دایره‌العارف حیات برای مخاطبان نوجوان ترجمه و منتشر شد.

به گزارش مهر، انتشارات محراب قلم دایره‌المعارف حیات را که ترجمه‌ای است از دایره‌المعارف کینگ فیشر با ترجمه بدری زارع و حسام‌الدین فروزان منتشر کرد.

کینگ فیشر دانش‌نامه‌ای است که مقدمه‌ای مصور از دنیای طبیعت و صف آرایی باشکوه انواع گونه‌های ساکن در آن ارائه می‌دهد. اطلاعات این دانش‌نامه بر اساس میانگین طول عمر یا چرخه حیات گونه‌ها مرتب شده است.

این دانشنامه در متن خود دارا پنج بخش اصلی است که هر بخش شامل سه نوع مطلب برای مخطاب است. مولفان همچنین در کتاب بر مبنای چهار گروه جداگانه شامل بخش میکرو ارگانیسم‌ها، گیاهان و قارچ‌ها، بی‌مهرگان و مهره‌داران مطالب کتاب را ارائه کرده‌اند.

گراهام. ال بی نر در مقدمه خود بر این اثر درباره آن تصریح کرده است که این دانش‌نامه زندگی خارق‌العاده جانوران و گیاهان اطراف آنها را کاووش و نشان می‌دهد که زندگی آنها تا چه اندازه متمایز با یکدیگر است.

به گفته وی این دانش‌نامه سعی کرده است تا تنوع زیستی سیاره زمین را با اشکال و رنگ‌های آن مورد بررسی قرار داده و امیدوار است با این کار در احترام‌برانگیزی و حفظ آنها توسط مخاطبانش کاری به پیش برده باشد.

بینز در مقام مولف این تاب فازغ‌التحصیل دانشگاه آبردین اسکاتلند و بریتیش کلمیا است و در پنج سال اخیر در کار پژوهش به روی گونه‌های جانوری در اندونزی مشغول بوده است و در عین حال در حال تحصیل در مقطع دکتری در کمبریج نیز هست.

این دانش‌نامه را انتشارات محراب قلم با قیمت ۵۶ هزار تومان منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...