من جرب المجرب؛ حلت به الندامه!

کتابی است به نام «کودتای ایرانی» نوشته مارک گازیوروسکی [Mark J Gasiorowski] استاد علوم سیاسی دانشگاه تولَن در نیواورلئان امریکا که در تابستان 1398 با ترجمه بهرنگ رجبی؛ و توسط نشر چشمه منتشر شده و تا به امروز به چاپ چهارم رسیده است.

کودتای ایرانی مارک گازیوروسکی [Mark J Gasiorowski

کتاب به طور کامل از منابع غیر فارسی (عمدتا امریکایی) تدوین شده است و ۶ مقاله درباره دخالتهای امریکا در ایران دارد. یک بخش مربوط به قبل از انقلاب است با سه مقاله، و یک بخش مربوط به بعد از انقلاب است با سه مقاله دیگر. نویسنده در مجموع، در دو مقاله آخر می‌گوید اسنادی وجود ندارد که امریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا قبل از ماجرای تسخیر سفارت، در ایران دخالتی کرده باشد. بلکه بعکس؛ تلاشهای دخالت طلبانه مخالفین جمهوری اسلامی را هم سرکوب کرده است. نویسنده در این زمینه از اسناد منتشر شده توسط دانشجویان پیروخط امام هم استفاده کرده است.

اما درباره قبل انقلاب و بویژه دخالت در کودتای ۲۸ مرداد دو مقاله دارد. اولین مقاله اش که عملیات روانی TPBEDAMN را توضیح می‌دهد و به شدت وحشتناک و گیج کننده است. در این مقاله ترسیم می‌کند که نیروهای عملیات ویژه سی آی ای چگونه و با چه روشهایی اقدام به دخالت می‌کرده اند.
شاید با خواندن این مقاله بتوان درک کرد که چرا برخی ایرانیان و سابقه داران سیاسی ایران تا این حد از امریکا وحشت دارند و به او بدبینند. (حتی دولت موقت مهندس بازرگان نیز بارها بدبینی خود را به مقامات امریکایی ابراز کرده و از دخالت آنان در شورشهای گوشه و کنار کشور و یا کودتای احتمالی در کشور پرس و جو کرده اند.)

و در مقاله اول به روش هایی اشاره می‌کند که در حال حاضر نیز در کشور ما مورد استفاده قرار گرفته و می گیرند. در این مقاله نقش نفوذیها بر فریب روحانیون صاحب نفوذی مثل کاشانی و فلسفی! و استفاده امریکا و انگلیس از حزب سومکا و بقایی (که همه را متهم به وابستگی به انگلیس می‌کرد) را نشان می‌دهد.
نویسنده کتاب به مطالعه درباره اقدامات امریکا در برابر شوروی علاقمند است و لذا حساسیت های او اصلا به قضاوت درباره حق و باطل بودن هریک از طرفهای ماجرا یا اشتباهات و خطاهای آنان نمی انجامد. او با اتکا به مصاحبه هایی که با افراد دخیل در کودتا انجام داده؛ و با استفاده از برخی اسناد لو رفته (مثل اسناد لانه جاسوسی) توانسته ابعاد عجیبی را از این ماجرا روشن کند. خودش اقرار دارد که این؛ همه ماجرا نیست.

کتاب برای کشف روش های امریکا در انجام کودتای ۲۸ مرداد نوشته شده است. در این کتاب شما با اقدامات فریبکارانه و هدفمند امریکا علیه شوروی مواجهید. و این که چگونه امریکائیها از راهبری اصلی مبارزه با نفوذ شوروی در ایران (حزب توده) به فکر کودتا علیه مصدق رسیدند.
حال؛ مصدق و یارانش یا کاشانی و غیره در این‌میانه چه اشتباهاتی کردند؛ موضوع این کتاب نیست گرچه در جریان بیان وقایع به ذکر خیر و شر آنها نیز پرداخته شده است.

نکته مهم برای امروز ما این است که: تمام آن چه در مقاله اول تحت عنوان عملیات TPBEDAMN سی. آی. ای می‌خوانیم و آن روز علیه مصدق به کار رفت؛ در عملیاتی مشابه؛ از اواخر دهه 70 در کشور ما بارها به کار گرفته شده است؛ شاید با نام رمز دیگری مثل JIBEDAMN!

