کتاب «ایران، نرسیده به امارات» نوشته علیرضا رأفتی توسط انتشارات جام جم روانه بازار نشر شد.

ایران، نرسیده به امارات علیرضا رأفتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب به سیاق کتاب‌های قبلی نشر جام جم روایت است، روایتی از جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و مخصوصاً بوموسی. جزایر سه‌گانه ایرانی که کم‌تر از آن‌ها اطلاع وجود دارد و در نیم قرن اخیر مورد مناقشه سیاسی امارات متحده عربی با ایران بوده‌اند.

علیرضا رأفتی که سابقه روزنامه‌نگاری و فیلم‌سازی مستند را در کارنامه خود دارد، در اولین کتابش، در مستندنگاری چند سفر به این جزایر، وضعیت اجتماعی آن‌ها را روایت کرده و هم‌چنین با دقت و وسواس به تاریخچه اجتماعی و ریشه مناقشات سیاسی این جزایر پرداخته است.

این کتاب در شش فصل نوشته شده است که در تمام آن‌ها، روایتی از سفر به این جزایر را می‌خوانیم که در خلال آن، گریزهایی به تاریخچه سیاسی و اجتماعی جزایر خلیج فارس زده می‌شود که حاصل مطالعات تاریخی نویسنده است.

در مقدمه این‌کتاب آمده است:

«اول ماجرا نمی‌دانستم قرار است چه پیش بیاید و لمس خرده‌روایت‌های این ناداستان اول خودم را شگفت‌زده کرد. خاصه این که کتابی که در دست دارید حاصل دو سفر موازی است. یک سفر فیزیکی به جزایر که طی بازه‌ای حدوداً یک ساله، دو بار به جزیره بوموسی و یک بار به جزایر تمب انجام شد و دیگری سفری در دل تاریخ که از کنج کتابخانه و تورق و تعمق در کتاب‌ها و منابع و اسناد مختلف صورت گرفت.

از اولین باری که به پیشنهاد و همراهی مهدی قزلی، مدیرمسئول انتشارات جام جم پا در جزیره بوموسی گذاشتم تا حدود ۹ ماه بعدش که دوباره با این جزیره دست دادم و تا چند ماه بعد از آن که کار نوشتن کتاب تمام شد، مدام منابع و کتاب‌های مختلف تاریخی را درباره پیشینه و وضعیت این جزایر مرور کردم. جزایری که تاریخ‌شان، دست کم تاریخ دو سده اخیرشان، یک روایت خطی معمولی نیست و پر است از روایت‌های متفاوت و متقاطع که سردرآوردن ازشان نیازمند بررسی مو به موی همه آن‌هاست.».

این کتاب ۵۵ هزارتومانی با ۱۸۴ صفحه و شمارگان هزار نسخه عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...