نهمین چاپ ترجمه داریوش آشوری از «شهریار» ماکیاولی منتشر شد. شهریار را نخستین منبع در حوزه سیاست مدرن می‌دانند. عمده مبحث ماکیاولی در این کتاب درباره شهریاریِ نوبنیاد است.

به گزارش مهر، نشر آگاه نهمین چاپ کتاب «شهریار» اثر نیکولو ماکیاولی، فیلسوف، شاعر و نمایشنامه‌نویس شهیر ایتالیایی را با شمارگان هزار و ۶۵۰ نسخه، ۲۲۰ صفحه و بهای ۳۶ هزار تومان منتشر کرد. چاپ پیشین (هشتم) این کتاب نیز در زمستان گذشته (۱۳۹۷) با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و بهای ۳۶ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. نخستین چاپ «شهریار» در نشر آگاه در سال ۱۳۸۸ با شمارگان دو هزار نسخه و بهای پنج هزار تومان منتشر شده بود.

نخستین نوبت نشر ترجمه آشوری از «شهریار» در سال ۱۳۶۶ توسط ناشری به نام «پرواز» صورت گرفته بود، اما در تاریخ نشر ایران نخستین ترجمه از «شهریار» متعلق به محمود محمود است که در سال ۱۳۱۱ در دسترس مخاطبان قرار گرفت. همچنین مترجمانی چون مرتضی ثاقب فر، احمد زرکش و نسرین مجیدی نیز به ترجمه و انتشار این متن اقدام کرده‌اند.

«شهریار» را نخستین منبع تئوریک و متن مادر سیاست مدرن دانسته‌اند و ماکیاولی را به سبب نوشتن این متن بنیان گذار سیاست مدرن. ماکیاولی در این کتاب شهریاری را دارای دو نوع کلی می‌داند: نخست شهریاری موروثی و دیگر شهریاری نوبنیاد. او اما به شهریاری موروثی توجهی نداشته و بیشترین بحثش در کتاب «شهریار» درباره شهریاری نوبنیاد است.

بر خلاف متفکران کلاسیک، ماکیاولی باور دارد که سیاست، ساختاری غیر طبیعی و آفریده هنر انسانی است. درک این نکته مستلزم در ذهن داشتن این موضوع است که نظریه سیاسی ماکیاولی، خود را تحت عنوان نظریه‌ای این دنیایی ارائه می‌دهد؛ به علاوه کاربرد عملی آن مستلزم بُعدی نو در هستی شناسی است.

این کتاب که عنوان برجسته‌ترین اثر نیکولو ماکیاولی را نیز با خود به همراه دارد در سال ۱۵۱۳ نوشته شده است، اما نخستین چاپ آن پس از مرگ نویسنده در دسترس مخاطبان قرار گرفت. نخستین چاپ آن در ۱۵۳۲ در رم، در انتشارات آنتونیو بلادو و در فلورانس، در انتشارات برناردو جونتا درآمد و از آن سال تاکنون این کتاب بدل به انجیل مقدس رهبران سیاسی در سراسر جهان شده است. «شهریار» در سال ۱۵۵۹ در فهرست کتاب‌های ممنوعه پاپ گنجانده شد و نویسنده آن را «ماکیاولیِ شیطان» نامیدند.

ماکیاولی کتاب را در ۲۶ فصل تنظیم کرده و در هر فصل توصیه‌های مهمی درباره مملکت داری به شهریاران نوبنیاد ارائه می‌کند. عناوین فصول یک تا ۱۳ کتاب به ترتیب به این شرح است: «شهریاری‌ها بر چند گونه‌اند و شیوه‌های فراچنگ آوردنشان»، «درباره شهریاری‌های ارث‌برده»، «درباره شهریاری‌های پیوندی»، «چرا در پادشاهی داریوش، که به دست اسکندر افتاد، پس از مرگ اسکندر مردم بر جانشینان وی نشوریدند»، «در باب شیوه حکومت بر آن شهرها یا شهریاری‌ها که پیش از آن با قانون خود می‌زیسته‌اند»، «در باب آن شهریاری‌ها که به نیرو و هنر خود گیرند»، «در باب شهریاری‌های نوبنیاد که به بازو و بخت دیگران گیرند»، «در باب آنان که با تبهکاری به شهریاری رسند»، «در باب شهریاری مردمی»، «در باب ارزیابی قدرت شهریاری‌ها»، «در باب شهریاری دین یاران»، «در باب گونه‌های سپاه و سپاهیان مزدور» و «در باب سپاهیان کمکی، آمیخته و بومی».

همچنن عناوین فصول ۱۴ تا ۲۶ کتاب نیز به ترتیب از این قرار است: «شهریار و لشکرآرایی»، «در باب آن‌چه مایه ستایش و نکوهش بهر مردمان است به ویژه شهریاران»، در باب بخشندگی و تنگ‌چشمی»، «در باب سنگدلی و نرمدلی و این‌که مهرانگیزی بهتر یا ترس‌انگیزی»، «در باب شیوه درست پیمانی شهریاران»، «در باب پرهیز از خوار و نفرت انگیز شدن»، «در باب سودمندی یا زیانمندی دژها و دیگر چاره‌اندیشی‌ها که شهریاران کنند»، «شهریار را چه باید کرد تا نامبردار شود»، «در باب رایزنان ویژه شهریار»، «چگونه از چاپلوسان می‌باید پرهیخت»، «در کارهای بشری بخت تا کجا دست‌اندرکار است و چگونه با آن می‌توان ستیزید» و «فراخوانشی به رهانیدن ایتالیا از چنگال بربران».

................ هر روز با کتاب ...............

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...