«حدیث الاربعاء» نام کتابی از نویسنده مشهور جهان عرب، طه حسین است که به‌تازگی به دست رمضان رضایی و مجتبی سعیدی به فارسی با نام «گعده‌های ادبی چهارشنبه‌ها» ترجمه شده است. این کتاب -که به شعر و ادب در دوره عباسی و تحولات این فن می‌پردازد- توسط نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است. مترجمان این کتاب -که خود از محققان و مدرسان زبان و ادبیات عربی در ایران هستند- این کتاب را از جهت آشنایی با تفکرات طه حسین حائز اهمیت دانسته‌اند. در ادامه گفت‌وگوی ایبنا را با مجتبی سعیدی، یکی از مترجمان این کتاب می‌خوانید.

حدیث الاربعاء گعده‌های ادبی چهارشنبه‌ها

«گعده‌های ادبی چهارشنبه‌ها» به محافل شعرخوانی دوره عباسی می‌پردازد. چرا طه حسین این نام را برای کتاب خود برگزیده است؟
طه حسین در روزهای چهارشنبه محفلی تشکیل می‌داده است و در آن محفل و جمع، درباره شعر دوره عباسی صحبت می‌‌کرده است. از آنجایی که محتوای این کتاب نیز اختصاص به همین محفل داشته است، این نام را برای کتاب خود برگزیده است.

یکی از حوادثی که در دوره عباسی رخ داده است و در کتاب نیز به آن اشاره شده است، شکوفایی شعر و رونق گرفتن محافل ادبی است. لطفا کمی درباره این موضوع برای خوانندگان ما بگویید‌.
شعر دوره عباسی به‌شدت شکوفا شد؛ زیرا وزیران، درباریان و هواداران شعر در این دوره آن را تشویق می کردند و کریمانه برای شعر بذل و بخشش می کردند؛ تا جایی که برخی از امیران و خلفای عباسی مانند ابن المعتز به‌عنوان معروف ترین شاعران دوره خود شناخته می شدند. پیشرفت و تمدن همان‌طور که زندگی اعراب را در بر می‌گرفت ، با شعر عربی نیز همراه شد؛ به‌طوری که شاعران توصیف‌های زیبایی درباره کاخ‌های بزرگ به‌جا گذاشتند؛ مانند البحتری که بسیاری از پدیده‌های تمدن در آن دوره را توصیف کرده است؛ و چه زیبا کاخی که المعتز بالله فرزند المتوکل خلیفه عباسی ساخته بود را وصف کرد. او این کاخ را در شعر خود «کاخ کامل» نامید. این تمدن -که زندگی اعیانی را به ارمغان آورد- زمینه بالیدن شاعران اشعار لهو که پیشاپیش آنان ابونواس بود و همچنین ظهور شعر طنز و هجو را فراهم کرد که از مستلزمات زندگی اعیانی است. از شاعران طنز و شوخی و هجو می‌توان به ابن رومی اشاره کرد که در شوخی سرزبان داشت.


لطفا کمی درباره سنت نقد در این عصر توضیح دهید. آیا این مجالس با نقد اشعار نیز همراه بوده است؟
شاعران از زمان جاهلیت به دو گروه تقسیم شدند؛ گروهی که همواره شعر خود را اصلاح می‌کردند و گروهی بر اساس طبع و سلیقه شعر می‌سرودند. در دوره عباسی تمایل به سرودن شعر بر اساس طبع و سلیقه، فراوان شد. به‌عنوان مثال بشار بن برد، ابوالعتاهیه، ابونواس و ابن رومی در سرودن شعر، معنا را بر لفظ ترجیح می‌دادند. این گروه -که در بغداد زندگی می‌کردند- سبک شعری‌شان به مذهب بغدادی معروف شد. گروه دیگری از شاعران بودند که به انتخاب و گزینش الفاظ تمایل داشتند و بیشتر آن‌ها در شام زندگی می‌کردند. مانند ابوتمام، متنبی، ابوفراس، ابوالعلاء، بحتری. سبک شعری این گروه به مذهب شامی معروف شد.

