پاسخ به یک ابهام | تاریخ ایرانی

طی روزهای گذشته، در سی‌و‌سومین سالگرد صدور قطعنامه ۵۹۸ در شورای امنیت سازمان ملل که به جنگ خونین و طولانی میان ایران و عراق پایان داد، متنی در فضای مجازی توسط برخی از همکاران روزنامه‌نگار به شکل انبوه بازنشر می‌شود که مدعی است بر اساس متن کتاب «جنگ ایران و عراق» [The Iran-Iraq War] نوشته پیر رازو [Pierre Razoux] به اسناد تازه‌‌ای در خصوص تامین مالی ارتش بعث دست یافته است.

جنگ ایران و عراق» [The Iran-Iraq War] نوشته پیر رازو [Pierre Razoux]

مهمترین داده غلطی که در متن منتشر شده در فضای مجازی به نقل از کتاب پیر رازو به چشم می‌خورد از این قرار است: «کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، کویت، امارات، بحرین، قطر و عمان کمک‌های بسیار ناچیزی به صدام کردند که رقم آن‌ها کمتر از ۵۰ میلیون دلار بوده است. در تبلیغات رسمی، کشورهای حوزه خلیج فارس، خصوصاً عربستان سعودی یکی از تامین‌کنندگان مالی عراق در جنگ با ایران معرفی می‌شوند. این در حالی ا‌ست که اسناد به‌دست‌آمده از آرشیو اسناد ملی عراق پس از سقوط صدام حسین در تطبیق با اسناد وزارت دفاع آمریکا نشان می‌دهند، کمک‌های مالی کشورهای خلیج فارس به صدام در حدی است که در مقایسه با کمک عظیم شوروی، می‌توان از آن‌ها صرف‌نظر کرد.»

از آنجا که هیات تحریریه «تاریخ ایرانی» متن کامل این کتاب را به فارسی ترجمه و در سال‌های اخیر فصل‌هایی از آن را به مناسبت‌های مختلف منتشر کرده است، بر خود لازم می‌داند در واکنش به داده‌های غلطی که به این کتاب و نویسنده آن نسبت داده شده و آن را منبعی برای طرح ادعاهای نادرست قرار داده‌‌اند توضیحات زیر را ارائه کند.

کتاب اصلی (با عنوان La Guerre Iran-Irak, 1980–1988: Première guerre du Golfe) به زبان فرانسه است و توسط نیکلاس الیوت به انگلیسی ترجمه شده و ترجمه فارسی بر اساس متن انگلیسی انجام شده است. فصل ششم کتاب با عنوان «اعراب دچار شکاف می‌شوند» به طور مفصل به حمایت مالی چشمگیر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می‌پردازد. «تاریخ ایرانی» مهرماه گذشته در گزارشی با عنوان «هزینه ماشین جنگی صدام علیه ایران چطور تامین شد؟»، بخش‌هایی از این فصل را عیناً ترجمه کرد. اینک ترجمه پاراگراف‌هایی که به ارقام تامین شده توسط سه کشور عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی اشاره مستقیم شده، به همراه متن انگلیسی آن‌ها و همچنین یک گراف و جدول از ضمیمه انتهای کتاب بازنشر خواهد شد.

عربستان سعودی
پادشاه: ملک خالد بن عبدالعزیز آل‌سعود
رقم کمک به صدام حسین: ۶۰ میلیارد دلار

Khalid knew he had to handle Iraq with kid gloves to attain these ambitious objectives. He therefore assured Saddam Hussein of his support and promised him important loans, which would allow him to finance his war against Iran (from 1981 to 1988، Saudi Arabia paid Iraq sixty billion dollars). He guaranteed Iraq right of transit to bring in weapons purchased throughout the world. He also provided delivery of merchandise to Iraq. Finally, he agreed to extract oil from the neutral zone on Iraq’s behalf and sell 300،000 barrels of oil per day to partially compensate Baghdad’s loss of revenue.
خالد می‌دانست که برای دست یافتن به این اهداف جاه‌طلبانه باید با عراق مدارا و با ملایمت با صدام برخورد کند. از همین رو در خصوص حمایت از عراق به صدام حسین اطمینان خاطر و به او قول داد وام‌های مهمی در اختیارش قرار دهد تا هزینه مالی جنگ علیه ایران تامین شود. از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۸ عربستان ۶۰ میلیارد دلار به عراق پرداخت کرد. وی به عراق تضمین داد که حق ترانزیت خریدهای تسلیحاتی از کل جهان را در اختیارش قرار دهد. شاه آل‌سعود همچنین دریافت اجناس را برای این کشور ممکن ساخت. در نهایت به منظور جبران درآمدهای ازدست‌رفته عراق، پادشاه عربستان پذیرفت از منطقه‌ای بی‌طرف در این کشور روزانه ۳۰۰ هزار بشکه نفت استخراج کند و به فروش برساند.

