کتاب «تاریخ‌ رنگ‌ها»  [The Colours of History : How Colors Shaped the World] نوشته کلایو گیفورد [Clive Gifford] و به ترجمه شهاب‌الدین عباسی به تازگی از سوی انتشارات نخستین برای کودکان‌و‌نوجوانان منتشر شده است.

تاریخ‌ رنگ‌ها»  [The Colours of History : How Colors Shaped the World] نوشته کلایو گیفورد [Clive Gifford]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب دارای فصل‌های مشخصی است که هر فصل مربوط به طیف‌رنگی خاصی است که توضیح می‌دهد که رنگ‌ها در چه مکان‌هایی کاربرد دارند و چه معنا و مفهومی را یدک می‌کشند.

این کتاب خواننده را با رنگ‌هایی جدید آشنا می‌کند و اطلاعات ریز و درشتی در این زمینه به خواننده می‌دهد. مثلا در فصلی به گران‌ترین رنگ‌ها، نماد عشق، خشم، هیجان و نفرت اشاره می‌کند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«رنگ ساخته‌شده از سنگ‌های قیمتی
لاجوردی
سیر‌ترین و زنده‌ترین آبی‌ها (لاجوردی) را از سنگِ لاجوردِ پودر‌شده درست می‌کنند.
این سنگ نیمه‌قیمتی برای تزیین تابوت‌ها و نقاب‌های مرگ فراعنه‌ی مصر باستان نظیر شاه توتانخامون مورد استفاده قرار می‌گرفت.»

چاپ اول این کتاب در 64 صفحه مصور رنگی، شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 30 هزار تومان راهی کتاب‌فروشی‌ها شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...