ترجمه دو کتاب «میشل استروگف» و «بیست‌هزار فرسنگ زیر دریاها» اثر ژول ورن توسط انتشارات آفرینگان منتشر شد.

به گزارش مهر، ژول ورن نویسنده معروف ادبیات علمی تخیلیِ فرانسوی از جمله مولفانی است که تعدادی از آثارش از جمله «دور دنیا در هشتاد روز» در قالب پویانمایی یا فیلم سینمایی به مخاطبان عرضه شده است. داستان‌های ژول ورن چه به لحاظ قصه‌گویی و محتوایی به گونه‌ای هستند که از کودک ۹ ساله تا بزرگسال ۹۰ ساله با آن ارتباط برقرار می کنند.

مجموعه انتشارات ققنوس و انتشارات آفرینگان به‌عنوان زیرمجموعه آن، با توجه به اهمیت آثار ژول ورن در تاریخ ادبیات، ‌چاپ نسخه کاملی از مجموعه آثار این نویسنده را در دستور کار قرار داده است. به این ترتیب و با چاپ ترجمه آثار ورن، علاقه‌مندان به ادبیات می‌توانند با نخستین آثار ادبیات علمی - تخیلی جهان و پیشگویی‌های علمی این نویسنده بزرگ در قالب رمان‌ آشنا شوند. ژول ورن متولد سال ۱۸۲۸ و درگذشته به سال ۱۹۰۵ است.

پیش از این، ترجمه رمان‌های «دور دنیا در هشتاد روز»، «سفر به مرکز زمین»، «سفر به ماه» و «پنج هفته در بالن» در تابستان ۹۷ و در قالب این مجموعه و «از زمین تا ماه»‌ در زمستان همان‌سال در قالب این‌مجموعه منتشر شدند.

ترجمه فارسی «میشل استروگف» از مجموعه مورد اشاره، توسط فرزانه مهری انجام شده و نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۱۴ به چاپ رسیده است. «میشل استروگف» برای اولین‌بار در سال ۱۸۷۶ منتشر شد و داستانش درباره میشل استروگف فرمانده ارتباطات درباره تزار روسیه است. استروگف مأمور می‌شود پیام مهمی را به شهر دورافتاده ایرکوتسک در سیبری شرقی که برادر تزار برای بازرسی به آنجا رفته‌، برساند.

داستان این‌رمان درباره تقابل حکومت تزار با قبال تاتار و شورش‌های آن‌هاست. این‌میان میشل استروگف صحنه‌های جالب و تاثیرگذاری می‌بیند و تجربیات مختلفی را از سر می‌گذراند.

کتاب پیش‌رو، ۲ بخش اصلی دارد که بخش اول ۱۷ فصل و بخش دوم هم ۱۵ فصل دارد. در پایان کتاب هم معرفی‌نامه‌ای از ژول ورن به چاپ رسیده است. عناوین فصول بخش اول کتاب به‌این‌ترتیب‌اند:

جشنی در کاخ نو، روس‌ها و تاتارها، میشل استروگف، از مسکو تا نیژنی نووگورود، حکمی در دو بند، برادر و خواهر، پایین رفتن از ولگا، بالا رفتن از کاما، روز و شب سوار بر تارانتاس، طوفان در کوه‌های اورال، مسافران در خطر، دعوت به مبارزه، بالاتر از همه‌چیز وظیفه، مادر و پسر، باتلاق‌های بارابا،‌ آخرین تلاش، آیات و اشعار.

عناوین ۱۵ فصل بخش دوم کتاب هم به‌این‌ترتیب هستند: اردوگاه تاتارها، رفتار آلسید ژولیوه، ضربه در مقابل ضربه، ورود پیروزمندانه، «نگاه کن! تا می‌توانی نگاه کن!»،‌ دوست همسفر، عبور از ینی‌سئی، یک خرگوش صحرایی از وسط جاده می‌گذرد، در استپ،‌ بایکال و آنگارا، بین دو کناره، ایر کوتسک،‌ پیکی از طرف تزار، شب پنجم سپتامبر، موخره.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

ضربه شاد شلاق به او جواب داد. در زبان درشکه‌چی‌های روس «کلاغ» به معنی مسافر خسیس و فقیر است که در توقفگاه‌های روستایی بیشتر از دو یا سه کوپک برای اسب‌ها نمی‌پردازد. «عقاب» مسافری است که، علاوه بر این‌که انعام سخاوتمندانه‌ای می‌دهد، از قیمت‌های بالا نمی‌ترسد. به همین جهت، کلاغ نمی‌توانست ادعا کند که می‌تواند به سرعت پرنده امپراتوری پرواز کند.

نادیا و میشل استروگف بلافاصله سوار تارانتاس شدند. مقداری آذوقه کم‌حجم درون اتاقک تارانتاس جاسازی کردند تا در صورت تاخیر بتوانند تا رسیدن به منزل پستی، که زیر نظر دولت اداره می‌شدند و بسیار راحت بودند، طاقت بیاورند. سقف را پایین کشیدند،‌ زیرا گرما غیرقابل تحمل بود، و سر ظهر، تارانتاس با نیروی اسب‌هایش در میان ابری از گردوخاک پرم را ترک کرد.

