قدرت جهانی شش مرد [How Six Made Their Way in the World (Sechse kommen durch die ganze Welt)] نوشته برادران گریم [‏‫Grimm, Wilhelm Karl] ازسوی نشر پرتقال با ترجمه غلامرضا امامی منتشر شد.

قدرت جهانی شش مرد [How Six Made Their Way in the World (Sechse kommen durch die ganze Welt)] نوشته برادران گریم [‏‫Grimm, Wilhelm Karl]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، نشر پرتقال از سری نویسنده‌های بزرگ جهان، این کتاب را با ترجمه غلامرضا امامی برای مخاطبان کودک منتشر کرده است.

کتاب قدرت جهانی شش مرد نوشته برادران گریم برای کودکان 3 تا 7 سال به قلم برادران گریم منتشر شده است.

سربازی قصد می‌‌کند که در دنیا سفر کند و شگفتی‌‎های آن را ببیند. در این مسیر، با پنج مرد دیگر مواجه می‌شود که هر کدامشان قدرتی عجیب و منحصر به فرد دارند؛ یکی به سرعت باد می‌‎دود، دیگری با نفس خود آسیا‌ب‌های بادی را به حرکت درمی‌‎آورد و آن یکی، با تکان دادن کلاهش می‎تواند سرمای شدیدی ایجاد کند. آنها به دربار می‌‎روند و قراری عجیب با پادشاه می‌گذارند. قراری که باید با همکاری هر شش نفرشان انجام شود تا بتوانند زنده بمانند...

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...