کتاب «برسد به دست خانم رئیس‌جمهور؛ نامه‌ای سرگشاده به بانوان سردمدار جهان» [Dear Madam President : an open letter to the women who will run the world] اثر جنیفر پالمیری [Palmieri, Jennifer] با ترجمه محمدمهدی سیدناصری منتشر شد.

برسد به دست خانم رئیس‌جمهور؛ نامه‌ای سرگشاده به بانوان سردمدار جهان» [Dear Madam President : an open letter to the women who will run the world] اثر جنیفر پالمیری [Palmieri, Jennifer]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۸۰ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۹هزار تومان توسط نشر ذکر منتشر شده است.

در نوشته پشت‌ جلد کتاب می‌خوانیم: بسیاری از مردم در آمریکا و جهان در سال ۲۰۱۶ میلادی بر این باور بودند که دیگر نوبت ریاست‌جمهوری یک زن فرارسیده و اگر خانم هیلاری کلینتون روز هشتم نوامبر دونالد ترامپ را شکست می‌داد، اولین رئیس‌جمهور زن در تاریخ ایالات متحده آمریکا می‌شد. زنی که پیش‌تر بانوی اول و سناتور و وزیرخارجه هم بوده و می‌شود گفت همه عمر کاری‌اش را در قلب سیاست ایالات متحده آمریکا گذرانده است. با وجود این‌که این همه سال خانم هیلاری کلینتون زیر ذره‌بین و جلو دوربین رسانه‌ها بوده، کمتر کسی در آمریکا مدعی است خانم هیلاری «حقیقی» را می‌شناسد.

[ این کتاب پیش از این تحت عنوان «خانم رئیس‌جمهور» و با ترجمه فاطمه رضاپور توسط نشر ستاک منتشرشده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...