«وضعیت استثنایی» [State of Exception] با ترجمه پویا ایمانی به چاپ چهارم رسید. مفهوم هوموساکر را نخستین بار کارل اشمیت مطرح کرد، اما این مفهوم در اندیشه آگامبن [Giorgio Agamben] بدل به پاردایمی برای تفسیر کنش‌های سیاسی حکومت‌ها شد.

وضعیت استثنایی» [State of Exception]  آگامبن [Giorgio Agamben]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چهارمین چاپ کتاب «وضعیت استثنایی» اثر جورجو آگامبن، اندیشمند مشهور ایتالیایی با ترجمه پویا ایمانی با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۱۷۶ صفحه و بهای ۲۸ هزار تومان توسط نشر نی منتشر شد. چاپ پیشین (سوم) این کتاب پاییز ۱۳۹۷ با شمارگان ۳۰۰ نسخه و بهای ۲۲ هزار تومان منتشر شده بود. چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۹۵ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۱۴ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. آگامبن خود بر این ترجمه مقدمه‌ای نوشته است. ویراستار این کتاب نیز افشین جهاندیده، مترجم عمده آثار میشل فوکو به فارسی است.

«وضعیت استثنایی» دومین مجلد از مجموعه هوموساکرِ آگامبن است که انتشار آن در سال ۱۹۹۵ با کتاب «هوموساکر: قدرت حاکم و حیات برهنه» آغاز شد. «وضعیت استثنایی» نیز برای نخستین بار در زبان اصلی در سال ۲۰۰۳ به چاپ رسید. در ادامه این مجموعه نیز کتاب‌هایی چون «باقیمانده‌های آشویتس»، «ملکوت و جلال»، «آیین مقدس زبان»، «والاترین فقر»، «کار خدا: دیرینه شناسی تکلیف» و «کاربرد بدن‌ها» منتشر شدند.

کتاب ۶ بخش دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «وضعیت استثنایی به مثابه پارادایم حکومت»، «زورِ – قانون»، «یوستیتیوم»، «نبر غولان بر سر خلا»، «عید، عزا، آنومی» و «آکتوریتاس و پوتستاس».

در فلسفه‌های سیاسی معاصر «وضعیت استثنایی» را برای نخستین بار کارل اشمیت، نظریه‌پرداز معروف نازی‌ها در نظریه قانون خود در کتاب «الهیات سیاسی» به کار برده بود. اشمیت در این نظریه ثابت کرد که حاکم جامعه در وضعیت استثنایی به نام منافع همگانی و حفظ اجتماع پا را فراتر از قانون گذاشته و درباره آن وضعیت استثنایی با وضعیت اضطراری خاص تصمیم می‌گیرد و کلاً سیاست نیز چیزی نیست جر تصمیم گیری‌های حاکم در وضعیت استثنایی. البته اشمیت این نظریه را در جایگاه نظریه‌پرداز و فیلسوف سیاسی نازی‌ها و مشاور حقوقی شخص هیتلر، وضع کرده بود.

اما آگامبن در فصل نخست کتاب از وضعیت استثنایی به مثابه پارادایم حکومت بحث مهمی را درباره یک قانون وضع شده در زمان جرج دبیلیو بوش را پیش می‌کشد. حدود یک ماه پس از حملۀ القاعده به برج‌های تجارت جهانی، کنگره آمریکا لایحه میهن پرستی را تصویب کرد که به امضای جرج بوش رئیس جمهور وقت نیز رسید که طبق آن نه فقط یک سری تغییراتی در قوانین داخلی آمریکا به وقوع می‌پیوست، بلکه قوانین مهاجرت و تابعیت آمریکا برای خارجیان نیز بسیار سخت‌تر می‌شد. آگامبن در این فصل این لایحه و سوابق مشابه آن را در قوانین رژیم نازی و حقوق عمومی فرانسه به بحث می‌گذارد. او از وضعیت سیاسی و حقوقی موجود در ایالات متحده پس از یازده سپتامبر استفاده می‌کند تا نشان دهد چگونه دمکراسی‌ها به دست خود به وضعیت استثنایی و تعلیق قانون دامن زدند. آگامبن در دومین فصل این کتاب بازگشتی می‌کند به دو کتاب معروف اشمیت «دیکتاتوری» و «الاهیات سیاسی» و مفاهیم وضعیت استثنایی، دیکتاتوری و شکل گیری آن، و نقش دمکراسی‌ها در شکل دهی به دو وضعیت نامبرده را واکاوی می‌کند. این مقاله بیشتر بازخوانیِ دو کتاب نامبرده اشمیت است.

