نخستین رمان یک نوجوان 16 ساله اسکاتلندی به فاصله کوتاهی از انتشار خود در زمره پرفروش‌ترین کتاب‌های حوزه ادبیات کودکان قرار گرفت.

"آر فرگوس مک گی"، نوجوان 16 ساله اسکاتلندی اخیراً نخستین رمان خود را با عنوان "آن سوی مه" منتشر کرده است که به عنوان "هری پاتر دوم" شناخته شده و در نخستین روزهای انتشار خود در زمره پرفروش‌ترین کتابهای سایت آمازون قرار گرفته است.

این نویسنده نوجوان، ماجراهای زندگی خود را از سن 12 تا 16 سالگی با سبک روان و زیبایی به رشته تحریر درآورد و این رمان را در اواخر ماه اکتبر 2006 منتشر کرد.

منتقدان ادبیات کودکان، رمان "آن سوی مه" را داستانی ماجراجویانه، خیالی و پر رمز و راز توصیف کرده‌اند که برای بزرگسالان نیز مانند کودکان سرگرم کننده است. به عقیده این منتقدان، این رمان قابلیت آن را دارد که تمام طرفداران و منتقدان کتابهای "هری پاتر" را به خود جلب کند و از همین رو آن را به عنوان "هری پاتر دوم" معرفی کرده‌اند.

این رمان تنها به فاصله چند هفته از انتشارش برای ترجمه به زبان‌های مختلف به دست مترجمان بین‌المللی سپرده شده است.

کسب یک جایگاه ثابت میان 50 کتاب برتر ادبیات کودکان سایت آمازون موفقیت این کتاب را تضمین کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...