محمدرضا جلائی پور در کانال تلگرام خود نوشت:
خواندن کتاب‌های پرمایه، زندگی‌دگرگون‌ساز و سودمندِ تراز اول از بهترین گزینه‌ها برای گذراندن پرخیر و لذتِ روزهای خانه‌نشینی برای پیشگیری از شیوع کرونا است. اگر هر کدام از این بیست کتاب‌ بسیار خواندنی را هنوز نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم در فرصت این روزها جزء گزینه‌هایتان قرار بدهید. همه‌ی این کتاب‌ها غیرتخصصی است و برای عموم کتاب‌خوانان سودمند. نسخه‌ی کاغذی این کتاب‌ها را می‌توانید از طریق یکی از سایت‌های سفارش کتاب آنلاین بخرید و درب منزل تحویل بگیرید. نسخه‌ی الکترونیک و صوتی تعدادی از آن‌ها هم قابل خریداری آنلاین است.

زندگی بهتر:

«دیگر دوستی موثر» پیتر سینگر، ترجمه‌ی آرمین نیاکان، نشر نی.
«فلسفه‌ای برای زندگی: رواقی زیستن در دنیای امروزی»، ویلیام اروین. ترجمه‌ی محمود مقدسی، ناشر: گمان.
«هنر ظریف بی‌خیالی»، مارک منسون، ترجمه‌ی رشید جعفرپور، ناشر: کرگدن.
«اخبار (راهنمای کاربر)»، آلن دوباتن، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ناشر: ققنوس.
«لذت حضور یا اقتدار اکنون»، اکهارت تُله، ترجمه‌ی دل‌آرا قهرمان و فرح‌ناز حیدری، ناشر: سخن.
«پرسش‌های کشنده»، تامس نیگل، ترجمه‌ی مصطفی ملکیان و جواد حیدری، ناشر: نگاه معاصر.

ادبیات:

«طاعون»، آلبر کامو، ترجمه‌ی کاوه میرعباسی، ناشر: چشمه.
«روایت بازگشت»، هشام مطر، ترجمه‌ی مژده دقیقی، ناشر: نیلوفر.
«مرد صدساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد»، یوناس یوناسُن، ترجمه‌ی فرزانه طاهری، ناشر: نیلوفر.
«خمی از شراب ربانی: گزیده‌ی مقالات شمس تبریزی» به انتخاب و همراه با مقدمه و توضیحات محمدعلی موحد(ویرایش تازه). نشر ماهی.
«گزیده‌ی تاریخ بیهقی»، انتخاب و شرح: نرگس‌روان‌پور، ناشر: قطره.
«تذکره الاولیاء»، عطار نیشابوری، با مقدمه، تصحیح و توضیحاتِ محمدرضا شفیعی کدکنی. انتشارات سخن.

تاریخی، اجتماعی ‌و سیاسی:

«قدرت بی‌قدرتان»، واتسلاف هاول، ترجمه‌ی احسان کیانی‌خواه، نشر نو.
«آرمان‌شهری برای واقع‌گراها»، روتگر برگمن، ترجمه‌ی هادی بهمنی، نشر نوین.
«پیدایش ناسیونالیسم ایرانی: نژاد و سیاست بی‌جاسازی»، رضا ضیاء ابراهیمی، ترجمه‌ی حسن افشار. ناشر: مرکز.
«شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه‌ی شگفت‌انگیز و پایان‌ناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه»، آریل دورفمن، ترجمه‌ی زهرا شمس، ناشر: کرگدن.
«صلحی که همه صلح‌ها را بر باد داد»، دیوید فرامکین، ترجمه‌ی حسن افشار، ناشر: ماهی
«چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟»- دارون عجم اوغلو و جیمز ای رابینسون، ترجمه‌ی محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور، ناشر: روزنه.
«ایرانیان: دوران باستان تا دوره‌ی معاصر»، محمدعلی همایون کاتوزیان، ترجمه‌ی حسین شهیدی، ناشر: مرکز.
سه‌گانه‌ی «انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر». یووال نوح هراری. ترجمه‌ی نیک گرگین. ناشر: نشر نو
و «انسان خداگونه: تاریخ مختصر آینده». یووال نوح هراری. ترجمه‌ی زهرا عالی. ناشر: نشر نو
و «۲۱ درس برای قرن ۲۱». یووال نوح هراری. ترجمه‌ی سودابه قیصری. ناشر: کتاب پارسه.
(پ.ن: کتاب دوم (انسان خداگون) با ترجمه‌ی نیک گرگین و مقدمه‌ی علی پایا، انتشارات طرح نو، هم قابل خریداری است)
سیاست شادکامی (آنچه حکومت می‌تواند از تحقیقات جدید درباب بهروزی بیاموزد). درک باک، ترجمه‌ی نرگس سلحشور، ناشر: نگاه معاصر.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...