کتاب «طب سنتی چین» [Traditional Chinese Medicine] با هدف بررسی تحولات، مبانی کلاسیک طب سنتی،‌ جایگاه آن در دوران معاصر و تاثیری که چهره‌های بزرگ طب سنتی چین در بقا و محبوبیت آن در جهان داشته‌اند، نوشته شده است.

طب سنتی چین» [Traditional Chinese Medicine]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «طب سنتی چین» به‌قلم لیائو یوچون [Liao Yuqun] نوشته شده است. نویسنده این‌کتاب می‌گوید سنگ بنای طب سنتی چین چنان محکم است و در زندگی مردم آن کشور چنان نقش پررنگ و مهمی دارد که در دوران معاصر، علوم پزشکی مدرن نتوانسته جایگزین آن شود.

طب سنتی چین که قدمتی هزاران‌ساله دارد، یکی از چهار رکن اصلی تمدن چین باستان است و زمانی شکل گرفت که علوم پیشرفته وجود نداشتند. تمامی نظریات، تجربیات و تکنیک‌های طب سنتی چین نشئت‌گرفته از مبدائی واحد به نام سنت است. لیائو یوچون می‌گوید تاریخ طب سنتی در چین با فراز و فرودهای بی‌شماری روبه‌رو بوده و آنچه امروزه تحت عنوان طب سنتی در چین شناخته می‌شود در واقع طب سنتی معاصر است که در مقایسه با طب سنتی باستان پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است.

کتاب «طب سنتی چین» با هدف بررسی تحولات، مبانی کلاسیک طب سنتی،‌ جایگاه آن در دوران معاصر و تاثیری که چهره‌های بزرگ طب سنتی چین در بقا و محبوبیت آن در جهان داشته‌اند، نوشته شده است.

کتاب پیش‌رو یک‌مقدمه، ۸ فصل و «گاهشمار: تاریخچه اتفاقات مهم در روند توسعه طب سنتی چین در دوره معاصر» دارد. عناوین ۸ فصل کتاب به‌ این‌ترتیب است: «رویکرد طب سنتی چین»، «مبانی کلاسیک طب سنتی چین»، «نظریه بنیادین طب سنتی چین»، «درمان‌های درونی و بیرونی در طب سنتی چین»، «مواد شفابخش»، «داستان‌هایی از اطبای معروف در تاریخ»، «طب سنتی چین و پرورش حیات» و «میراث و توسعه طب سنتی چین».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم: «تائو هُنگ‌جینگ در کتاب خود اشاره می‌کند که تفرقه در چین مانع پیشرفت داروسازی و اتحاد عامل توسعه این‌علم بوده است. در سال ۶۵۷م، در دوران سلسله تانگ، سو جینگ از امپراتور درخواست می‌کند که مجموعه مواد شفابخش را گردآوری مجدد کند تا آشفتگی در اسامی گیاهان و توضیحات ناقص آن‌ها برطرف شود. امپراتور به بیست عالم، ازجمله خودِ سو جینگ، دستور گردآوری مجدد مجموعه مواد شفابخش را صادر می‌کند. در سال ۶۵۹، دولت از کتاب مجموعه جدید مواد شفابخش رونمایی می‌کند. این‌کتاب اولین دارونامه جهان بود که ۸۳ سال قبل از انتشار دارونامه نیولانبرگ (۱۵۴۲م) در اروپا، نوشته شده بود.»

کتاب «طب سنتی چین» در۱۵۱ صفحه مصور، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۵۸ هزار تومان از سوی نشر ققنوس منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...