از «دانشنامه امام خمینی(س)» در حسینیه جماران رونمایی شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از جماران، این دانشنامه 10 جلدی تا رسیدن به 860 مدخل اصلی با بیش از 3 میلیون و 370 هزار کلمه در 6800 صفحه، راهی 23 ساله طی کرده است.

در ادامه مشروح گفت و گوی جماران با آیت الله سیدضیاء مرتضوی در خصوص مراحل تهیه و تنظیم دانشنامه امام خمینی(س) را می خوانید:

 سیدضیاء مرتضوی دانشنامه امام خمینی(س)
 

پیشنهاد و طرح اولیه تهیه دانشنامه امام خمینی(س) چه زمانی انجام شد؟

من شخصا سال 76 برای یک کار دوستانه چند نفره این پیشنهاد را مطرح کردم و طرحی هم نوشتم ولی به خاطر بالا بودن حجم کار، آن پیشنهاد مسکوت ماند. البته بنده از سال 77 صفحه ای را در روزنامه جمهوری اسلامی شروع کردم که روزهای شنبه چاپ می شد. پنج سال این کار را دنبال کردم و بعد دیگر توفیق ادامه نداشتم ولی بحمدالله آن صفحه تاکنون ادامه دارد.

در یکصدمین سال ولادت امام خمینی(س) که سال «امام خمینی(س)» نام گرفته بود، در دفتر تبلیغات اسلامی اینکه چه کارهایی برای امام صورت بگیرد مطرح شد و من پیشنهاد سال 76 خودم را مجددا آنجا مطرح کردم و آقای مهریزی هم که از مسئولان دفتر تبلیغات اسلامی بودند و همزمان مسئولیت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) در قم را بر عهده داشتند، در آن جلسه حاضر بودند. حدس می زنم این موضوع مبدأ کاری شده که ظاهرا از سال 79 توسط ایشان، با مدیریت آقای محمد مرادی، در نمایندگی قم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) شروع شد.

ظاهرا کار روی دانشنامه امام خمینی(س) با مدتی وقفه مواجه بوده است. دلیل این وقفه چه بود؟

این کار مقداری پیش رفت ولی با تغییر و تحولاتی که در مدیریت نمایندگی قم مؤسسه و طبعا دانشنامه پیش آمد، مقداری دچار وقفه شد. در دوره مدیریت بعدی هم مقداری کار پیش رفت ولی دارای افت و خیز بود. البته در دوره آقای مهریزی جز چند جلسه و نگارش یک مدخل، ارتباطی نداشتم. در دوره آقای مرادی هم در جلسات گزینش مدخل ها شرکت می کردم.

در سال 90 با توجه به طول کشیدن این پروژه و وقفه هایی که ایجاد شده بود، توقعی که مؤسسه داشت که این کار هرچه زودتر به سرانجام برسد و گویا موانع شخصی که مدیریت وقت دانشنامه امام خمینی(س) داشتند، از بنده دعوت شد و از مرداد سال 90 ادامه کار را بر عهده بنده بود. تا آن موقع در نگارش مدخل ها حداکثر 15 درصد کار پیش رفته بود. البته مقدمات کار دانشنامه مثل مسأله گزینش مدخل ها و تهیه پرونده های علمی و یا نگارش برخی از مقالات برای مراحل اولیه بیشتر از 15 درصد بود. تا آن زمان فقط هشت مقاله از این 860 مقاله به شورای علمی راه پیدا کرده بود ولی تلاش های زیادی هم مدیران و همکاران گذشته مبذول کرده بودند.

