کتاب «برایم حافظ بگیر» اثر زینب سوداچی در انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.

برایم حافظ بگیر زینب سوداچی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، این کتاب روایتی داستانی از زندگی سراسر اخلاص و جهاد فرمانده گمنام، شهید شعبان نصیری است. برای نگارش آن با بیش از ۱۰۰ نفر از همرزمان و دوستان و نزدیکانش از جمله سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، ابو مهدی المهندس (فرمانده حشد الشعبی عراق) و حجت الاسلام «سید سعیدرضا عاملی» دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مصاحبه شده است.

شهید شعبان نصیری در قرارگاه فوق سری نصرت نقشی موثر داشت. این شهید در کنار فرماندهان قرارگاه از جمله سردار باقری و سردار شهید علی هاشمی فعالیت می‌کرد. وی پس از مدتی به لشگر ۹ بدر رفت.

شهید شعبان نصیری مدتی در لشگر ۹ بدر با فرماندهی شهید اسماعیل دقایقی کار کرد. با شهادت این سردار در عملیات کربلای ۵، به جایگاه ریاست ستاد این لشگر به فرماندهی حاج محمدرضا نقدی رسید. وی با آغاز درگیری‌های سوریه و عراق به دمشق، حلب، کربلا و سامرا عازم شد. در سوریه حضوری موثر داشت. رفاقت و نزدیکی‌اش به فرمانده دلاور نیروی سپاه قدس، شهید سردار حاج قاسم سلیمانی باعث شد، از مشورت‌های این سردار در زمینه‌های مختلف بهره ببرد.

پس از مدتی به لشگر ۹ بدر رفت. مدتی در این لشگر به فرماندهی شهید اسماعیل دقایقی فعالیت کرد و با شهادت این سردار در عملیات کربلای ۵، در جایگاه رییس ستاد این لشگر به فرماندهی حاج محمدرضا نقدی مشغول فعالیت شد.

حاج شعبان نصیری با آغاز درگیری‌های سوریه و عراق راهی دمشق و حلب و کربلا و سامرا شد. او حضور موثری در سوریه داشت و رفاقت و نزدیکیش به فرمانده دلاور نیروی قدس سپاه، سردار حاج قاسم سلیمانی باعث شده بود از مشورت‌های او در عرصه‌های مختلف، استفاده کنند. وی در منطقه عمومی تلعفر در غرب موصل، و در شب اول ماه مبارک رمضان ۱۴۳۸ (حدود ساعت ۷ عصر جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶) به همراه جمعی از دوستانش در کمین تله انفجاری داعش افتاد و به شهادت رسید.

درگزیده کتاب آمده است:

«دو سال پیش در مراسم چهلم سردار بی ادعا، شهید شعبان نصیری، حاج قاسم سلیمانی از این شهید عزیز این گونه یاد نمودند: شهید نصیری از اولیای الهی بود که در جامعه ما مخفی ماند. او مثل شیشه عطر بزرگی بود که باید درِ آن برداشته می‌شد، تا جامعه ما عطر آن را استشمام کند و بشناسد خصوصیات چنین شهیدی.»

................ هر روز با کتاب ...............

نازی‌ها در فیلم‌های زندگینامه‌ای‌شان درباره چهره‌هایی چون بیسمارک یا فردریک کبیر وجوهی از شخصیت آنها را پررنگ می‌کردند که یادآور تصویری بود که در رسانه‌ها از هیتلر ساخته بودند... فیلمفارسی‌های روستایی نیمه نخست دهه چهل در تبلیغ اصلاحات ارضی گشاده‌دستند... ساختمان پلاسکو و فروشگاه بزرگ ایران که در فیلم‌های دهه چهل تجدد و مصرف‌گرایی را نمایندگی می‌کنند، در اخلاف دهه پنجاهی آنها وسیله‌ای برای نمایش شکاف طبقاتی‌اند ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...