کتاب «هنر فرانسوی جنگ» [L'art francais de la guerre یا The French Art of War] نوشته آلکسی ژنی [Alexis Jenni] با ترجمه مریم خراسانی توسط نشر نیماژ منتشر شد.

هنر فرانسوی جنگ» [L'art francais de la guerre یا The French Art of War] نوشته آلکسی ژنی [Alexis Jenni]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب برگزیده جایزه گنکور ۲۰۱۱ شده است.

این رمانِ حادثه‌محور رئالیستی، مشتمل بر سیزده‌فصل، تحت دو عنوان روایت می‌شود: یک- تفسیر و دو- رمان. فصل‌های «تفسیر» شامل هفت قسمت حکایت دوران معاصر است که با وقایع ۱۹۹۱ و جنگ خلیج فارس شروع می‌شود و راوی بی‌نام و افسرده‌حال و الکلی از تلویزیون شاهد این جنگ است، و فصل‌های "رمان" شامل شش قسمت که به زندگی پرسوناژ اصلی ضدقهرمان به نام ویکتورین سالانیون می‌پردازد که هم شخصیت نظامی برجسته‌ای است و هم نقاشی توانا در شاخه‌ی نقاشی با قلم‌مو و مرکب چین. او در طی بیست‌سال در جنگ‌های فرانسه در مقام سرباز و سپس فرمانده شرکت می‌کند.

نویسنده در بخش جنگ‌های فرانسه که در اینجا گستره‌ی زمانی بین سال‌های ۱۹۴۰ - ۱۹۶۲ را در بر می‌گیرد، به توصیف سه جنگ فرانسه که به شکست می‌انجامند می‌پردازد: جنگ با آلمان، با هندوچین، و با الجزایر. ویکتورین سالانیون از جهاتی با باردامو همزاد ضدقهرمان رمان «سفر به انتهای شب» اثر معروف لوئی فردینان سلین است.

در بخشی از مقدمه این کتاب می‌خوانیم:

بیست‌وپنج قرن پیش، تائوئیسم در چین پدید آمد و در حوالی سال‌های ۱۶۵۰ به‌مدد یسوعی‌ها از چین به فرانسه آورده شد. گرایش نویسنده به فلسفه‌ی چین، خاصه تائوئیسم و ذن، در هنر نقاشی با قلم‌مو و مرکب چین نمودی عینی می‌یابد و خواننده را از هیاهوی جنگ رهانیده و به دنیایی آرامش‌بخش و سراسر متفاوت رهنمون می‌شود.
این رمان ضرب‌آهنگی متوازن و منسجم دارد و نویسنده در عین ایجاز، به‌دلیل بهره‌مندی از دایره‌ی واژگان وسیع، غنی و سیال، رمان پرشکوهی می‌آفریند، که گاه سنگین، آماس‌کرده و پرطمطراق می‌شود و با حاشیه‌روی و گریززدن‌ها و غور فلسفی هستی‌شناسانه، لحنی فاخر پیدا می‌کند.

این کتاب در ۷۷۴ صفحه‌، قطع رقعی و قیمت ۴۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...