رمان «تاج جنگل» [The overstory] نوشته ریچارد پاورز [Richard Powers] توسط نشر یوبان منتشر شد.

تاج جنگل» [The overstory] نوشته ریچارد پاورز [Richard Powers]

به گزارش کتاب نیوز،  تاج جنگل رمان پرشوری است از مقاومت و کنش گری، احضار بهت آور عالم طبیعت و ستایشی شادمانه از آن که با ترجمه با جواد همایون پور به بازار کتاب ارائه شده است.

ناشر در معرفی این کتاب آورده است : روایت ریچارد پاورز از ریشه ها به تاج میرسد و سپس به بذر باز می گردد و حلقه های داستانی پیوسته اش شرحی است از آمریکای پیش از جچنگ داخلی تا جنبش وال استریت. دنیای بزرگ دیگری کنار ما هست که آهسته کار، خوش فکر و مبتکر است. در هم تنیده و همیشه برای چشم های ما تقریبا نامرئی، این داستان افرادی است که می آموزند چطور به این دنیا نگاه کنند و به درون فاجعه ای کشیده می شوند که پیش چشمانشان افشا می شود.

ریچارد پاورز، نویسنده آمریکایی برنده جوایز مختلفی چون جایزه ملی کتاب آمریکاست. کتاب دیگری از او به نام «جیمز کوپر» برنده جایزه کتاب سال مجله «تایم» شده است. وی همچنین در سال 2014 در فهرست اولیه جایزه معتبر بوکر قرار گرفته است.

همچنین جواد همایون پور، مترجم این اثر، متولد اسفند 1362، دانش آموخته طراحی صنعتی هنرهای زیبا دانشگاه تهران و ادبیات نمایشی دانشگاه تربیت مدرس است که از دیگر ترجمه هایش می توان به "داستان های کهن اسکاندیناوی"، "دستکش سفید"، "سه قلمروی کوچک" و "از لنز تیره" اشاره کرد.

تاج جنگل در 684 صفحه و با قیمت 120 هزار تومان توسط نشر یوبان منتشر و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...