کتاب «حاجی بابا در لندن» [The adventures of Hajji Baba of Ispahan in England] با ترجمه میرزا اسدالله طاهری و مقدمه بهاءالدین خرمشاهی از سوی نشر نگاه روانه کتابفروشی‌ها شد، این اثر در واقع ادامه کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» است.

حاجی بابا در لندن [The adventures of Hajji Baba of Ispahan in England]جیمز موریه [Morier, James Justinian]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، ماجرای انتشار کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» به‌قلم جیمز موریه [Morier, James Justinian] همانند ماجراهای خود کتاب جالب است. جیمز موریه که مأمور سیاسی دولت انگلستان در زمان سلطنت فتحعلی شاه بود، در کتابی به‌نام «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی»، سرگذشت دلاک‌زاده ادب‌آموخته اهل اصفهان را روایت می‌کند که پس از ماجراهای بسیار سر از دربار قاجار درمی‌آورد. کتاب در واقع با زبانی داستانی و گیرا نقدی دارد بر سیستم سیاسی ایران در آن دوره و همچنین نگاهی انداخته است به جامعه ایران در دوره قاجار.

موریه پس از انتشار این اثر در سال 1824 در لندن، جلد دوم این اثر را با عنوان «حاجی بابا در لندن» منتشر کرد که گاه با نام «حاجی بابا در انگلستان» نیز ترجمه شده است. در معرفی این اثر آمده است: «میرزا ابوالحسن الگوی شخصیتی است که در اواخرِ رمانِ حاجی بابای اول با نامِ میرزا فیروز واردِ صحنه می‌شود، همو که در مقام ایلچی ایران رهسپار انگلستان است و حاجی را به‌عنوانِ منشیِ مخصوصِ خود همراه می‌برد: و روشن است که در دومین رمانِ حاجی، ماجراهای حاجی بابا در انگلیس، شیرین‌کاری‌های میرزا ابوالحسن در انگلستان در سفر اولش الهام‌بخش جیمز موریه در نگارش رمان دوم بوده است.»

بسیاری بر این باورند که کتاب موریه از جمله آثار ارزشمند به‌منظور شناخت جامعه ایرانی در دوره قاجار است. زنده‌یاد مجتبی مینوی در کتاب «پانزده گفتار» در این رابطه می‌گوید: «بعد از ترجمه رباعیات خیام شاید هیچ کتاب انگلیسی به‌اندازه «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» ایران و ایرانی را بر سر زبان اروپاییان نینداخته باشد. می‌دانید که این کتاب به فارسی ترجمه شده است و مترجمش «میرزا حبیب اصفهانی» بوده، و بسیار خوب انشا کرده است. اگر آن را نخوانده‌اید حتماً بخوانید و اگر هم خوانده باشید به یک بار دیگر خواندن می‌ارزد».

انتشار کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» در ایران با ترجمه میرزا حبیب اصفهانی صورت گرفت. میرزا حبیب که طبعی ادبی داشت، تنها به ترجمه صرف کتاب اکتفا نکرد و با ذوق ادبی خود، گاه نظم را نیز همراه نثر کرد. انتشار این کتاب در ایران ابتدا مورد اقبال بسیاری واقع شد، چون مخاطبان گمان می‌کردند که یک ایرانی آن را نوشته است اما همین که متوجه شدند کتاب ترجمه‌ای است از کتاب یک نویسنده خارجی، به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد. بسیاری از اینکه یک خارجی سر در زندگی آنها کرده و گاه به‌طنز درباره برخی از مشاغل سخن گفته است، نپسندیدند. مجموع انتقادها نیز سبب شد موریه ادعا کند که کتاب را یک ایرانی نوشته و به دست او داده است.

با وجود همه این‌ها کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» یکی از کتاب‌های خواندنی در ادبیات دوره قاجار است که از چند وجه حائز اهمیت است؛ نخست آنکه این اثر اولین تلاش‌ها برای ترجمه از انگلیسی به فارسی است که مترجم به‌دلیل خبره بودن، توانسته اثری کمال‌یافته خلق کند. از سوی دیگر، کتاب از منظر نقد اجتماعی نیز حائز اهمیت است. نویسنده با نکته‌بینی به بخش‌های مختلف و مشاغل گوناگون ایرانی‌ها در آن زمان نگریسته و جامعه ایرانی دوره قاجار را از منظر یک سیاح اروپایی تعریف کرده است.

انتشارات نگاه کتاب «حاجی بابا در لندن» را در 336 صفحه و به‌قیمت 65 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...