کتاب «برسد به دست خانم رئیس‌جمهور؛ نامه‌ای سرگشاده به بانوان سردمدار جهان» [Dear Madam President : an open letter to the women who will run the world] اثر جنیفر پالمیری [Palmieri, Jennifer] با ترجمه محمدمهدی سیدناصری منتشر شد.

برسد به دست خانم رئیس‌جمهور؛ نامه‌ای سرگشاده به بانوان سردمدار جهان» [Dear Madam President : an open letter to the women who will run the world] اثر جنیفر پالمیری [Palmieri, Jennifer]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۸۰ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۹هزار تومان توسط نشر ذکر منتشر شده است.

در نوشته پشت‌ جلد کتاب می‌خوانیم: بسیاری از مردم در آمریکا و جهان در سال ۲۰۱۶ میلادی بر این باور بودند که دیگر نوبت ریاست‌جمهوری یک زن فرارسیده و اگر خانم هیلاری کلینتون روز هشتم نوامبر دونالد ترامپ را شکست می‌داد، اولین رئیس‌جمهور زن در تاریخ ایالات متحده آمریکا می‌شد. زنی که پیش‌تر بانوی اول و سناتور و وزیرخارجه هم بوده و می‌شود گفت همه عمر کاری‌اش را در قلب سیاست ایالات متحده آمریکا گذرانده است. با وجود این‌که این همه سال خانم هیلاری کلینتون زیر ذره‌بین و جلو دوربین رسانه‌ها بوده، کمتر کسی در آمریکا مدعی است خانم هیلاری «حقیقی» را می‌شناسد.

[ این کتاب پیش از این تحت عنوان «خانم رئیس‌جمهور» و با ترجمه فاطمه رضاپور توسط نشر ستاک منتشرشده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...