جمع آوری مطالب تنها به صورت مقاله علمی موضوعی بوده و یا قالب های دیگری مثل مصاحبه، خاطره و یا دست نوشته افراد و شخصیت ها هم بوده است؟

تمام مقالات دانشنامه در قالب مقاله است. مقالاتی که همه گزاره ها و مطالب آن مستند به حداقل یک منبع و گاهی چند منبع هست و حالت گزارشی دارد. مثل قالبی که در مقالات دانشنامه ای و دایرة المعارفی به کار می رود. ولی منابع آن مختلف است و از کتاب، مقاله، خاطرات، گفت و گوها، استفتائات، احکام و تقریرات آثار حضرت امام هست. کار تولیدی خود ما که مثلا مصاحبه ای داشته باشیم و خاطره ای را تهیه کنیم، خیلی محدود بوده است.

ما از حدود 6500 منبع موجود در قالب مقاله های دانشنامه ای با ضوابط خاص خودش مطالب را نگاشته ایم و با ویرایش های علمی و بازنویسی های متعدد تلاش کرده ایم که نسخه کامل تری را به دست بیاوریم. مقالات از حدود 300 کلمه شروع می شود و کمترین کلمات مربوط به معرفی برخی از آثار حضرت امام هست، تا حدود 20 هزار کلمه متفاوت است. مقالات نوعا یک نویسنده دارد اما خیلی از مقالات هم نویسندگان مشترک دارند. به این معنا که نگارش اولیه توسط نویسنده دیگری تکمیل شده است.

کسانی مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی، با توجه به آثار تألیفی زیادی که از ایشان منتشر شده، جزو منابع مقالات ما هستند

آیا از شخصیت های بزرگ انقلاب نظیر آیت الله هاشمی رفسنجانی هم مقاله و یا دست نوشته ای در این دانشنامه هست؟

طبعا توقع نمی رفت که ما از این بزرگواران مقاله داشته باشیم. مقالات را نوعا نویسندگانی که در دسترس ما بودند، اعم از نویسندگان و صاحب نظران حوزوی، دانشگاهی و خانم ها و آقایان صاحب اثر و تألیفات هستند. البته مثل نوع مقاله های دانشنامه ای نیازمند تکمیل و بازنویسی های متعدد در شوراهای بازنگری بوده است. ولی کسانی مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی، با توجه به آثار تألیفی زیادی که از ایشان منتشر شده، جزو منابع مقالات ما هستند. مثلا در بخش تاریخ انقلاب، تاریخ نهضت، تاریخ جمهوری اسلامی و نهادهای آن و همچنین شخصیت امام و شخصیت های دیگر آثار آقای هاشمی جزو منافع دست اول ما به شمار می رود. چنانکه خاطرات افراد بسیار دیگری که در انقلاب شرکت داشته اند، از روحانیون و غیر روحانیون، جزو منابع مقالات ما هستند که حسب مورد استفاده شده اند. بنابر این کسی مثل آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نویسنده یا مصاحبه شونده در دانشنامه امام خمینی(س) حضور ندارد ولی منبع و سند بسیاری از مقالات ما هست.

چند نفر در تهیه این دانشنامه همکاری داشته اند؟

ما 263 نفر نویسنده داریم. البته از برخی نویسندگان دیگر هم مقالاتی دریافت کرده ایم که یا شرایط لازم را نداشته، یا در مقالات دیگر ادغام شده و یا تشخیص داده شده در چهارچوب مدخل های مورد نظر نیست و طبعا دیگر نامی از آنها در میان نویسندگان ما نیست.


اصل پیشنهاد، طرح و تأسیس دانشنامه امام خمینی(س) کاملا مربوط به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) است

