گزارش این هفته خبرنگار مهر از وضعیت فروش کتاب در کشور حاکی از استقبال مخاطبان تهرانی از «کافه پیانو» رمانی از فرهاد جعفری و همچنین افت فروش کتب تاریخی و در عوض گرایش به آثار سیاسی مانند «هاشمی بدون روتوش» در شهرستانهاست.

«معرکه» سلین کتابخوان‌ها را به سوی خود کشاند
کلهر مسئول کتابفروشی نیلوفر در تهران در گفتگو با خبرنگار مهر گفت:
«در ماه رمضان اصلا فروش خوبی نداشتیم و تنها مشتریهای دائمی ما برای خرید کتاب مراجعه کرده‌اند.»
این فروشنده درباره پرفروش ترینهای کتاب در هفته گذشته گفت: «سوختن در آب غرق شدن در آتش» مجموعه شعری از چارلز بوکوفسکی ترجمه پیمان خاکسار (نشر چشمه)، «معرکه» نوشته
لویی فردینان سلین ترجمه سمیه نوروزی (نشر چشمه)، «هنر مدرنیسم» نوشته ساندرو بکولا (نشر فرهنگ معاصر)، «کافه پیانو» نوشته فرهاد جعفری (نشر چشمه) از کتابهای پرفروش در هفته گذشته بوده‌ اند.»
وی در پایان افزود: «هر چند که در زمینه روانشناسی تعداد کتابهایمان کم است اما کتاب روانشناسی در عمق نوشته ویلهلم رایش با ترجمه استپان سیمونیان (انتشارات رشد) مورد توجه بوده است.»

تهران؛ «کافه پیانو» همچنان پرفروش؟
کسمایی مسئول کتابفروشی نیک در تهران هم گفت: «میرا» نوشته کریستوفر فرانک با ترجمه لیلی گلستان (نشر بازتاب نگار) ،«بیوتن» نوشته رضا امیرخانی (نشر علمی)، «روی ماه خداوند را ببوس» نوشته مصطفی مستور (نشر چشمه) از جمله کتابهای پرفروش بوده‌اند.»
این فروشنده ادامه داد: «در بخش هنر نیز نمایشنامه «خرده جنایت‌های زن و شوهری» نوشته امانوئل اشمیت با ترجمه شهلا حائری (نشر قطره) مورد استقبال بوده است.»


استقبال از ادبیات داستانی و هاشمی بدون روتوش
مسئول کتابفروشی مهرداد در تهران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره پرفروشهای کتاب اظهار داشت: رمان، روانشناسی، تاریخ و شعر از بخشهایی است که قفسه کتابخانه ما را تشکیل می دهند اما بیشترین فروش ما از ژانر ادبیات داستانی و روانشناسی است.
هاشمی ادامه داد: «کافه پیانو» نوشته فرهاد جعفری (نشر چشمه)، «همخونه» نوشته مریم ریاحی (نشر الماس دانش)، «کسی پشت سرم آب نریخت» نوشته نیلوفر لاری (نشر البرز)، «کویر تشنه» نوشته مریم اولیایی (نشر البرز) از کتابهای پرفروش بوده اند.

هاشمی ادامه داد: در زمینه کتابهای روانشناسی نیز همچنان کارهای قدیمی مثل «چهار اثر از فلورانس اسکاولشین» نوشته فلورانس اسکاولشین ترجمه گیتی خوشدل (نشر پیکان) و «حکایت دولت و فرزانگی» نوشته مارک فیشر همان مترجم (نشر قطره) مورد توجه هستند.
این کتابفروش درباره فروش کتابهای تاریخی نیز گفت: فروش این ژانر از کتابها چندان تعریفی ندارد و مثل گذشته نیست و مراجعه کنندگان هم اگر کتاب بخرند کتابهای سیاسی مثل «هاشمی بدون روتوش» (نشر روزنه) را می خرند.
وی در پایان گفت: گروه سنی کودکان نیز بیشتر از کتابهای داستانی استقبال می کنند که با عکس و طرح همراه باشند.

اهواز؛ استقبال از داستانهای ایرانی
امری رکابی مسئول کتابفروشی رکابی در اهواز در گفتگو با خبرنگار مهر درباره پرفروشهای هفته گذشته گفت: این کتابفروشی محلی است و مخاطبان محدودی دارد و در این کتابفروشی تنها از کتابهای داستانی استقبال می شود.
وی در ادامه گفت : مراجعه کنندگان ما کتابهای خارجی نمی خوانند و بیشتر از داستانهای ایرانی استقبال می کنند. داستانهای «ساغر شکسته» نوشته مژده میرزاده موسوی، «دلسپردگان» نوشته هانیه حدادی اصل که هر دو کتاب در نشر شقایق منتشر شده، از جمله کتابهای پرفروش بوده اند.
رکابی در پایان گفت: در بخش کودک و نوجوان نیز بیشتر از کتابهای «حسنی» و یا مجموعه داستانهای ایرانی استقبال می شود.

مشهد؛ سلینجر همچنان خوانده می شود
رجب زاده مسئول کتابفروشی «امام» مشهد در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در این کتابفروشی تنها کتابهای عمومی فروخته می شود و بیشترین استقبال نیز از ادبیات داستانی و روانشناسی صورت می گیرد.
وی ادامه داد: گزارشهایی که از پرفروشهای کتاب در مجلات مختلف منتشر می شود روی فروش کتابها بسیار تاثیرگذار است. به عنوان نمونه کتاب «کافه پیانو» آنچنان مورد استقبال رمان خوانهای حرفه‌ای قرار نمی گیرد و فروش چنین کتابهایی تنها حاصل کنجکاویهایی مراجعه کننندگان است.
رجب زاده افزود: کتاب «معرکه» نوشته فردینان سلین ترجمه سمیه نوروزی (نشر چشمه) و یا آثار جی دی سلینجر از جمله کتابهایی است که بسیار مورد استقبال بوده است. در زمینه روانشناسی هم کتاب «راز» نوشته راندا براون و آثار برایان تریسی پرفروش هستند.
این کتابفروش درباره فروش بخش کودک نوجوان نیز گفت: در این کتابفروشی در حدود 800 عنوان کتاب برای کودک و نوجوان اختصاص داده شده است. «دانشنامه های کودک و نوجوان» و یا آثاری که در انتشارات هرمس و یا افق منتشر می شود مورد استقبال این گروههای سنی قرار می گیرد.

 

................ هر روز با کتاب ...............

نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...