کتاب «خاطرات و اطلاعات نادرست»[Memoirs and misinformation] نوشته جیم کری[Jim Carrey] و دانا واچون  [Dana Vachon] با ترجمه رعنا غمگسار توسط انتشارات تاو منتشر و راهی بازار نشر شد.

خاطرات و اطلاعات نادرست [Memoirs and misinformation]  جیم کری[Jim Carrey] و دانا واچون  [Dana Vachon

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، در این‌داستان، ستارگانی چون آنتونی هاپکینز و نیکلاس کیج از سینمای هالیوود حضور دارند و درد آن‌ها هم مثل درد انسان‌های مبتلا به ترس و تنهایی است که مثل استخوانی در گلویشان گیر کرده است؛ به‌ویژه که آن‌ها همیشه بلندتر از بقیه خندیده‌اند.

در آغاز رمان پیش‌رو، مخاطب با شخصیت کری آشنا می‌شود که شخصیت اول داستان است و او را وسط یک بحران موجودیتی پیدا می‌بیند؛ شخصیتی که به‌دلیل شک به خود خرد شده و در آپارتمانش در لس‌آنجلس گیر کرده است. او آنجا فقط با نت‌فلیکس، یوتیوب و تی‌ام‌زی زنده است. موفقیت‌های او به عنوان یک‌بازیگر، چه در زمینه کمدی و چه درام، مانند اشیای دوردست در آیینه عقب زندگی هستند و حالا او فقط به مرگ ناگزیر خود و پایان بی‌فرار جهان فکر می‌کند.

به این ترتیب یک ماجراجویی هجوگونه آغاز می‌شود که در آن کری به اعماق فرهنگ خودشیفته هالیوود سفر می‌کند؛ کری در جستجوی معنا در زندگی و حرفه خود است و در عین‌حال سعی دارد در یک فیلم بیوگرافیکی که قرار است درباره مائوتسه تونگ ساخته بشود نقش انتخاب کند و در فیلم‌های استودیویی بر پایه اسباب‌بازی‌های کودکان نقش‌آفرینی کند. او در این‌فیلم‌ها با آتش‌سوزی‌های فاجعه‌بار، مجموعه بازیگران تمام زن یک حمله اکوتروریستی و آدم فضایی‌ها مواجه می‌شود و با امثال نیکلاس کیج، گویینت پالترو و آنتونی هاپکینز رفت‌وآمد دارد.

قهرمان داستان این‌کتاب، به دنبال مامن و ماوایی از عشق است و گاهی ملجا و پناهگاهی در امور معنوی می‌خواهد. او گاهی از شدت خنده، زار می‌زند و گاهی از فرط درد، به‌طور هذیان‌گونه‌ای می‌خندد.

هرچند روایت این‌کتاب در عمل به سمت فاجعه جهانی می‌رود و در سالی که پر از شیوع بیماری و قیام است، جنبه‌ای تحریک‌آمیز دارد، اما جیم کری قول داده خوانندگانش، یک‌شادی تمام عیار را تجربه کنند. او می‌گوید: این‌جهان برای شما به شکل پوچ‌ترین سرگرمی و شگفت‌انگیزترین شکل ممکن پایان می‌یابد. او در عین‌حال به شکلی خوش‌بینانه به جامعه پس از کرونا فکر می‌کند و می‌گوید شاید این‌فرصت لازم بود تا زمین بتواند نفس بکشد.

این‌کتاب با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...