دومین چاپ «نشانه – معناشناسی ادبیات: نظریه و روش تحلیل گفتمان ادبی» نوشته حمیدرضا شعیری توسط انتشارات دانشگاه تربیت مدرس منتشر شد.

نشانه معناشناسی ادبیات: نظریه و روش تحلیل گفتمان ادبی حمیدرضا شعیری

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات دانشگاه تربیت مدرس چاپ دوم کتاب «نشانه – معناشناسی ادبیات: نظریه و روش تحلیل گفتمان ادبی» نوشته حمیدرضا شعیری را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۸۸ صفحه و بهای ۲۸ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۵ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۱۸ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

«نشانه – معناشناسی ادبیات» چهار فصل دارد که در هر فصل یک نظام گفتمانی مهم ادبی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. عناوین آنها به ترتیب از این قرار است: «نظام گفتمانی کنشی»، «نظام گفتمانی تنشی»، «نظام گفتمانی شَوِشی» و «نظام گفتمانی بُوشی».

نظام گفتمانی کنشی خود به دو نوع کنشی تجویزی و کنشی مجابی تقسیم می‌شود. این نظام نشان می‌دهد که چگونه کنش در مرکز عملیات روایی قرار گرفته و با ایجاد تغییر در معنای موجود فرآیند دگرگونی معنایی را رهبری می‌کند.

نظام گفتمانی تنشی نظامی است که بر اساس تنیدگی بین دو فضای گستره‌ای و فشاره‌ای شکل می‌گیرد. در این حالت میزانی از انرژی از ناحیه‌ای به ناحیه دیگر منتقل شده و وضعیت موجود را به وضعیتی هم‌تنیده تغییر می‌دهد. به همین دلیل است که کنش اهمیت خود را از دست داده و تنش در مرکز فرآیند گفتمانی قرار می‌گیرد.

در نظام گفتمانی شوشی با پدیدارشناسی حضور مواجه هستیم. بر خلاف نظام کنشی در چنین نظامی، نقصان و یا بحران ارزشی جای خود را به نقصان و یا بحران حضور می‌دهد. چنین نظامی ما را مقابل شوشگری قرار می‌دهد که با تجربه زیسته حضور درگیر است. در فرآیند شوشی کنش جای خود را به رابطه حسی – ادراکی می‌دهد که شوشگر با دنیایی برقرار کرده و تجربه زیسته خود را به زبان منتقل می‌کند.

در نهایت اینکه نظام بوشی را می‌توان فرآیندی دانست که به نوعی از مسیر ساختار و و برنامه خارج شده و از این نظر انحرافی است. گسست و چالش از ویژگی‌های مهم چنین حرکتی هستند. این نظام فرآیندی است که با سلب و ایجاب گره خورده و بر این اساس کنشگر بوشی به واسطه «ممکن‌ها» معنادار می‌شود. «ممکن» راهی است که کنشگر بوشی را به سوی یک انتخاب آزاد سوق می‌دهد. امکان انتخاب برای سوژه بوشی تنها در صورتی میسر می‌شود که او در محتوای درونی خود نسبت به «خود» و حضور «خود» به طور کیفی آگاه باشد.

نویسنده در فصول چهارگانه کتاب و برای شرح بهتر هرکدام از این نظام‌ها به تحلیل آثاری چون «سنگی بر گوری» جلال آل احمد، «انتری که لوطیش مرده بود» و «روز اول قبر» صادق چوبک و «رویاهای یک گردشگر تنها» ژان ژاک روسو پرداخته است.

حمیدرضا شعیری فارغ‌التحصیل مقطع دکترای رشته نشانه‌معناشناسی از دانشگاه لیموژ فرانسه است. او هم‌اکنون به عنوان عضو هیأت علمی در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس به تدریس و پژوهش اشتغال دارد. «تجزیه و تحلیل نشانه‌معناشناختی گفتمان»، «مبانی معناشناسی نوین»، «نشانه‌معناشناسی دیداری» و «ققنوس؛ راهی به نشانه‌معناشناسی سیال» از دیگر تالیفات منتشر شده اوست.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...