۰۰ شخصیت علمی، هنری، فلسفی و ادبی آن را امضا کردند و من همراه با ژولیت بیشنو آن را سوم دسامبر ۲۰۱۸ در روزنامه لوموند چاپ کردیم. نویسنده کتاب پیش‌رو، تنها هدف از تهیه و تولید این‌اثر را اعمال فشار بر قدرت سیاسی است تا به مسئولیت‌هایش در قبال طبیعت، حیوانات و سیاره زمین عمل کند.

این‌مولف با اشاره به این‌که یک اخترفیزیک‌دان است می‌گوید کتابش نه ادعای جامعیت دارد و نه مدعی دقت و اعتبار دانشگاهی است. اُره‌لی یَن بارو می‌گوید هیچ‌گونه حق یا تخصص ویژه‌ای برای خودش قائل نیست که بتواند یک نقشه راه مشخص و دقیق برای نجات دنیا عرضه کند اما تلاش کرده براساس واقعیات و مدارک موجود، تاملاتی برای نوعی راه حل ارائه کند. او می‌گوید «همکاران بوم‌شناس و زیست‌شناس من سخت ناامید و دستپاچه‌اند. آن‌ها دیگر نمی‌دانند با چه زبانی باید وخامت اوضاع را شرح داد. نمی‌دانند چه باید کرد تا صدایشان به جایی برسد.»

مقدمه، گزارش،‌ طرح‌هایی مقدماتی برای تحولاتی ساده و سریع، یک تحول اساسی، چند پرسش، یک موخره تقریبا فلسفی و پیوست، عناوین اصلی این‌کتاب هستند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

«آژانس محیط‌زیست و کنترل بر انرژی» برآورد کرده است که چنین برنامه‌ای می‌تواند ۹۰۰ هزار شغل جدید ایجاد کند و چنین تحولی با توصیه‌های «صندوق بین‌المللی پول» در مورد سلامت مالی نیز هماهنگ خواهد بود، چرا که سرمایه‌گذاری یا پول درآوردن را به سوی فعالیت‌های غیرمالی هدایت و از سفته‌بازی دور می‌کند.
اروپا، که طی ۲۰۰ سال گذشته بزرگ‌ترین آلوده‌کننده کره زمین بوده، فرصت خواهد یافت تا همراه با آفریقا، یک محور انتقال زیست‌محیطی نمونه ایجاد کند. در حالی‌که ایده اروپا جذابیت خود را از دست داده است (بعد از ماجرای غم‌انگیز رها کردن و تحقیر یونان، و نحوه رفتار غیرانسانی با پناهندگان سوری)، و در حالی که اقتصاد اروپا دیگر نمی‌تواند با ایالات متحده و چین رقابت کند، آیا در همین زمینه‌ها نیست که امکان یک نوآوری بزرگ و شورانگیز در مقیاس جهانی فراهم می‌شود؟ اگر اروپا هنوز بتواند در عرصه‌ای رهبری را به دست گیرد، درست در همین عرصه است، که به هیچ‌روی کم‌اهمیت نیست.

این‌کتاب با ۱۱۲ صفحه، شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...