رمان «از دیار مهتاب» [from the land of the moon] نوشته میلنا آگوس [milena agus] با ترجمه مهرداد وثوقی و توسط نشر ماهی منتشر شد.

از دیار مهتاب» [from the land of the moon] نوشته میلنا آگوس [milena agus]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین؛  مهرداد وثوقی با این توضیح که رمان «از دیار مهتاب» ژانر اجتماعی دارد گفت: داستان مادربزرگ راوی از جوانی، دوران جنگ در ایتالیا تا زمان مرگ است. او تفکرات خاصی دارد و برداشت‌هایش نسبت به واقعیت با دیگران متفاوت است. لقب (از دیار مهتاب) را به مادربزرگ اختصاص دادند یعنی کسی که زمینی نیست و از ماه آمده است. این نوع برخورد چالش‌های زیادی را در داستان پیش می‌آورد.

او با بیان این که میلنا آگوس سبک خاصی در نگارش موسوم به ادبیات نوین ساردنی دارد، ادامه‌داد: این سبک جزو برجسته‌ترین سبک‌های ادبی ناحیه‌ای ایتالیاست که از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و اساسا به محیط اجتماعی و فرهنگ جزیره ساردنی و ایتالیای معاصر می‌پردازد.

وثوقی این رمان را از مهم‌ترین آثار آگوس دانست و افزود: به بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده و مورد توجه محافل ادبی و منتقدان قرار گرفته است. در سال ۲۰۱۶ با اقتباس از این رمان، فیلمی با همین عنوان ساخته شد.

میلنا آگوس سال ۱۹۵۹ در جنوا - ایتالیا به دنیا آمد و در حال حاضر در کالیاری به تدریس زبان و تاریخ مشغول است. معروف‌ترین رمانش «از دیار مهتاب» است که نامزد جایزه استرگا، معتبرترین جایزه ادبی ایتالیا و چند جایزه ادبی دیگر شده است. «درد سنگ‌ها» و «وقتی کوسه می‌‎خوابد» از دیگر آثار اوست.

«از دیار مهتاب» نوشته میلنا آگوس با ترجمه مهرداد وثوقی در 120صفحه و با قیمت 45هزار تومان توسط نشر ماهی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...