«جریده‌ فریده» گزیده‌ای از روزنامه شکوفه، دومین روزنامه زنان در ایران به کوشش زهره ترابی از سوی انتشارات اطراف منتشر و روانه بازار نشر شد.

مریم عمید (مزین‌السلطنه)  دومین روزنامه‌ زنان ایران در جریده‌ فریده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ «جریده‌ فریده» تلاش دارد تا مخاطب را با دنیای زنان پیشرو بعد از مشروطه آشنا کند و بی‌واسطه نشان‌ دهد که تصویر زن امروزی چطور شکل گرفته و در تاریخ فکر و قلم ایرانی زنان چگونه هویت خود را تعریف کرده‌اند. این کتاب منتخبی از روزنامه‌ «شکوفه»، دومین روزنامه‌ زنان ایران است که به همت مریم عمید (مزین‌السلطنه) در دوره‌ احمد شاه منتشر شد و تصویر دقیقی از وضعیت جامعه‌ ایرانی و زنان آن دوره ارائه داد.

شکوفه به صورت دوهفته‌نامه در چهار صفحه (با چاپ سنگی) منتشر و با اشتراک یک ساله توزیع می‌شد. شکوفه اولین نشریه ایرانی بود که کاریکاتورهای انتقادی را در صفحه آخر چاپ می‌کرد. از ویژگی‌های این نشریه می‌توان به لحن طنزآمیز و انتقادی، پرداختن به مسائل زنان ایرانی، تحصیل و آموزش دختران و مسائل سیاسی اشاره کرد.

در معرفی کتاب آمده است: «شکوفه» روزنامه‌ای است اخلاقی، ادبی، حفظ‌الصحه‌ اطفال، خانه‌داری، بچه‌داری، مسلک مستقیمش تربیت دوشیزگان و تصفیه‌ اخلاقی زنان، راجع به مدارس نسوان، عجاله ماهی دو نمره طبع می‌شود.» این عبارت، توضیح ثابتی است که در صفحه‌ اول همه‌ی شماره‌های شکوفه نوشته شده است؛ روزنامه‌ای چهار صفحه‌ای که در دوره‌ چهار ساله‌ انتشارش (1291-1295) به موضوعات گوناگونی پرداخته است. با توجه به وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران در سال‌های حکومت احمدشاه و وقوع جنگ جهانی اول سیاست نشریه به مرور عوض شد و محتوای تربیتی کم‌کم جای خود را به دغدغه‌های وطن‌دوستانه داد. با وجود همه‌ تغییراتی که در فرم و محتوای این نشریه اتفاق افتاده، اما یک نکته در آن ثابت است: تلاش و پشتکار مزین‌السلطنه و همکارانش برای بهبود شرایط زنان.

این تلاش هم از راه تشویق دختران به علم‌آموزی بوده و هم از طریق آگاهی‌بخشی درباره‌ی بیماری‌های مخصوص زنان و کودکان. نویسنده‌ها در بعضی شماره‌ها درباره‌ حب وطن و وظایف زنان درباره‌ وطن با مخاطبان حرف زده‌اند و در بعضی صفحات راه‌حل‌هایی برای مشکلات زناشویی ارائه داده‌اند. نکاتی از وضعیت زنان در کشورهای پیشرفته، گزارش‌هایی درباره‌ شرایط مدارس دخترانه‌ ایرانی و انتشار کاریکاتورهایی متناسب با دغدغه‌های روز بخش دیگری از کوشش‌های دست‌اندرکاران روزنامه برای تغییر وضعیت زنان ایرانی بود. مطالب کتاب «جریده‌ی فریده» و فصل‌بندی آن با توجه به همین دغدغه‌ها انتخاب شده است و معیارمان برای گزینش متن‌ها، میزان اهمیت موضوعات مختلف و میزان پرداختن به آن‌ها بوده است.

مریم عمید یکی از اعضای انجمن همت بود که توسط مدیران مدرسه دخترانه راه‌اندازی شد. وی نقش مؤثری در معرفی و گسترش فعالیت‌های آن داشت. یکی از اهداف مهم این انجمن تحریم اجناس خارجی و منع واردات این نوع محصولات بود. به عنوان مثال، همان زمان تحریم منسوجات خارجی در دستور کار این انجمن قرار گرفت و قرار شد تمامی مدارس دخترانه (اعم از دانش آموزان و معلمان) از پارچه‌های ایرانی استفاده کنند و در صورت مشاهده تخلف و خرید منسوجات خارجی، فرد خاطی اخراج شود. به این ترتیب ظرف یک ماه نزدیک به پنج هزار نفر به این تحریم پیوستند.

انتشارات اطراف «جریده فریده» را در 240 صفحه قطع رقعی به قیمت 97 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ................

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...