اما کار مهم آگامبن در این کتاب شرح و بسط معنای «وضعیت استثنایی» با بهره‌گیری از مفهوم هوموساکر است. او این معنا را به نحوی ارائه کرد که بدل به پارادایمی برای تفسیر و تحلیل امر سیاسی و کنش‌های سیاسی حکومت‌ها شد. آگامبن شرح می‌دهد که هوموساکر مفهومی متعلق به روم باستان است و به کسی اطلاق می‌شد که عمل ناشایستی را مرتکب شده و یکی از تابوهای جامعه را زیر پا گذاشته است و به همین دلیل از تمام حقوق شهروندی و انسانی خود محروم شده است. به این ترتیب هوموساکر یک اصطلاح حقوقی است که در علم اخلاق هم کاربرد دارد. محروم شدن از حقوق انسانی و شهروندی باعث مباح شدن خون هوموساکر هم می‌شد و دیگر شهروندان می‌توانستند بدون آنکه مسئولیتی گردنشان باشد هوموساکر را بکشند. در این حالت هوموساکر از مقام انسانیت ساقط شده و هیچ قانونی نمی‌تواند از کرامت و حتی حق حیات او دفاع کند.

بنابراین هوموساکر کسی است که طبقه‌بندی‌ها و اصول را زیرپا گذاشته و مرزبندی‌های آن را به هم ریخته است و دستور فقهی بر تعذیرش است و قتل و تعذیر او به مثابه توجه دوباره به اخلاق یا بازگشت اخلاق و بازگشت قانون و فرامین دینی به جامعه است. بنابراین هوموساکر را می‌توان قربانی نامقدسی برای حفظ ارزش‌ها دانست. آگامبن در اصل این وضعیت را که هوموساکر از همه حقوق خود معلق می‌شود تا به قتل و تعذیر برسد، «وضعیت استثنایی» می‌نامد. زندگی در «وضعیت استثنایی» یک زندگی برهنه‌ای است که هر لحظه امکان قطع شدن آن وجود دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

سرمایه میل به جهانی شدن دارد و برای ارضای این میل سعی می‌کند تمام موانع پیش روی خود را بردارد... نئولیبرالیسم بازسازی بنیادی روابط طبقاتی است... دموکراسی منهای اقتصاد یک پروژه شکست خورده است... سلب مالکیت مردم منطقه زمینه‌ای بسیار مناسب برای ایجاد نیروی کار ارزان در منطقه و ایجاد شکاف‌های قومی بوده و هست... مقابله با هر نوع نظارت اجتماعی غیر از نظارت دولت، مهم‌ترین تلاش دولت‌های حامی سرمایه‌داری در منطقه است ...
می‌خواهد که به مناسبت جشن تولد او برگزاری نمایشی را به وی هدیه نماید... مشهور به ملازمت زنان و خوش‌خدمتی به آنان است... برای خلاصی از خواستگاری مصرانه‌ی جوان از دخترش، به پاریس آمده است... بیوه‌ی زیباروی معشوقه‌ی اوست و پسرش از خود اوست... کاریکاتور جنونِ خدمت‌گزاری خویش را به هجو نافذ خلقیات زمانه‌ی خود درمی‌آمیزد ...
دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...