زندگی ویروسی‌ | آرمان ملی


کارل زیمر [Carl Zimmer] از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران علم در جهان است. در نیویورک‌تایمز و نشریات دیگر در زمینه علوم زیستی و تکامل جانداران می‌نویسد و مشتاق است بداند که دانشمندان چگونه به شناخت ما از طبیعت و خودمان می‌افزایند. زیمر در دانشگاه‌های برجسته آمریکا، دانشکده‌های پزشکی و موزه‌ها سخنرانی و تدریس می‌کند. او سال 2017 استاد کمکی زیست‌فیزیک و زیست‌شیمی مولکولی دانشگاه ییل شد. کارل زیمر روزنامه‌نگار و آموزگار شناخته‌شده علم در سطح جهانی است و توانایی‌اش برای قابل فهم‌کردن علم، به‌ویژه زیست‌شناسی، برای عموم بی‌همتا است. او نویسنده 13 کتاب درباره علم است و یکی از مهم‌ترین آثارش «سیاره ویروس‌ها» [A planet of viruses] است که در سال 2015 توسط دانشگاه شیکاگو منتشر شد.

سیاره ویروس‌ها» [A planet of viruses]  کارل زیمر [Carl Zimmer]

زیمر در «سیاره ویروس‌ها» آخرین تحقیق را در مورد چگونگی تأثیر ویروس‌ها بر زندگی و زیست کره ما، چگونگی کمک ویروس‌ها به شکل‌گیری اولین اشکال زندگی، ارائه می‌دهد. درواقع تولید بیماری‌های جدید، اینکه چگونه می‌توانیم ویروس‌ها را برای اهداف خود مهار کنیم، و اینکه چگونه ویروس‌ها برای سال‌های آینده به کنترل سرنوشت ما ادامه می‌دهند. در این تور چشم‌نواز مرزهای زیست‌شناسی، جایی‌که دانشمندان درک ما از زندگی را گسترش می‌دهند، می‌فهمیم که برخی از درمان‌های سرماخوردگی بیشتر از فایده ضرر دارند. اینکه اقیانوس‌های جهان تعداد حیرت‌انگیزی از ویروس‌ها را در خود جای داده‌اند. و اینکه تکامل اچ.آی.وی اکنون بیش از حد افزایش یافته، و به عبارتی تخم‌های بیشتری از آنچه تصور می‌کنیم تخم‌ریزی شده است.

ویروس‌ها کوچک‌ترین موجودات زنده‌ای هستند که علم آنها را می‌شناسد، اما با وجود این، آنها کل کره زمین را تحت‌تأثیر خود قرار داده‌اند. ما بیشتر با ویروس‌هایی که به ما سرماخوردگی یا آنفولانزا می‌دهند آشنا هستیم، اما ویروس‌ها طیف وسیعی از بیماری‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. درواقع ویروس‌ها بخشی از زندگی ما بوده‌اند، درحقیقت، ما بخشی از ویروس هستیم: ژنوم انسان حاوی دی‌.ان.ای بیشتری از ویروس‌ها است تا ژن‌های خود ما. طبق بررسی زیمر، «حتی ژنوم انسانی حاوی ژن‌هایی است که از ویروس‌هایی ناشی می‌شوند که حدود 30 میلیون سال پیش اجداد ما را آلوده کرده‌اند»، ایده‌ای که زیمر آن را «عجیب و غریب و حتی فلسفی» توصیف می‌کند. در همین حال، دانشمندان ویروس‌ها را به هر کجا که نگاه می‌کنند کشف می‌کنند: در خاک، اقیانوس، حتی در غارهای مایل در زیر زمین. سال‌ها است که دانشمندان به ما هشدار می‌دهند که همه‌گیری همه‌چیز اجتناب‌ناپذیر است.

خوشبختانه کارل زیمر، نویسنده علوم، برای راهنمایی ما اینجا است. او در این کتاب فشرده، ماجرای چگونگی کوچک‌ترین موجودات زنده شناخته‌شده توسط علم برای متوقف‌کردن سیاره ما را روایت می‌کند - و آنچه را که می‌توانیم از چگونگی شکست آنها در گذشته یاد بگیریم. زیمر با اشاره به یافته‌های جدید نشان می‌دهد که چرا تغییرات آب‌وهوایی ممکن است حتی به شیوع مرگبارتر ویروس‌ها منجر شود. توضیحات شفاف زیمر و داستان‌های جذاب نشان می‌دهد که عمیقا انسان و ویروس‌ها به هم گره خورده‌اند. به همین ترتیب، ویروس‌ها به پیدایش اولین شکل‌های زندگی کمک می‌کنند، مسئول بسیاری از ویران‌کننده‌ترین بیماری‌ها هستند و قرن‌ها به کنترل سرنوشت ما ادامه می‌دهند. در این ارتباط زیمر می‌گوید: «اینکه موجودی بسیار کوچک‌تر از کوچک‌ترین سلول‎ها، موجودی نه کاملا جاندار و نه کاملا بی‌جان که به تنهایی و بدون استفاده از امکانات سلول میزبان قادر به زندگی مستقل نیست، سیاره‌ای به بزرگی زمین را به گروگان بگیرد، میلیون‌ها نفر را در تمام قاره‌های جهان بیمار کند و هزاران نفر را به کام مرگ بفرستد، اقتصاد جهانی را درهم بشکند و فیلسوفان را به تردید وادارد که آیا نسبت دگرگون‌شده انسان با جهان و با جامعه اصلا به شکل نخست باز خواهد گشت یا نه، شبیه طرح جسورانه‌ای برای یک فیلم علمی-تخیلی به نظر می‌رسد.» به طور کلی، زیمر ما را با یک سری حکایات جامع آشنا می‌کند که تنوع ویروس‌شناسی روی زمین را نشان می‌دهد. از مطالعه نمونه‌های اقیانوسی گرفته تا یافتن دی.ان.ای ویروسی در ریه‌های ما، از ویروس‌های یکپارچه در کروموزوم‌ها گرفته تا مواردی که باعث سرطان می‌شوند. داستان‌های این کتاب مورد توجه هر کسی که به علم علاقه‌مند است خواهد بود – یعنی سبک خواندنِ آسان و در عین حال علمی آن، که نیازی به دانش قبلی در زمینه زیست‌شناسی ندارد. همچنین، کارل زیمر را به عنوان یکی از «مقاله‌نویسان علمی معتبر» می‌شناسند. بر همین اساس، «سیاره ویروس‌ها» مطمئنا طرفداران زیادی را راضی خواهد کرد و اعتبار او را به عنوان یکی از معتبرترین و مورد تحسین‌ترین روزنامه‌نگاران علمی آمریکا بیشتر ارتقا خواهد داد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...