نسخه دوم مجموعه «چهل قصه» با روایت‌گری هنرمندان سرشناس و قصه‌گویان کانون، با نماد کلاغ قصه‌گو از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

 نسخه دوم مجموعه چهل قصه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، نسخه دوم چهل قصه شامل ۴ دی‌وی‌دی و عروسک کلاغ قصه‌گو است که به عنوان یک بسته آموزش قصه‌گویی از سوی کانون عرضه شده است.

محتوای این ۴ دی‌وی‌دی برای گروه‌های سنی خردسال، کودک، نوجوان و بزرگ‌سال ساخته شده و در آن هنرمندان نام‌آور کشور و قصه‌گویان کانون به اجرای قصه‌ها با تلفیق موشن و انیمیشن به مدت ۴۰۰ دقیقه پرداخته‌اند و دریچه‌ای تازه به دنیای قصه‌ها گشوده‌اند.

هنرمندانی همچون رضا کیانیان، ثریا قاسمی، احترام برومند، علیرضا خمسه، سروش صحت، اشکان خطیبی، گیتی خامنه، مصطفی رحماندوست، مجید قناد، سروش جمشیدی، سارا روستاپور، افسانه بایگان، سعید شیخ‌زاده، اصغرهمت، اردلان شجاع‌کاوه و بهاره جهاندوست در این مجموعه به قصه‌گویی پرداخته‌اند.

علاقه‌مندان می‌توانند نسخه دوم «چهل قصه» را هم اکنون از فروشگاه‌های کانون پرورش فکری در سراسر کشور و فروشگاه اینترنتی محصولات کانون، تهیه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...