عبیدالله بن زیاد در روز هفتم محرّم به عمر سعد نامه زد که: «بین حسین بن علی و اصحابش با آب فاصله میاندازی! چرا؟ چون همان کاری را که با عثمان کردند، ما امروز باید مقابله کنیم...» قضیه چیست؟ مگر آنجا امام حسین(ع) مقصّر بودند؟ ... انقلابیون راه آب را به خلیفه بسته بودند... آیا استفاده از «عطش» در فقه شیعه به عنوان «سلاح جنگی» توصیه شده است؟!

فقاهت در عاشورا محمد سروش محلاتی

فقاهت در عاشورا در اصل متن پیراسته و تنقیح شده چند سخنرانی استاد محمد سروش محلاتی در این موضوع است که در 10 فصل منتشر شده دارد. عناوین این فصول به ترتیب عبارتند از: «فقه عاشورا» [امتناع امام (ع) از بیعت، کیفیت احرام امام حسین(ع) و احترام به خانه خدا]، «شهادت، حق یا تکلیف» [نظریه علامه نائینی، جهاد با تکلیف و بی تحمیل، جهاد بی تکلیف و بدون تحمیل، نظریه شهید مطهری]، «فاجعه عطش در عاشورا» [ریشه تاریخی فاجعه عطش، انقلاب کوفه، عواقب تندرویها، تجویز عطش!]، «انقلاب، ارزش یا روش؟» [دو نگاه متفاوت فقهی به مبارزه]، «چارچوب گرته‌برداری از قیام حسینی» [نظریه صاحب جواهر،اهداف و شعارهای کلی و عام قیام، اصول عام و شیوه‌های خاص،اختصاصات قیام امام حسین(ع)]، «تعمیم‌پذیری واقعا عاشورا»، «کناره گیری از قدرت» [کناره گیری در آغاز و کناره گیری پس از تصدی، ماهیت کناره گیری امام حسن(ع)، رفراندوم برای کناره گیری، خونریزی برای قدرت، امکان و امتناع در تغییر نظام]، «نسبت جهاد بیرون و جهاد درونی» و «مواجهه پذیری با دشمن یا مواجهه گریزی».

واقعه کربلا هرچند برای عامه شیعیان قابل فهم و درک است و ارزش‌های آن همیشه مورد ترویج قرار گرفته، اما برای فقها ابهاماتی در مسائل فقهی آن وجود داشته و بنابراین سعی کرده‌اند که با ارائه تحلیل‌های مختلف آن ابهامات را در قالب قواعد فقهی درآورده و در جنبه‌های استثنایی آن را توجیه کنند.

فقها در فقه به احکامی ملتزم هستند که واقعه عاشورا در ظاهر با برخی از آن احکام ناسازگار است. به همین دلیل باید توضیح دهند که آیا فعل امام (ع) مطابق با همان قواعد است و یا مطابق با قواعد دیگری است؟ به عنوان مثال اگر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر با احتمال خطر و ضرر ساقط می‌شود، چرا امام(ع) بدان اقدام کرد؟ و اگر اقدام به قتل نفس، حرام بوده چگونه امام با علم به شهادت به این امر مبادرت ورزید؟ و اگر در آن شرایط مقاومت و ایستادگی واجب بود، چرا حضرت سیدالشهدا(ع) در شب عاشورا اصحاب خود را برای بازگشت از کربلا آزاد گذاشت؟

انقلابی‌گری: ریشه‌ی تاریخی عطش در کربلا ؟!
به باور نویسنده رخداد عاشورا در جزئیات مسائل و پرسش‌های زیادی را برای مخاطبان به همراه دارند که برخی از آنها مربوط به گذشته است. به عنوان مثال آیا در اربعین یعنی پس از گذشت چهل روز از واقعه آیا کاروان اسرای اهل بیت از شام به کربلا رسیدند یا خیر؟ درباره این ابهامات کتاب‌ها و پژوهش‌های مهمی انجام شده و اصولا این قبیل مسائل جنبه تاریخی دارند و تاثیری بر زندگی و عمل و تکلیف امروز ما ندارند.

اما در این میان پرسش جدی این است که آیا قیام حضرت سیدالشهدا(ع) و روش ایشان در مواجهه با حکومت اموی یزیدی، امروزه واقعا برای ما نیز الزام آور است یا خیر؟ آیا ما هم باید با همان شعارها و همان حرکات را تکرار کنیم؟ سروش محلاتی در این کتاب به بررسی و تحلیل این مسائل پرداخته و راه‌های برداشت امروزیان از واقعه عاشورا را ارائه کرده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
عبیدالله بن زیاد در روز هفتم محرّم به عمر سعد نامه زد که: «بین حسین بن علی و اصحابش با آب فاصله میاندازی! آن ها نباید دسترسی به آب داشته باشند. یک قطره آب هم نباید به آنها برسد. چرا؟ چون همان کاری را که با عثمان کردند. عثمان را در حالت عطش و تشنگی کشتند، ما امروز باید مقابله کنیم. قضیه چیست؟ مگر آنجا امام حسین(ع) مقصّر بودند؟ مگر آنجا امیرالمؤمنین(ع) مقصّر بودند؟ این چه تلافی کردنی ست؟ استدلال آن ها این است که یک افرادی به عنوان انقلابی، علیه خلیفه ی سوم شورش کردند و در مدتی که خلیفه در خانه ی خودش محصور بود، این انقلابیون راه آب را به خلیفه بسته بودند. اصل این قضیه چیست؟ آثار بعدی آن که در تاریخ ماندگار شده است چیست؟ آیا استفاده از «عطش» در فقه شیعه به عنوان «سلاح جنگی» توصیه شده است؟!

خرید کتاب فقاهت در عاشورا | محمد سروش محلاتی

فقاهت در عاشورا | محمد سروش محلاتی | میراث اهل قلم | 200 صفحه
برای خرید تلفنی این کتاب تماس بگیرید با 33355577 - 021 و یا تلگرام 09370770303
همین حالا بخوانید: دانلود نسخه الکترونیک این کتاب از فیدیبو.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...
با دلبستگی به دختری به‌ نام «اشرف فلاح» که فرزند بانی و مؤسس محله است، سرنوشتِ عشق و زندگی‌اش را به سرنوشت پرتلاطم «فلاح» و روزگار برزخی حال و آینده‌اش گره می‌زند... طالع هر دویشان در کنار هم نحس است... زمینی برای بازی خرده‌سیاست‌مدارها و خرده‌جاه‌طلب‌ها... سیاست جزئی از زندگی محله است... با آدم‌ها و مکانی روبه‌رو هستیم که زمان از آنها گذشته و حوادث تکه‌تکه‌شان کرده است. پوستشان را کنده و روحشان را خراش داده ...