کتاب «اساطیر یونان» [Heroes of Greece and Troy: Retold from the Ancient Authors] نوشته راجر لنسلین گرین [Roger Lancelyn Green] با ترجمه عباس آقاجانی توسط انتشارات سروش به چاپ نهم رسید.

اساطیر یونان» [Heroes of Greece and Troy: Retold from the Ancient Authors] ن راجر لنسلین گرین [Roger Lancelyn Green]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب طی سال‌های ۹۲ و ۹۳ با چاپ‌های ششم و هفتم به بازار عرضه شده بود. سال ۹۷ نیز چاپ هشتم این‌کتاب به بازار آمد.

اسطوره‌ها اصولاً با روایات دینی ارتباط نزدیک دارند و واقعیّات فرهنگی پیچیده‌ای هستند. در میان اساطیر جهان، اساطیر یونان از آن‌جا که مرجع مکتوب باستانی و اصلی یونان (آثار هومر و هسیود و بعدها شاعران متأخرتر) بوده‌اند، حکایت دیگری دارند.

در تاریخ اساطیر یونان باستان، از آغاز آفرینش تا عروج هراکلس، روایت‌های متعددی در دست است. اما روایت جدید راجر لنسلین گرین از این‌بازه زمانی به گفته منتقدان، اصالت و تألیف خوب را با هم دارد. گرین، این افسانه‌ها را همان‌گونه که خود یونانی‌ها در نظر می‌آوردند، به شیوه عصر قهـرمانان، در کـنار هـم قرار داده است.

به نظر می‌رسد ترتیب زمانی رویدادهای مربوط به خاندان بزرگ جاودانان در این روایت، سامان‌مندتر و مقبول‌تر از اغلب روایت‌های در هم ریخته معروف گذشته باشد. اینجا، هر قصه از دل قصه دیگر جوانه می‌زند و رشد می‌کند.

چاپ نهم این‌کتاب با ۲۲۴ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۴ هزار تومان منتشر شده است.
 

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...