کتاب «ققنوس قدس» شامل مجموعه اشعار شاعران درباره سردار حاج‌قاسم سلیمانی توسط انتشارات خط مقدم منتشر و راهی بازار نشر شد.

ققنوس قدس: مجموعه اشعار درباره حاج‌قاسم سلیمانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اشعار این‌کتاب توسط علی داوودی و کاظم رستمی گردآوری شده‌اند که اشعار در قالب‌های غزل، مثنوی و رباعی را شامل می‌شوند. محمدرضا طهماسبی، علی داوودی، مهدی جاندار، علیرضا قزوه و ... از جمله شاعرانی هستند که شعرشان در این‌کتاب درج شده است.

رستمی به‌عنوان یکی از گردآورندگان این‌کتاب، درباره آن می‌گوید: کاظم رستمی یکی از گردآورندگان کتاب ققنوس قدس می گوید: درست چندساعت بعد از شهادت حاج قاسم بود که در تماس با دوستان شاعر تصمیم گرفتیم کاری برای ایشان انجام بدهیم. آن روزها هر کسی می‌خواست کاری انجام بدهد و خشم و حسرت خود را در مصیبت از دست دادن حاج قاسم بروز دهد. ما شاعران آن چه در چنته داشتیم زبان شعر و سخن آهنگین بود. آستین بالا زدیم و «ققنوس قدس» حاصل همراهی و همت دوستان شد.

وی همچنین اضافه می‌کند: اغراق نیست اگر بگویم ما علمدار سپاه عاشورائیان آخرالزمان را از دست دادیم و یل سپاه مان از دست رفت. این چیزی نیست که هیچ شاعری بتواند بگوید من از عهده وصفش برآمدم. اما من و دوستان شاعرم سعی خودمان را کردیم و از میان اشعار فراوانی که در خصوص حاج قاسم سراییده شده بود بهترین‌ها گزینش شدند تا در این‌کتاب گردآوری شوند. «ققنوس قدس» اگرچه یکی از اولین کتاب‌های شعر در خصوص سردار بی‌بدیل جبهه های مقاومت اسلامی حاج قاسم سلیمانی است، اما به نظر می رسد آخرین کتاب نباشد و باز شاهد انتشار کتاب‌هایی از این دست در رسای سردار دل ها باشیم. قاسم سلیمانی برآمده از متن مردم بود و تا حق شناسی دوستداران بی شمار حاجق قاسم وجود دارد، یاد او پایدار خواهد ماند.

................ هر روز با کتاب ..............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...