مجموعه سه‌جلدی منظوم «الا دختر»، «ابولچپ» و «خاک عالم» سروده امید مهدی‌نژاد به چاپ رسید. دو مجموعه «الا دختر»، «ابولچپ» پیش از این توسط نشر سپیده‌باوران و نشر قاف چاپ شده بود.

«ابولچپ» و  سروده امید مهدی‌نژاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، هر یک از این سه کتاب با شمارگان ۱۲۵۰ نسخه و قیمت ۸۵ هزار تومان در انتشارات سوره‌ مهر راهی بازار کتاب شده است.

در معرفی ناشر از این مجموعه آمده است: مهدی‌نژاد در این سه کتاب با رویکردی که آمیخته طنز و فکاهی است، به مسائل گوناگون اجتماعی نظر انداخته و خواندن شعرهای طنز او لحظات شیرینی را برای خواننده خلق می‌کند.

دفتر «الادختر» مجموعه دوبیتی‌های فکاهی و مطایبه‌آمیزی است که با نظر به فرم مشهور دوبیتی‌های فولکلور (فرهنگ عامه) عاشقانه سروده شده‌اند، اگرچه به گفته شاعر رگه‌های گاه پیدا و پنهانی از طنز و نقد نیز در آن یافت می‌شود. شاعر در مقدمه این دفتر تاکید می‌کند دوبیتی‌های «الادختر» ترانه‌های عامیانه است که مردمان ساده‌دل شهر و روستا و ایل قصه‌ها و احوالات عاشقانه‌شان را در این قالب بیان کرده‌اند و حالا او به بازسازی آنها در حال و هوای امروز پرداخته است.

دفتر دوم و سوم از این سه‌گانه با عنوان «ابولچپ» و «خاک عالم» نیز به ترتیب با ۲۵ و ۲۶ شعر طنز عمدتاً بلند، موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را به طنز کشیده است.
شاعر در ابتدای دفتر «ابولچپ» توضیح می‌دهد که ابولچپ گوشه‌ای است متعلق به دستگاه همایون که در راست‌پنج‌گاه نیز اجرا می‌شود. ابوالچپ کیفیتی محزون دارد و در اجرای راست‌پنج‌گاه مقدمه‌ای برای گوشه لیلی و مجنون محسوب می‌شود. و باز خودش توضیح می‌دهد که علت انتخاب نام ابوالچپ برای این مجموعه تا این لحظه معلوم نشده است!

در ابتدای دفتر «خاک عالم» هم امید مهدی‌نژاد وجه تسمیه کتاب را این‌طور برای خواننده روایت می‌کند: منظور از خاک عالم خاک تمامی عالم یا تمامی خاک‌های عالم است. این عبارت وقتی به کار می‌رود که گوینده با رویداد ناگواری روبه‌رو شود یا یک‌باره به یاد آورد که امر مهمی را فراموش کرده است. خاک عالم همچنین در خطاب هم کاربرد دارد و زمانی استفاده می‌شود که گوینده بخواهد شخصی را بابت اینکه از پس انجام کار ساده‌ای برنیامده است شماتت کند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...