این افراد در چه چهارچوب و با چه تخصص هایی کار خود را انجام داده اند؟

از طیف های مختلف شخصیت های حوزوی، نویسندگان، فضلا و افراد توانمند حوزوی و غیر حوزوی خانم و آقا حضور دارند. در دوره ای تصمیم گرفته شده که از بخشی از شخصیت های شاخص، شناخت شده و برجسته علمی نیز به عنوان نویسنده مقالات دانشنامه استفاده شود. ولی با توجه به اینکه چنین مقالاتی چهارچوب خاصی دارد و اشتغالاتی که امثال این بزرگواران دارند، تجربه موفقی نبوده است. لذا نوع نویسندگانی که از شخصیت های اسم و رسم دار و معروف کشور باشند محدود است ولی بخش عمده ای از نویسندگان ما فضلای حوزوی و صاحب نظران دارای کتاب، اثر و مقاله هستند. بخشی هم از فضلای دانشگاهی هستند. البته بخشی هم نویسندگان عادی هستند که مقالات آنها توسط ارزیابان و کارشناسان دانشنامه در هر گروه به صورت شورایی و کمیته علمی ارزیابی و تکمیل شده و ویرایش های علمی مختلفی روی آن صورت گرفته تا شرایط لازم را پیدا کند.

از همکاری مؤسسات و نهادهای دولتی و غیر دولتی در این پروژه همراهی بهره برده اید؟

اصل پیشنهاد، طرح و تأسیس دانشنامه امام خمینی(س) کاملا مربوط به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) است و برخی مسئولین مؤسسه در تهیه، ارزیابی و بررسی مقالات و برخی شوراهای ما و حضور جدی داشته اند و حدود 50 مقاله را به دلیل حساسیتی که داشته افرادی در تهران بررسی کردند. ولی به غیر از برخی رایزنی هایی که در آغاز کار دانشنامه با برخی مؤسسات مثل دایرة المعارف بزرگ اسلامی و یا برخی مؤسسات مشابه داشته اند تا برای آغاز کار بتوانند از تجربیات آنها استفاده کنند، با هیچ مؤسسه دولتی و غیر دولتی دیگری همکاری نداشته و یا کمک نگرفته است.

در انجام این کار با چه محدودیت هایی مواجه بودید؟

کسانی که تجربه چنین کارهایی را دارند این نکته برای آنها ملموس هست که برای خیلی از افراد نوشتن مقاله های پژوهشی برای مجله های علمی و پژوهشی راحت تر مقالاتی است که برای دانشنامه ها نوشته می شود. به خاطر اینکه این کار چهارچوب های خاص خودش را دارد و جای اعمال نظر، سلیقه، اجتهاد و تحلیل های شخصی نیست و کاملا باید با ادبیات پذیرفته شده دانشنامه و شیوه های موجود نوشته شود. طبیعی است که همه افراد در یک سطح نباشند و درست هست که قدم اول را نویسندگان بر می دارند ولی کار اصلی در بازنویسی ها و ویرایش های علمی است.

برخی از مقالات دانشنامه امام خمینی(س) گاهی تا 20 ویرایش دارد و به طور میانگین هر مقاله حدود 10 نسخه ویرایشی دارد. به خاطر اینکه علاوه بر بازبینی هایی که توسط شورای گروه صورت می گیرد، در سه مرحله شورای علمی، شورای عالی علمی و کمیته نهایی این مقالات توسط اعضای ثابت و متغیر بازنگری می شود و بارها توسط بنده به عنوان مدیر دانشنامه بازنگری شده و کاری بسیار دشوار و زمانبر بود. مخصوصا اینکه تصمیم گرفته شد این دانشنامه مصور باشد. بیش از یک سوم مقالات دارای تصویر هست و یک آلبوم 264 صفحه با 620 قطعه عکس در 12 محور همراه با توضیحات کار بسیار سنگینی بود.

بخشی از محدودیت ها به ذات کار بر می گردد. به اعتبار اینکه این دانشنامه شخصیت محور و موضوع آن معاصر است و منابع هنوز شکل نگرفته اند. البته حساسیت های داخلی و بیرونی که نسبت به بخشی از مقالات وجود داشته و دارد. حدود 180 مدخل، مقالات مستقل در خصوص شخصیت ها و اعلام است که می دانیم چه حساسیت هایی وجود دارد. بخشی از محدودیت ها هم تنگناهای مالی بوده و تأخیرهای زیادی که در پرداخت ها صورت گرفته است.


