آثار برگزیده و شایسته تقدیر سومین دوره جایزه کتاب تاریخ انقلاب اسلامی همزمان با آیین پایانی این جایزه معرفی شدند.

سومین دوره جایزه کتاب تاریخ انقلاب اسلامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، آثار برگزیده به شرح زیر است:

تحقیقات و پژوهش‌های تاریخی
«تشکیل دولت پهلوی اول و تأثیر آن در فروپاشی نظام ایلی» (با تأکید بر ایل بختیاری) اثر خدابخش قربان‌پوردشتکی؛ مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران.

مستندنگاری
«جهل مقدس؛ اکبر گودرزی (رهبر گروه فرقان) به‌روایت اسناد» اثر عباس‌علی بخشی؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی‏‫.

تاریخ شفاهی
«خانه‌دار مبارز: خاطرات شفاهی اقدس حسینیان‮‬»‫ مصاحبه و تحقیق: زهرا احسن‌مقدم و مرضیه ذاکری؛ ‏‫راه‌یار‮‬‏‫.

خاطرات و زندگینامه
«نظریه‌پردازی در تبعید» اثر حجت‌الله علی‌محمدی؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

و آثار شایستۀ تقدیر به ترتیب عبارتند از:

مستندنگاری
دو اثر زیر به‌صورت مشترک انتخاب شدند:
«انقلاب اسلامی به‌روایت اسناد ساواک: خراسان رضوی، خراسان جنوبی و خراسان شمالی» به‌کوشش مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
«خلخال در انقلاب اسلامی به‌روایت سند و عکس» پژوهش و تألیف سیدمحمدمسعود نقیب، بازنویسی اسناد: جواد کریم‌نژاد؛ ریتم‏‫.

تاریخ شفاهی
«80 سال تکاپوی فرهنگی: خاطرات فرهنگی سیاسی مرتضی آخوندی» گفت‌وگو و تنظیم: رضا اکبری‌آهنگر؛ مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران.

خاطرات و زندگینامه
دو اثر زیر به‌صورت مشترک انتخاب شدند:
«سید العلماء الاعلام: تاریخ شفاهی زندگی، شخصیت و فعالیت‌های شهید محراب آیت‌الله سیداسدالله‌ مدنی دهخوارقانی(ره)« به‌اهتمام سیدمحمدجواد قربی؛ شاهد.
«مهدی عراقی را بکش!: گفت‌وگوهایی دربارۀ شهید حاج مهدی عراقی» اثر سیدمصطفی حسینی و عبدالرضا نعمت‌اللهی؛ سروش‏‫.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...