این‌کتاب با ۴۷۹ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

کتاب «بیست‌هزار فرسنگ زیر دریاها» هم یکی از رمان‌های مشهور علمی‌تخیلی ژول ورن است که مورد اقتباس سینمایی هم قرار گرفته است. داستان این‌رمان درباره یک‌موجود ناشناخته و عجیب‌وغریب در اعماق دریاهاست که مردم برای شناختنش هیجان عجیبی دارند. یک پروفسور و یک‌صیاد نهنگ با استفاده از یک کشتی به اعماق دریاها می‌روند تا این‌موجود را که برخی فکر می‌کنند یک کوسه بزرگ و برخی هم فکر می‌کنند یک هیولاست، بهتر بشناسند. اما کشتی‌شان در برخورد با این‌موجود ناشناخته خراب می‌شود و آن‌ها با یک زیردریایی روبرو می‌شوند؛ وسیله‌ای که تابه‌حال مثل و مانندش را ندیده بوده‌اند.

قصه این‌رمان هم در ۲ بخش کلی جمع شده که بخش اول، ۲۴ فصل و بخش دوم هم ۲۳ فصل دارد. پس از فصل ۲۳ بخش دوم هم «پسگفتار» آمده که دربرگیرنده توضیحاتی درباره این‌رمان و قلم ژول ورن است.

عناوین فصل‌های اولین‌بخش کتاب به این‌ترتیب است: صخره گریزپا، موافق و مخالف، هر طور آقا امر کنند، ند لند، پرسه بیخود!، با تمام قدرت، نهنگی از گونه‌ای ناشناخته، MOBILIS IN MOBILE، خشم نِد لند، مردی از آنِ آب‌ها، ناتیلوس، همه‌چیز با الکتریسیته، چند عدد و رقم، جریان سیاه‌سنگ، دعوت رسمی، گردش در دشت، جنگل زیر دریا، چهارهزار فرسنگ زیر اقیانوس آرام،‌ وانیکورو، تنگه تورِس، چند روز روی خشکی، بارقه کاپیتان نمو، AEGRI SOMNIA، قلمروِ مرجان. در بخش دوم هم مخاطب داستان با این‌فصول روبرو می‌شود: اقیانوس هند، پیشنهاد جدید کاپیتان نمو، مروارید ده‌میلیونی، دریای سرخ، تونل عربی، مجمع‌الجزایر یونان، عبور از مدیترانه در چهل‌وهشت‌ ساعت، خور ویگو، سرزمین گمشده، معادن زغال‌سنگ در قعر دریا، دریای سارگاسو، عنبرماهی‌ها و نهنگ‌ها، دریایخ، قطب جنوب، تصادف یا برخورد جزئی؟، کمبود هوا، از دماغه هورن تا آمازون، اختاپوس‌ها، گلف‌استریم، در ۲۴   ۴۷ عرضی و ۲۸   ۱۷ طولی، کشتار، آخرین سخنان کاپیتان نمو، فرجام.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

روز بعد، نهم نوامبر، پس از دوازده ساعت خوابیدن بیدار شدم. مباشر طبق عادتش آمد تا بپرسد «آقا خوب خوابیده‌اند؟» و اگر اربابش اوامری دارد اجرا کند. دوست کانادایی‌اش را که مثل سنگ در خواب فرو رفته بود در اتاق تنها گذاشته بود.
چندان به حرف‌های آن پسر خوشخدمت اهمیت نمی‌دادم و گذاشتم هرچقدر دلش می‌خواهد پرحرفی کند. همه حواسم مشغول غیبت کاپیتان نمو بود، دیشب هیچ خبری از او نشد و امیدوار بودم آن‌ روز ببینمش.
سریع مشغول پوشیدن لباس‌هایم شدم که پارچه‌شان از جنس ابریشم دریایی بود. مباشر چند بار درباره جنس لباس‌ها سوال کرد تا این‌که بالاخره جوابش را دادم و گفتم که لباس‌ها از الیاف براق و ابریشمین نوعی صدف «باله‌ای‌شکل» تهیه شده‌اند که به صخره‌ها می‌چسبد، این نوع صدف در کرانه‌های مدیترانه به‌وفور یافت می‌شود. در قدیم، با نخ به‌دست آمده از این‌ صدف‌ها پارچه‌های زیبا، پاپوش و دستکش می‌بافته‌اند چون در عین لطافت بدن را گرم نگه می‌دارند. سرنشینان ناتیلوس به‌راحتی از این الیاف استفاده می‌کردند و از پنبه و پشم و کرم‌های ابریشم زمین بی‌نیاز بودند.
پس از آن‌که لباس پوشیدم به تالار بزرگ رفتم. کسی آن‌جا نبود.

این‌کتاب هم با ۶۷۱ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...