زن، شکارچی زیبا را مأیوس می‌کند. تئا، که در ابتدا جوهر زنانگی معرفی شده است، به تدریج سخت و مردانه می‌شود... اوجی، پس از سفر پرماجرای مکزیک، دیگر آن پیکارو [ماجراجو]ی بی‌قید نیست. زمان استراحت و تأمل جای ماجراجویی و حرکت را می‌گیرد. اوجی یتیم، با دست کشیدن از مشارکت در طرح دیگران، می‌خواهد طرح خود را محقق کند:‌ گردآوردن کودکان و مادرانی که پدرها رهایشان کرده‌اند.

 ماجراهای اوجی مارچ | سال بلو اوگی مارچ
ماجراهای اوجی مارچ
(اوگی مارچ) [The Adventures of Augie March]. رمانی از سال بلو(1) (1915)، نویسنده آمریکایی که در 1953 منتشر شد. این اثر، ‌که از حوادث تبعی ساخته شده است و رمان حسب حال (زندگی نامه) است، پیکارسک آمریکایی در شهسواری مدرن(2)، اثر هیو هنری براکنریج(3)، و البته ماجراهای هکلبری فین، اثر مارک تواین(4)، را دنبال می‌کند. سفر سرگردانی، مبارزه برای زنده ماندن جزء واقعیت‌ها و اسطوره‌های آگاهی آمریکایی است، و به نظر می‌آید که پیکارسک شکل زیباشناختیی است که تجربه آمریکایی، با حداقل اساطیر آمریکایی، به بهترین شکلی در قالب آن قرار گیرد.

رمان به شکل سلسله وقایع فرعی کاملاً مستقل است که راوی قهرمان، اوجی مارچ، آنها را به هم پیوند می‌دهد. نخستین واقعه‌ها آشناسازی قهرمان ماجرا را با زندگی به دست ماکیاولی‌(5) های محله نقل می‌کند که عبارتند از: گراندما لوش(6)، پیرزن دسیسه‌ساز و مستبد با ادعاهای اشرافی که توانسته است مادر واقعی اوجی را از قدرت مادری خلع کند؛ و مدتی بعد، ویلیام اینهوون(7)، شخصیتی برجسته، مردی چلاق با خلق و خوی خودکامه که با زد و بندهای خود، و با وجود معلولیت، به کمک شاد زیستن، اوجی جوان را مجذوب می‌کند. در ابتدا به نظر می‌رسد که اوجی پذیرای همه تأثیرها و همیشه در اختیار و همیشه حاضر به ماجراجویی است. او، که در استخدام خانواده رنلینگ(8) است که مایل به پذیرفتن او به فرزندخواندگی است، نزدیک است که در برابر ارزش‌های رویای آمریکایی و جاذبه‌های گاهی بی‌ملاحظه بورژوازی آمریکا وسوسه شود. اما در آخرین لحظه خود را کنار می‌کشد و آن را رد می‌کند، زیرا نمی‌خواهد از منشأ خود و از آنچه هست، از هویت عمیق و تاریخ خود چشم بپوشد و تحت سلطه زنی اخته کننده و شوهری قرار گیرد که گرایش‌های همجنس‌بازانه او را حدس می‌زند.

برخوردش با تئا فنچل(9) فریبنده او را برای شکار ایگوانا(10)، به کمک عقابی تربیت شده، به مکزیک می‌کشاند، اما موفق نمی‌شود و زن، شکارچی زیبا را مأیوس می‌کند. تئا، که در ابتدا جوهر زنانگی معرفی شده است، به تدریج سخت و مردانه می‌شود، و اوجی او را به خاطر زن دیگری به نام استلا(11)، که به نظرش کم‌توقع می‌آید، ترک می‌کند.

اوجی، پس از سفر پرماجرای مکزیک، دیگر آن پیکارو [ماجراجو]ی بی‌قید نیست. زمان استراحت و تأمل جای ماجراجویی و حرکت را می‌گیرد. اوجی یتیم، با دست کشیدن از مشارکت در طرح دیگران، می‌خواهد طرح خود را محقق کند:‌ گردآوردن کودکان و مادرانی که پدرها رهایشان کرده‌اند. اوجی رویای چنان آرمان‌شهری را در سر می‌پروراند، اما آمادگی ندارد که وارد عمل شود. می‌ترسد که موضوع بحث پرهیاهویی را بار دیگر بر سر زبانها اندازد که گناه پدر و گناه خود او در برابر مادر است. می‌ترسد که رؤیایش، اگر تحقق یابد، به کابوس منتهی شود. به علاوه، استلا از برآوردن گرامی‌ترین آرزوی او که داشتن فرزند است سر باز می‌زند. اوجی، در برابر این امتناع، مانند قهرمان دویدن خرگوش، اثر آپدایک(12)، نجات را در فرار می‌بیند؛ فرار به اروپا و گریختن به دنیای غیرواقع و تخیل تا بتواند آنجا در وهم و خیال پدر شدن زندگی کند و در رویای خود «فرزندانش را که متولد نشده‌اند» ببیند. بلو، در این رمان که حالتی درهم ریخته دارد، توانسته است احکام نوع پیکارسک تفنن و قریحه و آهنگ و استقبال از دنیا و وسواس‌های وهم و خیال خاص خود را با هم آشتی دهد.

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.Saul Bellow. 2.Modern Chivalry 3.Hugh Henry Brackenridge
4.Mark Twain 5.Machiavelli 6.Grandma Lausch 7.William Einhorn
8.Renlings 9.Thea Fenchel 10.iguana 11.Stella 12.Updike

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...
آمریکایی‌ها از این شرایط بسیار بیمناک بودند و فکر می‌کردند ممکن است در ایران هم یک حکومت کمونیستی دایر شود... کیانوری به مصدق پیغام داده بود که اگر شما موافقت کنید می‌توانیم کودتا را خنثی کنیم... مصدق خودش را قربانی کرد ... حزب توده ایران و همه احزاب کمونیستی به‌خصوص در جهان‌سوم این اشکال را از اول داشتند که برای استالین جایگاه دیگری قائل بودند و او را مثل بُت می‌پرستیدند... حضور مستشاران آمریکایی یکی از بهانه‌های حزب توده در کارشکنی به ضد مصدق بود ...