در طول این مدت چه چیزی عامل افزایش انگیزه و روحیه شما بود؟

جالب است بدانید همکاران من در تهیه دانشنامه امام خمینی(س) از جریان های مختلف سیاسی و فرهنگی هستند. چون همان گونه که امام خمینی متعلق به همه جریان های معتقد به انقلاب و نظام بوده اند، هستند و خواهند بود، دانشنامه امام خمینی(س) هم در همه مراحل سعی کرده که نگاه سیاسی و جریانی را دخالت ندهد. از جمله در گزینش مدیران، همکاران، ارزیابان و بازنویسان اگر آماری از مجموعه همکاران بنده در دانشنامه گرفته شود که با چه گرایش هایی بوده اند، بهترین شاهد است.

نقطه اشتراک همه این همکاران عشق و علاقه ای بوده که به امام خمینی(س) و عظمت و ضرورت این کار داشته اند و به اینکه حتی اگر این کار در شکل کاملا دلخواه و مطلوب ارائه نشود به هر حال باید از یک جایی شروع شود و یک مبدأ برای نسخه ها و ویرایش های بعدی باشد که طبعا باید تکمیل شود.

الآن چه که تلاش شما و همکاران به ثمر نشسته است، در مقام جمع بندی و ارزیابی این مسیر چه می گویید؟

برای بنده که بعد از 23 سال مواجه شدم با اینکه بحمدالله با توفیق الهی و همکاران ارجمندی که در گذشته بوده اند و مدیران و همکارانی که در این 10 سال تلاش کردند، طبعا خوشایند بوده که دانشنامه مدتی است راهی چاپخانه شده است. هرکدام از همکارانی که این خبر را می شنیدند اظهار خوشحالی می کردند. من مدتی قبل با برخی از مدیران گذشته دانشنامه صحبت می کردم که فهرستی از همکاران گذشته دانشنامه را فراهم کنم، کسانی که در گذشته ناامید بودند از اینکه این کار به سرانجام برسد، وقتی خبر دار می شدند که به توفیق الهی این کار به سرانجام رسیده و زحمات آنها هم ثمر داده طبیعی بود که خوشحال باشند؛ همه همکاران خوشحال هستند. می دانم که مسئولان گذشته و حال مؤسسه هم خوشحال خواهند بود.

البته همچنان که جای دیگر هم گفته ام و در پیش گفتار دانشنامه هم آورده ام، نباید حمایت های یادگار فرهیخته و دانشمند حضرت امام آیت الله حاج سید حسن خمینی را نادیده بگیرم؛ جناب آقای دکتر حمید انصاری که قائم مقام سرپرست پیشین مؤسسه بودند، مسئولان محترم مؤسسه در قم و همه همکارانی که در طول این مدت با بنده همکاری کرده اند.

بحمدالله بعد از سال ها چهارشنبه این هفته بنا است که از این مجموعه رونمایی شود. بنده در یکی دو سال آخر کار پیشنهاد دادم و طراحی هم کردم که برگزیده ای از مجموعه دانشنامه، در حد شش درصد آن، در قالب یک کتاب جامع، متقن و مستند به مقالات دانشنامه به صورت جداگانه تهیه شود و به همراه چند نفر از همکارانم این را تهیه کردیم و در 30 فصل طراحی و تنظیم شد که همزمان با دانشنامه منتشر خواهد شد و در اختیار علاقمندان قرار می گیرد. کسانی که امکان مراجعه به تک تک مقالات دانشنامه را ندارند این کتاب را در اختیار داشته باشند.

خدا را سپاس می گویم که این بذل را در حق بنده و همکاران عطا فرمود که این مجموعه را به همت همه کسانی که در دانشنامه همکاری کرده اند و فهرستی از آنها هم در ابتدای دانشنامه آمده، این کار به سرانجام برسد. و لله الحمد و از او می خواهیم که این قدم ناچیز را به لطف و کرمش قبول بفرماید.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...