آزمایشگاه‌های سیاستی، ساختارهای نوظهوری هستند که سیاست‌های عمومی را به شیوه‌ای مبتکرانه مبتنی بر طراحی، به‌ويژه با مشارکت شهروندان و نهادهای دولتی تدوین می‌کنند.

آزمایشگاه‌های سیاستی (مفاهیم، ابزارها و کاربردها)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «آزمایشگاه‌های سیاستی (مفاهیم، ابزارها و کاربردها)» نوشته سیدسروش قاضی نوری، عضو هیئت‌ علمی دانشگاه علامه طباطبائی، حامد نصیری، دانشجوی دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبایی و پروانه آقایی، دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری علم و فناوری دانشگاه تربیت مدرس منتشر شد و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

آزمایشگاه‌های سیاستی، ساختارهای نوظهوری هستند که سیاست‌های عمومی را به شیوه‌ای مبتکرانه مبتنی بر طراحی، به‌ويژه با مشارکت شهروندان و نهادهای دولتی، تدوین می‌کنند. با وجود محبوبیت روزافزون این آزمایشگاه‌ها در سطح جهان و نقش پررنگ آنها در طراحی روش‌هایی برای سیاست‌گذاری، مطالعات کمتری در مورد مفهوم‌شناسی آنها به شکلی جامع انجام شده است؛ تا جایی که از واژه آزمایشگاه سیاستی با تعابیر مختلفی در جهان استفاده می‌شود. از طرفی ویژه‌سازی این آزمایشگاه‌ها برای سیاست‌های علم و فناوری، موضوعی است که نیازمند بررسی‌های بیشتر و پیشنهادهای ساختاری و معنایی است.

با این هدف کتاب آزمایشگاه‌های سیاستی (مفاهیم، ابزارها و کاربردها) در قالب چهار فصل سازمان یافته است. در دو فصل اول، با مرور تجربیات جهانی در خصوص آزمایشگاه‌های سیاستی، ماهیت، ساختار و سازوکار آنها و همچنین رویکردهای تحقیقی در آزمایشگاه‌های سیاستی بررسی و مطالعه شده است. در فصل سوم نیز، با توجه به ویژگی‌های این نوع از آزمایشگاه‌ها، پیشنهاد‌هایی برای شکل‌دهی به آزمایشگاه سیاستی ویژه حوزه علم، فناوری و نوآوری مطرح می‌شود.

همچنین در انتها و در بخش چهارم، با هدف مروری بر تجارب مهم‌ترین آزمایشگاه‌های سیاستی جهان، یک دسته‌بندی از انواع این آزمایشگاه‌ها ارائه شده و سپس در قالب آن دسته‌بندی برخی از مرتبط‌ترین مراکز مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...