خوب نمایی از زندگی در غرب، بد نمایی از زندگی در ایران، جعل خبر از سوی این و آن به منظور ایجاد دشمنی، تزریق اطلاعات غلط جاسوسی برای گمراه سازی طرف مقابل، تغییر معنای سخنان افراد به منظور بدنام سازی و ایجاد دشمنی بین گرایش های مختلف سیاسی، استفاده از کاریکاتور و طرح های تمسخر انگیز برای دروغ پراکنی، انجام عملیات شبه تروریستی (انفجار بمب بدون کشتار و ...) برای بدنام کردن این و آن و القای نابسامانی، کاهش حساسیت نسبت به دشمن، ناامید سازی، انتشار خاطرات دروغین، انتشار آمارهای راست و دروغ از پیشرفتهای غرب و عقب ماندگی شرق و دهها روش دیگر.

جالب اینجاست که جهت دهی بهره برداری از این اقدامات معمولا معکوس بوده است! یعنی برای تبلیغ علیه چیزی، به طور مستقیم ضد او عمل نمی‌کردند؛ بلکه ظاهرا در حمایت از او حرکت انجام می‌شده است!

طبیعی است که عملیات TPBEDAMN، منجر به فریب طرف مقابل و انجام کنش ها و واکنش های نادرست او هم شده است از آن جهت که گاه دوست و دشمن قاطی می‌شوند.
کتاب نحوه فریب شاه و طرفداران او؛ و فریب کاشانی و طرفداران‌مصدق را به خوبی بیان می‌کند و ما می‌بینیم که برخی از اینها با تمام اختلاف نظراتی که با امریکا داشتند چگونه در زمین امریکا بازی کرده و فریب خورده اند.

مقاله دوم به شرح عملیات کودتای 25 مرداد و شکست آن و تلاش دوباره کودتاچیان در 28 مرداد و موفقیت آن می‌پردازد. و تجربیات خوبی را از این حوادث به ما منتقل می‌کند

مقاله سوم، به ماجرای تیمسار قرنی در زمان شاه و تلاش ناکام او برای انجام اصلاحات می‌پردازد.

مقاله چهارم مربوط به کودتای نوژه است. کودتایی که پس از ماجرای تسخیر سفارت رخ داده و طبعا انگیزه امریکا برای دخالت در آن می‌توانسته مثبت باشد. بسیاری از مشارکت کنندگان کودتا غربگرا و سلطنت طلب هستند و بختیار با آن همراهی دارد و کودتا کاملا حساب شده و دارای طرح های یدک است. اما نویسنده، به سند دقیقی که حکایت از دخالت و حمایت امریکا از کودتا باشد دست نیافته است. این، نکته مهمی است که پژوهشگران روی آن دقت نکرده اند. زیرا کودتا با کمک حزب توده افشا شده است و در نهایت منجر به از هم پاشیدگی توان ارتش ایران در آستانه تلاش عراق برای جنگ و تصرف خوزستان شده است.

با خواندن این کتاب، سناریوی تخیلی دیگری به ذهن متبادر می‌شود که در کودتای نوژه، شوروی با کمک حزب توده موفق شده عناصر غربگرا و طرفدار امریکا را در ارتش تحریک به مشارکت در کودتا کند و سپس آن را در زمان مناسب لو دهد تا ارتش ایران (که عمده امیرانش را طرفداران غرب تشکیل می‌دادند) به دست حکومت انقلابی متلاشی شود.

همچنین در این کتاب، از ماجرای اطلاع دولت موقت بازرگان از آمادگی عراق برای حمله به ایران سخن گفته شده و نویسنده بر اساس اسنادی مدعی است که امریکا از بهمن 1357 (یعنی پیروزی انقلاب اسلامی) تلاشهای عراق را برای آماده سازی حمله نظامی به ایران رصد کرده و به دولت بازرگان در این زمینه هشدار داده و سیستم آیبکس را برای نظارت بر تحرکات عراق تحویل ایران داده است اما ایران از آن استفاده نکرده است.

اگر بعد از خواندن این کتاب، نظرتان درباره اختلافات داخلی ایران تغییر یافت، نترسید بلکه امیدوار باشید که از بند ترفندهای پنهان دشمن رها شده باشید.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...