کویت
پادشاه: شیخ جابر الاحمد الصباح
رقم کمک: ۱۵ میلیارد دلار

The two heads of state adopted different stances. Emir Jaber forcefully reaffirmed his opposition to the presence of foreign troops on his soil, including Arab troops. He made a wide variety of contacts to demonstrate his faith in the international community and avoid falling under the heel of either belligerent. His strategy consisted of bringing as many players into the Gulf as possible. Nonetheless, Jaber remained realistic and knew he had to handleSaddam carefully. He discreetly ensured him of his financial and logistical support. Kuwait thus became Iraq’s biggest sponsor after Saudi Arabia: from 1981 to 1988، it paid Baghdad fifteen billion dollars.

رهبران دو حکومت کویت و بحرین موضع‌گیری‌هایی متفاوت داشتند. شیخ جابر، مجدداً با قدرت به مخالفت خود با حضور نیروهای خارجی - شامل نیروهای عربی - در خاک کشورش تاکید و تماس‌های متعددی برقرار کرد تا باور خود به جامعه بین‌المللی را نشان دهد و از اینکه تحت سلطه هر یک از طرفین تخاصم قرار گیرد سر باز زد. استراتژی او بر این اساس استوار بود که تا حد ممکن بازیگران بیشتری در خلیج فارس را وارد مهلکه کند. با این حال جابر واقع‌گرا بود و می‌دانست که باید صدام حسین را مدیریت کند. او محتاطانه وی را نسبت به کمک‌های مالی کویت مطمئن ساخت. در نتیجه این تصمیم، کویت پس از عربستان سعودی به بزرگترین تامین‌کننده مالی عراق بدل شد: از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۸ کویت ۱۵ میلیارد دلار کمک مالی به بغداد اعطا کرد.

امارات متحده عربی
پادشاه: شیخ زاید بن سلطان آل نهیان
رقم کمک: ۵ میلیارد دلار

Sheikh Khalifa Al Thani of Qatar was close to King Khalid and aligned himself with the Saudi position. He openly supported Saddam Hussein, but only provided him with nominal financial backing. Sheikh Zayed, the sovereign of Abu Dhabi and thus the president of the Federation of the United Arab Emirates (UAE), took a nuanced position. He sided with Baghdad out of Arab solidarity, but stated his desire to maintain cordial relations with Tehran, despite Iran’s occupation of the Tunb and Abu Musa islands. Naturally, the new port of Jebel Ali and the city of Dubaihad recently become trading hubs with Iran, generating vast revenue for the UAE. Nonetheless, Sheikh Zayed contributed five billion dollars to the Iraqi war effort.

شیخ خلیفه الثانی، پادشاه قطر که به ملک خالد نزدیک بود در صف عربستان سعودی ایستاد و آشکارا از صدام حسین پشتیبانی کرد؛ اما به صورت اسمی از صدام حمایت مالی می‌کرد. شیخ زائد، حاکم ابوظبی و رئیس امارات متحده عربی موضعی خفیف اتخاذ و به خاطر یکپارچگی اعراب از بغداد جانبداری کرد؛ اما علی‌رغم اختلاف با تهران بر سر جزایر تنب و ابوموسی بر حفظ روابط صمیمانه با تهران تاکید داشت؛ طبیعتاً بندر نوساز جبل علی و شهر دوبی که به تازگی به کانون فعالیت‌های تجاری ایران تبدیل شده بودند، درآمدهای سرشاری برای امارات متحده عربی به ارمغان می‌آوردند. با این حال شیخ زائد ۵ میلیارد دلار به اقدامات جنگ‌طلبانه عراق در جنگ اختصاص داد.

پیر رازو در انتهای کتاب (ضمیمه G) در گراف G-3 منابع تامین مالی ارتش صدام برای نبرد با قوای نظامی ایران را مشخص کرده است:

کشورهای عربی چند میلیارد دلار به صدام کمک کردند؟

چنان که در گراف رازو مشخص است ۵۴ درصد کل هزینه‌های مالی اقدامات جنگی ارتش بعث عراق توسط شیخ‌نشین‌های نفتی حاشیه خلیج فارس تامین شده است: بیش از دو برابر درآمد عراق از نفت، ۲۲ برابر اوراق قرضه منتشر شده توسط بانک مرکزی عراق، بیش از ۴ برابر کمک‌های مالی کشورهای غربی و ۹ برابر کمک‌های کشورهای کمونیست به ارتش صدام.

رازو همچنین در جدول G-2 ارقام منابع مالی که هزینه اقدامات جنگی ارتش عراق را تامین کرده‌‌اند مشخص کرده است:

کشورهای عربی چند میلیارد دلار به صدام کمک کردند؟

وام شیخ‌نشین‌های نفتی: ۸۰ میلیارد دلار
درآمد حاصل از نفت که به تامین جنگ اختصاص یافته: ۳۸ میلیارد دلار
وام کشورهای متعدد غربی: ۲۰ میلیارد دلار
کمک‌های اعتباری کشورهای متعدد کمونیست: ۹ میلیارد دلار
اوراق قرضه منتشره توسط بانک مرکزی عراق: ۳ میلیارد دلار
مجموعاً: ۱۵۰ میلیارد دلار

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...