شماره 46 فصلنامه علمی فرهنگی "مترجم" با مطالبی از ناصر فکوهی، رضا رضایی، علی صلح جو، خسرو ناقد و... منتشر شد.

در این شماره می خوانیم: در باب ترجمه یک عنوان / سیاوش جمادی، ترجمه ناپذیری فرهنگی / علی صلح جو، منطق و احساس / علی خزاعی فر، مخاطب محوری در ترجمه / محمد شهبا، درآمدی بر ترجمه عهد جدید / پیروز سیار، انسان شناسی و ترجمه / ناصر فکوهی، جنگ ترجمه / دیوید رمنیک ترجمه عبدالله کوثری، تجربه یک ترجمه / شهلا حائری، تولد معادل فارسی یک اصطلاح غریب / خسرو ناقد، نکته های ترجمه و ویرایش / علی صلح جو و...

گفتگو با "رضا رضایی" مترجم آثار "جین آستن" درباره این نویسنده انگلیسی، آشنایی با کنستانس گارنت، بررسی جایگاه ادبیات ترجمه شده در نظام چندگانه ادبی و نمونه ترجمه‌هایی از عبدالله کوثری، پیروز سیار، مژده دقیقی و لیلا نصیری ها بخش های دیگر این شماره را تشکیل می دهد. ضمن اینکه سرآغاز این شماره پاسخ منوچهر انور به یکی از نقدهای صلح جو است.

این مجله گفتگویی با مجید اسدی رئیس شورای عالی ترجمه - وابسته به خانه کتاب - نیز انجام داده که حول مسائلی چون ساماندهی اوضاع ترجمه، فعالیت های این شورا و مشکلات آن است.

به گزارش مهر، "مترجم" (46) در 184 صفحه و با بهای 1500 تومان منتشر شده است.

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...