«۱۵ داستان کوتاه قرن نوزدهم» [Short stories from the nineteenth century] از سوی نشر فرزان روز به چاپ سوم رسید.

15 داستان کوتاه قرن نوزدهم» [Short stories from the nineteenth century]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، نشر فرزان روز «۱۵ داستان کوتاه قرن نوزدهم (جن داخل بطری)» را با انتخاب «دیوید استوارت دیویس» [Davies, David Stuart] و ترجمه شهرزاد بیات‌موحد منتشر کرده که به چاپ سوم رسید.

این مجموعه داستان‌های کلاسیک، داستان‌هایی از عصر طلایی داستان‌نویسان بزرگ هستند که تصویری خاطره‌انگیز از آن روزهای رفته را به ما می‌نمایانند و در عین حال سرگرمی جذاب و انگیزشی برای افکار خواننده امروزی فراهم می‌کنند.

داستان‌هایی که از میان خیل آثار چارلز دیکنز، اسکار وایلد، آنتوان چخوف، اچ.جی ولز، آرتور کانن دویل، رابرت‌لویی استیونسن، گاسکل، اُ هنری، آنتونی ترولپ، تامس هاردی، ویلکی کالینز، گی‌دو موپاسان، شارلوت پرکینز گیلمان، چارلز لمب و برام استوکر در یک کتاب جمع شده‌اند.

این مجموعه در ۳۴۸ صفحه و با قیمت ۶۰ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات داستانی قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...