براساس محتوای کتاب،‌ به نظر می آید شراب و مسائل مربوط به آن از ارکان موضوعی شعر دوره عباسی است. لطفا درباره این موضوع توضیح دهید.
بله؛ ابونواس شاعر خمر است. در خمریات است که نبوغ او در نوآوری تجلی می‌کند و او را برتر از همه شاعران متقدم و متاخر قرار می‌دهد. ابونواس از خمریه سرایان است و تا صحبت از خمر می‌شود، نام او از ذهن می‌گذرد. او وصف شراب را به‌صورت یک فن مستقل در ادبیات عرب درآورد. به شراب شخصیت انسانی می‌بخشد و آن را معشوق خود قرار می‌دهد.

صداقت غزل در عصر اموی به چه معنا است؟ تفاوت آن با غزل عصر عباسی در چیست؟
غزل در دوره عباسی پر از بی‌بندوباری و لاابالیگری است و جایی برای سوز و گداز عاشقانه باقی نمی‌گذارد. غزل این دوره با بی‌عفتی و فسق و فجور همراه بود و تغنی به عشق پسران یا دختران پسرگونه در این دوره متبلور است. در عصر اموی هم دو گونه غزل به چشم می‌خورد. زیبایی شهر و ناز و نعمت آن موجب غزل اباحی و سختی زندگی در صحرا موجب غزل عفیف می‌شد که شاعر در آن صادقانه ، بهترین احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کرد.

فکر می‌کنید برجسته‌ترین شاعران عصر عباسی چه کسانی بوده‌اند؟
از برجسته‌ترین شاعران عصر عباسی می‌توان به بشار بن برد، ابونواس، ابوالعتاهیه، ابوتمام، مسلم بن ولی، دعبل الخزاعی و ... ‌‌اشاره کرد.

اگر بخواهید چند خصیصه سبکی برای شعر دوره عباسی تعیین‌کنید، کدامند؟
در این عصر شعر حماسی و سیاسی ضعیف شد و غزل عفیف از رونق افتاد. شعر فلسفی، داستانی، تعلیمی و صوفیانه رواج گرفت و مدح، هجاء و رثاء رونق یافت و به سبب انتشار حکمت یونانی، شعر حکمی عمق و تحلیل بیشتری یافت. در وصف، شاعران علاوه بر موضوعات قدیم به وصف مظاهر تمدن جدید مانند بناها و طعام‌ها پرداختند. غزل به فساد و بی‌عفتی کشیده شد. آوردن صنایع بیانی و بدیعی از خصوصیات شعر این دوره است‌.

کمی درباره طریقی که در ترجمه این اثر در پیش گرفتید، برای خوانندگان ما بگویید. همکاری شما و رمضان رضایی به چه صورت بود؟
در ترجمه این اثر سعی شده به بهترین شکل ممکن سخن طه حسین به زبان فارسی برگردانده شود. البته انکار نمی‌کنم که گاهی ترجمه دقیق ممکن نیست؛ ولی نهایت سعی در این زمینه به کار رفته است. این کتاب را به شیوه ترجمه ارتباطی ترجمه کردیم. در این شیوه پیام و مفهوم متن اولیه را به رایج ترین کلمات و ساختارهای دستور زبان به زبان ثانویه برمی‌گردانند. رمضان رضایی این کتاب ارزشمند را برای ترجمه پیشنهاد داد و بنده نیز با آثار طه حسین آشنایی داشتم. به همین دلیل، ترجمه این کتاب را با همراهی ایشان آغاز کردیم.

اهمیت این اثر در چیست؟ چرا تصمیم گرفتید این کتاب را ترجمه کنید؟
طه حسین به‌عنوان یک متفکر و شخصیت مهم در ادبیات عربی به شمار می‌رود. سخنان او همگی در زمینه ادبی راهگشاست. او در آثار خود با دیدگاه نقدی سخن می‌گوید. در این کتاب به تفصیل درباره شاعران و شیوه شعری آن‌ها سخن گفته و خواننده می‌تواند اطلاعات کامل و جامعی با خواندن حدیث الاربعاء به دست آورد.
***
«حدیث الاربعاء» به قلم طه حسین نوشته شده است و رمضان رضایی و مجتبی سعیدی آن را با نام «گعده‌های ادبی چهارشنبه‌ها» ترجمه کرده‌اند. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نیز این کتاب را در 247 صفحه و با قیمت 54هزار تومان روانه بازار نشر کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...