تازه‌ترین داستان کودکانه خانم جی کی رولینگ، نویسنده نامدار اسکاتلندی داستان پسری به نام جک و اسباب‌بازی محبوب او را با شخصیت‌ها و ماجراهایی تازه روایت می‌کند.

جی کی رولینگ خوک کریسمس» [the christmas pig]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنر آنلاین، «خوک کریسمس» [the christmas pig] نام کتاب خانم رولینگ است که روز ۱۲ اکتبر ۲۰۲۱ همزمان در ۲۰ کشور منتشر می‌شود و نسخه‌های آن به زبان‌های متفاوت به بازار می‌آید. جیم فیلد این کتاب را تصویرگری می‌کند و اسکالستیک ناشر اصلی آن است. ضمن اینکه انتشارات گالیمار در فرانسه نسخه‌های فرانسوی «خوک کریسمس» را در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌دهد.

داستان درباره پسری به نام جک است که محبوب‌ترین اسباب‌بازی خود را گم می‌کند. او می‌خواهد با تازه‌ترین هدیه کریسمس خود راهی سفر و ماموریتی جادویی شود و اسباب‌بازی گمشده را بیابد. سفر جک و خوک ماجراهایی در پی دارد که محور و موضوع اصلی «خوک کریسمس» را شکل می‌دهد.

رولینگ بیش از همه با مجموعه داستان‌های فانتزی «هری پاتر» شناخته می‌شود. هر چند او رمان‌های کودکانه پلیسی معمایی هم با نام مستعار نوشته که از آن جمله می‌توان به «ایکاباگ» اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...