نخستین کتاب الکترونیکی آثار و زندگی پروین اعتصامی، هم‌زمان با گشایش پنجمین دوره جشنواره فیلم پروین و آغاز نخستین دوره بین‌المللی این رویداد سالانه سینمایی، رونمایی می‌شود.

به گزارش ایسنا، مازیار رضاخانی - دبیر جشنواره فیلم پروین - با اعلام این خبر، گفت: نظر به حضور فیلم‌سازان 20 کشور دنیا و آشنایی هر چه بیش‌تر هنرمندان نسل جوان بر آن شدیم تا به میمنت آغاز پنجمین دوره‌ی جشنواره فیلم پروین و شروع نخستین دوره بین‌المللی آن، کتاب الکترونیکی این رویداد را با محوریت مرور زندگی شاعر بزرگ پارسی (پروین اعتصامی) با حمایت معاونت سینمایی رونمایی کنیم.

وی افزود: در این کتاب الکترونیکی علاوه بر مرور زندگی‌نامه، ناگفته‌هایی از زندگی شخصی، اسناد شخصی، دیوان اشعار با امکان فیش‌برداری، حاشیه‌نویسی، دکلمه کامل دیوان اشعار به همراه دو موسیقی سنتی، سوگواره و... گنجانده شده است.

رضاخانی خاطرنشان کرد: در این کتاب الکترونیکی بخش‌هایی از آن‌چه در پنج ساله گذشته در جشنواره رخ داده است، وجود دارد.

او در پایان گفت: این کتاب الکترونیکی که به دو زبان فارسی و انگلیسی است، هم‌زمان با افتتاحیه جشنواره رونمایی می‌شود و در روز اختتامیه به صورت رایگان هدیه خواهد شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...