تازه‌ترین داستان کودکانه خانم جی کی رولینگ، نویسنده نامدار اسکاتلندی داستان پسری به نام جک و اسباب‌بازی محبوب او را با شخصیت‌ها و ماجراهایی تازه روایت می‌کند.

جی کی رولینگ خوک کریسمس» [the christmas pig]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنر آنلاین، «خوک کریسمس» [the christmas pig] نام کتاب خانم رولینگ است که روز ۱۲ اکتبر ۲۰۲۱ همزمان در ۲۰ کشور منتشر می‌شود و نسخه‌های آن به زبان‌های متفاوت به بازار می‌آید. جیم فیلد این کتاب را تصویرگری می‌کند و اسکالستیک ناشر اصلی آن است. ضمن اینکه انتشارات گالیمار در فرانسه نسخه‌های فرانسوی «خوک کریسمس» را در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌دهد.

داستان درباره پسری به نام جک است که محبوب‌ترین اسباب‌بازی خود را گم می‌کند. او می‌خواهد با تازه‌ترین هدیه کریسمس خود راهی سفر و ماموریتی جادویی شود و اسباب‌بازی گمشده را بیابد. سفر جک و خوک ماجراهایی در پی دارد که محور و موضوع اصلی «خوک کریسمس» را شکل می‌دهد.

رولینگ بیش از همه با مجموعه داستان‌های فانتزی «هری پاتر» شناخته می‌شود. هر چند او رمان‌های کودکانه پلیسی معمایی هم با نام مستعار نوشته که از آن جمله می‌توان به «ایکاباگ» اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...