کتاب «دکمه‌های گربه‌ای» نوشته تهمینه حدادی با تصویرگری هاله قربانی توسط انتشارات سروش منتشر و راهی بازار نشر شد.

دکمه‌های گربه‌ای تهمینه حدادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، تهمینه حدادی نویسنده و تصویرگر کتاب‌های ‌کودک و نوجوان متولد سال ۱۳۶۵ است. از جمله آثار داستانی حدادی می‌توان به «شهرهای بدون نردبان»، «دشت قرمز قرمز»، «درخت و دختر»، «شکمی که باید صاف شود»، «پس خودم چه کار کنم؟»، «دفتر کوچولو و سایه‌اش»، «من گربه نیستم»، «خانواده ۱۸ نفره»، «این منم خود خودمم!»، «قصه یک سیاره قشنگ»، «لالایی موش‌ها» و رمان «آقای شاعر و خانم نویسنده» اشاره کرد.

کتاب «دکمه‌های گربه‌ای» برای گروه‌های سنی خردسال و کودک است که با تمرکز بر یاددهی روزهای هفته، اندازه‌ها، شمارش اعداد و مهارت‌های زندگی نوشته شده است. حدادی که خبرنگار حوزه کودک است و در این‌عرصه فعالیت دارد، از طریق آشنایی با حس‌های کودکان و شناخت نیاز والدین در آموزش به کودک دست به تألیف این‌کتاب زده است.

حدادی درباره آموزش‌های موازی موجود در این‌کتاب می‌گوید: «دکمه‌های گربه‌ای» روایت‌گر ماجرای دختری است که همراه با مادر خود به دوخت لباس مشغول هستند. در این‌بین با خیال‌پردازی دختر مواجه می‌شویم که با دکمه‌های لباس خود که به شکل گربه هستند دوست می‌شود. در واقع می‌توان کتاب را در بخش‌های مختلف مورد بررسی قرار دارد.

وی بار اصلی داستان را رابطه شخصیت اصلی با خانواده و حیوانات و همچنین خیال‌پردازی این‌دختربچه می‌داند و می‌گوید: این‌کتاب در واقع کتابی چند منظوره است که در آن، یک‌روایت بومی از دختری در خانه‌ای با شکل و شمایل ایرانی دیده می‌شود. در این‌داستان اعضای خانواده، در کنار هم خود را برای یک اتفاق آماده می‌کنند. اتفاقی که در آن دختر با دکمه‌های لباس خود که شبیه به گربه است دوست شده و تا آماده شدن لباس در لایه‌های زیرین داستان بزرگی و کوچکی، روزهای هفته، شمارش اعداد، نوع پارچه‌هاو کاربرد آن و... را یاد می‌گیرد.

این‌کتاب با ۲۴ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...