هفدهمین شماره دوماهنامه ادبی چامه، ویژه صد سالگی داستان همراه نظرسنجی درباره پنج رمان و مجموعه داستان تاثیرگذار و مترجم تاثیرگذار منتشر شد.

جشن صد سالگی داستان ایرانی با چامه 17

به گزارش کتاب نیوز به نقل از همشهری آنلاین، در بخشی از سرمقاله این شماره که به صدسالگی داستان ایرانی اختصاص دارد، محمدجواد جزینی نوشته است: «کوتاه زمانی بعد از یکی بود یکی نبود سروکله جوانی پیدا می شود که جهان داستان کوتاه ایران را دگرگون می‌کند. صادق هدایت و بعد از او چهره‌های دیگر نسل اول داستان‌نویسان سربرمی‌آورند؛ بزرگ علوی، صادق چوبک و نسل دوم؛ جلال آل احمد، ابراهیم گلستان، سیمین دانشور، غلامحسین ساعدی، بهرام صادقی، هوشنگ گلشیری، احمد محمود، محمود دولت آبادی و...اما تابندگی این ستاره‌ها و شاید کم‌بنیه‌گی نقد ادبی فرصت دیده شدن نام‌ها و آثار دیگران را نداد. کسانی چون تقی مدرسی، غ. داوود(منو چهر صفا)، کاظم تینا، شمیم بهار، رضافرخفال، بهمن فرسی، رضا دانشور، بهمن شعله ور و ... این که گفته اند «داستان‌نویسان ایرانی از تاریکخانه هدایت بیرون آمدند» پر بیراه نیست، چرا که هنوز تأثیر نگاه و مشربی که او آغاز کرد، حتی در نسل پنجم داستان‌نویسان ایرانی پیداست. ما در این دهه ها نتوانسته‌ایم، نقش تشکل‌ها و انجمن‌های ادبی را در توسعه هنر داستان‌نویسی بازیابی کنیم.»

در بخش ویژه‌نامه سیدعلی کاشفی خوانساری، مهسا شمسی‌پور، روح اله رویین، پریسا صالحی، در این شماره از مجله چامه یادداشت‌ها و نقدها و مقالاتی را درباره‌ی صدسالگی داستان در ایران نوشته‌اند.

این شماره که به صدسالگی داستان در ایران اختصاص دارد، علاوه بر داستان و شعر از شاعران و نویسندگان امروز ایران دربرگیرنده‌ی یک نظرسنجی است که که خانم مریم آموسا برای چامه آماده و آراسته کرده است. او برای تدوین و انتشار لیست پنج رمان و مجموعه داستان تاثیرگذار و مترجم تاثیرگذار، تحلیل نویسندگان و مترجمان و منتقدان را نیز در باب انتخاب‌هایشان جویا شده است. علی قانع، میلاد ظریف، شهاب لواسانی، آرام روانشاد، لیلا صادقی، غلامرضا امامی، فیض شریفی، ساسان گلفر، علی شروقی، محسن فرجی، ناتاشا امیری، محمدرضا مرزوقی، غلامحسین سالمی، مهدی فتوحی، رضیه انصاری، شهریار عباسی، نسترن مکاری، هادی تقی زاده، علیرضا بهنام، محسن حکیم معانی و رضا آشفته نویسندگان و مترجمانی بودند که به پرسش‌های او در خصوص ۵ رمان و مجموعه داستان و ۵ مترجم تاثیرگذار پاسخ داده‌اند.

براساس این نظر سنجی رمان «بوف کور» مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رمان ایرانی است که نه تنها بر روی مخاطبان و نویسندگان نسل‌های بعد تأثیر گذاشته است، بلکه با ترجمه‌هایی که از این کتاب شده است، می‌توان به جایگاه ویژه این اثر در جهان اشاره کرد.

در کنار این رمان دو رمان «همسایه‌ها» نوشته‌ی احمد محمود و رمان «سووشون» نوشته‌ی سیمین دانشور، در رده دوم قرار می‌گیرند و پس از آن «شازده احتجاب» نوشته‌ی هوشنگ گلشیری و پس از آن «روزگار دوزخی آقای ایاز»، نوشته‌ی رضا براهنی، «دایی جان ناپلئون» نوشته‌ی ایرج پزشکزاد و «سنگ صبور» نوشته‌ی صادق چوبک قرار می‌گیرند.

در بخش شعر زمان آثارتازه‌ای از ضیاءالدین خالقی، سیروس نوذری، پوران کاوه، حمیدرضا شکارسری، محسن آریاپاد، احمد قربان‌زاده، مهدی ریحانی، سینا جهاندیده، مزدک پنجه‌ای، علیرضا بهرامی، رضا اسماعیلی، هادی منوّری، نصرت‌الله مسعودی، فرهاد عابدینی، افسانه نجومی، مرضیه آقارضایی، مهرداد پیله‌ور، روح‌الله آبسالان، حمیدرضا اقبال‌دوست، زهره یوسفی، شادی میرزایی، فرناز فرازمند، شهین راکی، مجتبی نورانی،

در بخش گپ، ترجمة فرزدق اسدی از گفت وگوی خواندنی و تازه‌ی روزنامه‌ی هلندی De Volkskrant با کازو ایشی گورو منتشر شده است. ایشی گورو در پاسخ به این سؤال می‌گوید: چگونه ایده‌ی نوشتن از منظر یک ربات به ذهن شما خطور کرد؟ یا اجازه دهید بگوییم از منظر یک موجود دارای هوش مصنوعی؟

«شخصیت کلارا در ابتدای کار به شکلی پیچیده و ناواضح به سراغم آمد. من همیشه به کتاب‌های مصوری که برای کودکان چهار یا پنج ساله‌مان می‌خوانیم علاقه‌مند بوده‌ام. این کتاب‌ها منطق شگفت‌انگیزی دارند، برای مثال درشان اصلاً تعجب‌آور نیست که ماه که از پنجره داریم می‌بینیمش صحبت می‌کند. هم چنان که هر کودکی می‌تواند از یک نردبان بالا و پیش ماه برود. هدف من در آغاز کار روی یک رمان برای کودکان بود. داستان دختری بیمار بود که به دلیل بیماری جدیش از بیرون رفتن هر روزه با عروسکش برای تماشای غروب آفتاب ممنوع می¬شد؛ یک روز دختر ریسک می کند و با عروسک خود بیرون می‌رود و تعدادی ماجرا برایش رخ می دهد. وقتی قصه را برای دخترم نائومی تعریف کردم، او مرا متقاعد کرد که داستان من بسیار غم‌انگیز خواهد بود و برای کودکان مناسب نیست. برای همین تصمیم گرفتم مسیر قصه را تغییر دهم، و یک راوی غیر"واقعی" که برساخته‌ی هوش مصنوعی‌ست انتخاب کنم. چون من سال‌هاست که با اشتیاقی واقعی، تحولات و دستاوردهای هوش مصنوعی را دنبال می‌کنم. و افتخار این را داشتم که با تعدادی از دانشمندان و متخصصان این رشته صحبت کنم».

................ هر روز با کتاب ...............

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...