کتاب «برای گفتگو و سازگاری با دیگران چه باید بکنم؟» نوشته اسکات کوپر با ترجمه حسین مسنن برای نوجوانان منتشر شد.

به گزارش مهر، نسخه اصلی این‌کتاب هم در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. هر فصل این‌کتاب دربردارنده مطالبی درباره صحبت‌کردن و توافق با دیگران است. هر فصل به‌نام یک پرنده خاص نامگذاری شده که در مهارت موردنظر آن فصل، تبحر دارد. نویسنده این‌کتاب می‌گوید وقتی من بچه بودم، دوست نداشتم ببینم که دیگران با هم دعوا می‌کنند و دلم می‌خواست به آنها کمک کنم. حالا که بزرگ‌ شده‌ام، دیدن بدرفتاری کودکان برایم به‌مراتب سخت‌تر است. اما راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانید موقعیت‌های سخت را برای خودتان آسان کنید.

این‌کتاب ۸ فصل دارد؛ فصل اول: ابراز وجود، فصل دوم: پیداکردن و نگه‌داشتن دوستان، فصل سوم: پایان دادن به بحث و دعوا، فصل چهارم: آزار و قلدری را تمام کنید، فصل پنجم: مقابله با سرزنش، فصل ششم: مقابله با افکار منفی، فصل هفتم: چند مورد از آخرین تفکرات، فصل هشتم: نکاتی برای بزرگ‌ترها.

در فصل اول، ابزارهای زاغ بررسی شده‌اند: (قدرت من، نه متشکرم، سوال پرسیدن، جیرجیر چرخ). فصل دوم درباره ابزارهای توکا است: (شرلوک هولمز، درد دل، گفتگوی مهربانانه). در فصل سوم هم درباره ابزارهای کبوتر بحث شده است: (شیر یا خط، جلسه حل و فصل، آرامش). ابزار مرغ مگس‌خوار موضوع اصلی فصل چهارم کتاب هستند که به این‌ترتیب‌اند: (قدرت من در مورد قلدرها، شانه بالا انداختن، کم‌محلی، بچه حاضرجواب، غیب‌شدن). در پنجمین فصل هم ابزارهای کلاغ با دو عنوان (تقصیر من بود، تقصیر من نبود) مورد بررسی قرار گرفته‌اند. جغد هم پرنده بعدی است که در فصل ششم کتاب با ابزارهای ۱۸ تا ۲۱ کتاب مورد بررسی قرار گرفته‌ است. این‌ابزارها عبارت‌اند از: اما، شکستن فکر، جلسه حل و فصل ۲ و شکم بادکنکی.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

می‌دانید که مردم‌آزارها می‌خواهند قربانیان خود را تحت سلطه داشته باشند. یکی از راه‌های اصلی برای این‌کار، در آوردن اشک قربانیان، عصبانی کردن آنها و یا ترساندن آنهاست. خب، حالا شما برای اینکه افراد مردم‌آزار، تنهایتان بگذارند، چه‌کار می‌کنید؟ چیزی را که آنها می‌خواهند به آنها ندهید. آنها قدرت می‌خواهند. به آنها اجازه ندهید که با استفاده از این شگردها بر شما مسلط شوند.

حتی اگر احساس غمگینی هم کردید، سعی کنید آن را نشان ندهید. در مقابل کسی که شما را آزار داده، گریه نکنید. به او بفهمانید تنها کسی که می‌تواند شما را کنترل کند، خودتان هستید. اگر مردم‌آزارها نتوانند به روشی که مد نظرشان است شما را کنترل کنند، کم‌کم خسته می‌شوند. آنها به این‌نتیجه می‌رسند که شما هدف مناسبی برایشان نیستید. ابزار مرغ‌ مگس‌خوار می‌تواند به شما کمک کند.

«برای گفتگو و سازگاری با دیگران چه باید بکنم؟» با ۱۵۶ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۷ هزار تومان توسط نشر پیدایش به چاپ رسیده است.

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...