کتاب «شازده کوچولو» [The little prince] نوشته آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری  با ترجمه احمد شاملو توسط انتشارات نگاه به چاپ پنجاه و ششم رسید.

شازده کوچولو [The little prince] آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «شازده کوچولو» نوشته آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری با ترجمه احمد شاملو به‌تازگی توسط نشر نگاه به چاپ پنجاه و ششم رسیده است.

«شازده کوچولو» که یکی از معروف‌ترین و پرتیراژترین آثار ادبیات کودک در جهان است، به کار مخاطبان بزرگسال هم می‌آید و تا به حال به بیش از ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شده است. مجموع فروش این کتاب از ابتدای چاپش تا امروز از ۲۰۰ میلیون نسخه گذشته است.

ترجمه شاملو از این‌کتاب ابتدای تابستان سال گذشته به چاپ پنجاه و سوم رسیده بود.

اگزوپری که به‌عنوان خلبان و نویسنده شناخته می‌شود، جز این کتاب، آثار دیگری هم دارد اما عمده شهرتش به‌خاطره «شازده کوچولو» است که دربردارنده فلسفه مورد نظر نویسنده درباره دوست‌داشتن، عشق و هستی است. در سال ۱۹۳۵ هواپیمای این نویسنده که برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون تلاش می‌کرد، در صحرای بزرگ آفریقا دچار نقص فنی شد و به ناچار در همان‌جا فرودآمد. همین اتفاق و دیدن یک پسربچه کوچک باعث شکل‌گرفتن فکل اصلی دوسنت اگزوپری برای نوشتن این کتاب شد.

در داستان «شازده‌کوچولو» پسر بچه ای که از سیارکی به نام ب ۶۱۲ آمده، به سیاره‌های مختلف سفر کرده و رفتارهای مختلفی از ساکنان سیاره‌ها می‌بیند. او همراه خود گل کوچکی هم دارد که دوستش است و از او مراقبت می‌کند.

چاپ پنجاه و ششم این‌کتاب با ۱۰۳ صفحه و قیمت ۳۰ هزار تومان عرضه شده است.

کتاب دیگری که این‌ناشر به‌تازگی تجدیدچاپ کرده، مجموعه‌شعر «بی‌تفاوتی در نور زرد» سروده جواد گنجعلی است که به‌ چاپ دوم رسیده است. این‌کتاب ۴۰ قطعه شعر سپید را شامل می‌شود.

چاپ دوم این‌کتاب هم با ۱۳۶ صفحه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...