«پریزاد»، تازه‌ترین اثر داستانی سعید تشکری است که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد. این اثر روایتگر داستانی از دل تاریخ است.

پریزاد سعید تشکری

به گزارش 
کتاب نیوز به نقل از تسنیم، نگاه تاریخی و روایت داستان در بستر تاریخ از جمله ویژگی کارهای داستانی تشکری است. موضوعی که در کتاب جدید او نیز به چشم می‌خورد. «پریزاد» در واقع داستانی است از دوره تیموریان. روایت بخشی از تاریخ ایران با نثری شیرین. ماجرای امیرعلی شیر نوایی در دوره تیموریان و حکومت سلطان حسین بایقرا.

داستان از همان ابتدا مخاطب را وارد ماجرا می‌کند:

ـ دیگر حق نداری بگذاری علی‏‌شیر برای تمرینِ تیراندازی و شمشیرزنی، با شاهزاده حسین همراه شود.
شنید:
ـ باز که سخن ناحساب می‏زنی، مَرد! فرمان سلطان‏ ابوسعید بوده. استاد نورالدین جامی همیشه می‌‏آید و او را همراه خودش به قصر می‏‌بَرد. می‌‏توانم مانعشان شوم؟!
صنم‌‏بیگم بلند شد و خواست از اتاق بیرون برود که غیاث‏‌الدین دستِ زنش را گرفت و او را روبه‌‏روی خود نشاند. گفت:
ـ یعنی تو حاضری ترکِ دیار و زادگاه کنی و در شهری غریب زندگی کنی؟!
شنید:
ـ زادگاه من اینجاست، یعنی هرات. زادگاهِ تو نیز روستای چشمه‌‏گیلاس است، نزدیک مشهد. قرار است به آنجا برویم. آن‏چنان هم که می‌‏گویی، غریب نیستیم، غیاث. گاهی در عقل و دینت شک می‌‏کنم. به خدا شک می‌‏کنم. زندگی در مشهد آرزوی تمام عمرم بوده. اصلاً دوست دارم علی‏‌شیر در آن حال‏ و هوا نفس بکشد و هنر بیاموزد و بنویسد. چه عیبی دارد؟! حالا که سلطان حکم به تبعیدمان داده، با پا که نه، با سر می‏‌روم، مَرد؛ با دل می‏‌روم. همیشه از خدا می‏‌خواستم که در جوارِ امام‏ رضا باشم. ...

وجه شبه دیگر کارهای تشکری، توجه به اقلیم خاص است. او که زادگاهش خراسان است، عمده داستان‌هایش نیز در همین حال و هوا متولد شده‌اند. «پریزاد» نیز همچون دیگر آثار او مانند «ولادت» و «پاریس پاریس» در همین حال و فضا روایت می‌شود.

نثر «پریزاد» نقطه قوت دیگر این اثر است. مخاطب از همان ابتدای اثر با متنی روبروست که او را به دل تاریخ می‌برد، متنی تصویری که برآمده از توانایی تشکری در ادبیات نمایشی است.

در معرفی ناشر از موضوع این کتاب آمده است: این رمان قصه بخشی از خراسان بزرگ را روایت می‌کند که در سال‌های سلطنت سلطان حسین بایقرا با کمبود و قحطی آب روبه‌رو شد. بستر زمانی این‌ داستان مربوط به سلسله تیموریان است که فرقه اسماعیلیان نفوذ زیادی بر آن‌ها داشتند. این ‌نفوذ باعث شد مرد فاضل و وارسته‌ای به‌نام امیرعلی شیرنوایی به وزارت دربار تیموریان برسد.

انتشارات سوره مهر کتاب در 298 صفحه و به قیمت 50 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات داستانی قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...