تازه‌ترین آثار سیدحمیدرضا برقعی شاعر مطرح آئینی کشور در قالب شعرکودک همزمان با روز جهانی کودک توسط انتشارات شهیدکاظمی منتشر شد.

 سفره رنگین با محوریت زندگی امام حسن (ع) سید حمیدرضا برقعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، سیدحمیدرضا برقعی را همگان به شعرهای آئینی پراحساسش می‌شناسند و در این سال‌ها او توانسته با شعرهای آئینی اش سبک جدیدی از شعرگویی و شعرخوانی را توأمان به جامعۀ ادبی کشور هدیه دهد. برقعی با اشعارش نمِ اشکی را که برآمده از محبت به آل الله است، بر چشمان مخاطب بزرگسال می‌نشاند.

سیدحمیدرضا برقعی از مخاطب کودک و نوجوان هم غافل نیست و در تازه‌ترین حرکت خود، مجموعه اشعاری که برای اهل بیت (ع) و برای مخاطب کودک مناسب‌اند را به نشر شهید کاظمی سپرده است. اشعار کودکِ برقعی همان حال و هوایی را دارند که اشعار بزرگسالش دارند با همان عیاری شعرهای دیگر او که از همان احساس و معرفت برآمده اند با این تفاوت که زبان کودکانه دارند. معارفی که اگر در جانِ کودک نشینند امید می‌رود تا سال‌ها همراه او باشند.

تازه‌ترین آثار سیدحمیدرضا برقعی شاعر کتاب‌های رقعه، قبله مایل به تو، تحیر و طوفان واژه‌ها در قالب مجموعه ۵ جلدی شعر کودک در قطع خشتی همزمان با روز جهانی کودک توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار می‌شود.

• آن سلام آشنا؛ با محوریت زندگی پیامبر اکرم (ص)
• دست‌های مهربان؛ با محوریت زندگی امیرالمومنین (ع)
• مهربان‌تر از مادر؛ با محوریت زندگی حضرت زهرا (س)
• سفره رنگین؛ با محوریت زندگی امام حسن (ع)
• در آغوش پرچم؛ با محوریت زندگی امام حسین (ع)

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...