کتاب «باغ رستگاری» با مجموعه‌ای از داستان‌های برگزیده جایزه اُ. هنری (1986) [Prize Stories 1986: The O. Henry Awards] با ترجمه زهره یاری و از سوی انتشارات کتاب نیستان به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

باغ رستگاری» از برگزیدگان جایزه اُ. هنری (1986) [Prize Stories 1986: The O. Henry Awards]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در توضیح ناشر بر این مجموعه آمده است: ویلیام سیدنی پورتر ملقب به اُ. هنری که برای مخاطبان ایرانی بیش از هر چیز با داستان هدیه کریسمس شناخته شده است، یکی از مشهورترین داستان‌نویسان آمریکایی است که از دوران جوانی به صورت حرفه‌ای نویسندگی را آغاز کرد. وی در زمان حیات خود حدود ششصد عنوان داستان کوتاه تالیف کرد که زیبایی و تاثیرگذاری و سبک منحصر به فرد آن باعث شد حدود یک دهه پس از مرگ وی، شاگردان و جمعی دوستدارانش به منظور اعتلای هنر و حمایت و تشویق نویسندگان جوان اقدام به ایجاد جایزه‌ای با نام وی کنند که بیش از یکصد سال قدمت دارد.

این جشنواره که تخصصا بر ژانر داستان کوتاه تمرکز دارد، همه‌ساله به انتخاب سردبیری منحصر به فرد گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه رسیده به دبیرخانه را انتخاب و در کتابی منتشر می‌کند. در میان سردبیران این کتاب طی سال‌های گذشته بر آن می‌توان به نام نویسندگان مشهوری چون آلیس مونرو نیز برخورد و بسیاری از نویسندگان صاحب سبک امروز ادبیات انگلیسی زبان از جمله مونرو، اووتس و… در زمره برگزیدگان و نیز نویسندگان منتخب این جایزه به شمار می‌روند.

کتاب «باغ رستگاری» از برگزیدگان جایزه اُ. هنری (1986)، در 260 صفحه، به قیمت 70 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه زهره یاری، به همت انتشارات کتاب نیستان به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...