«اندیشه امنیتی امیرکبیر» نوشته سیداصغر میرجعفری توسط انتشارات دیده بان منتشر شد. نویسنده با غور در اندیشه‌های امنیتی امیرکبیر در جست‌وجوی یک نظریه بومی برای امنیت است.

اندیشه امنیتی امیرکبیردیده بانی شد

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات دیده بان کتاب «اندیشه امنیتی امیرکبیر» نوشته سیداصغر میرجعفری را با شمارگان هزار نسخه، ۱۳۰ صفحه و بهای ۴۰ هزار تومان منتشر کرده است. کتاب با همکاری پژوهشکده امنیت دفاعی دانشگاه صنعتی مالک اشتر فرصت طبع پیدا کرده است.

کتاب چهار فصل دارد که عناوین آنها به ترتیب از این قرار است: «پیرامون امنیت»، «ارثیه حاجی: امنیت در آستانه صدارت امیرکبیر»، «امنیت در اندیشه و عمل امیرکبیر» و «خطاهای امنیتی امیرکبیر». فصل نخست کتاب در اصل شامل شرح مفاهیم مقدماتی است و در آن این بخش‌ها کار شده‌: «ارکان امنیت»، «بازیگران محیط امنیتی»، «ویژگی‌های امنیت»، «ابعاد امنیت»، «سطوح امنیت» و «رهیافت‌ها در مطالعات امنیتی».

بخش دوم کتاب که به مساله امنیت در آستانه انتصاب امیر به صدارت عظمی اختصاص پیدا کرده است. «پیمان وستفالیا»، «همسایگان قدرتمند»، «خلافت از نفس افتاده»، «شورش‌های داخلی»، «مشروعیت و کارآمدی» و «پیامدهای امنیتی معاهدات» از مباحث مطرح شده در این فصل است. مباحث این فصل نشان می‌دهد که امیرکبیر در چه شرایط امنیتی‌ای سکان کشور را در دست گرفت.

در فصل سوم کتاب مفهوم، ابعاد، سطوح، مراجع، غایت، تهدیدات و آسیب پذیری‌های امنیتی در اندیشه و عمل امیرکبیر شرح شده است. در نهایت در فصل چهارم کتاب نیز خطاهای امنیتی امیرکبیر ذیل سرفصل‌هایی چون الگوی نامعقول سلطنت، مار در آستین، غفلت از قدرت مردم و نارفقیان قافله، شرح شده است.

در توضیح این کتاب باید گفت که مطالعات تاریخی – امنیتی در حوزه‌های آکادمیک ایران بسیار کم انجام شده است. مطالعه و بررسی اندیشه‌های امنیتی معدود نخبگان سیاسی ایران در تاریخ نه چندان گذشته که هم دغدغه ملی داشته و هم صاحب اندیشه نیز بوده‌اند و نگاهشان به مسائل امنیتی نیز کم و بیش مشابه بوده می‌تواند به تولید نظریه‌ها و الگوهای امنیتی بومی کمک کند. نظریه‌ها و الگوهایی که شانس بیشتری برای حل مسائل مزمن امنیتی ما خواهند داشت.

امیرکبیر یکی از این نخبگان سیاسی است. هرچند مثلث استعمار خارجی، استبداد داخلی و جهل مردم به او بیش از سه سال و اندی امان نداد اما اندیشه‌ها و برنامه‌هایش در حوزه‌های مختلف بسیار درخشان بود و منشا تحولات بسیاری در دوره‌های بعد شد. نگاه او به مساله امنیت نیز نگاه خاصی است که نویسنده این کتاب توانسته با تحلیل برنامه‌های او و غور در اندیشه و عملش به تبیین این نگاه بپردازد و همانطور که اشاره شد بحث پیرامون این حوزه‌ها می‌تواند ما را به نظریه‌های امنیتی بومی رهنمون سازد.

قاعدتا وقتی درباره مطالعات بومی امنیت در یک بافت معینی مانند ایران سخن به میان می‌آید، عرصه آن را دو بعد تاریخ و جغرافیا مشخص می‌کند. بُعد تاریخی از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از موضوعات امنیتی امروز ریشه در تاریخ ما دارند، مسائلی که از موقعیت، فرهنگ و تجربه مشترک ما متاثرند. شباهت برخی از مسائل امنیتی ما با مسائل امنیتی دوران گذشته بویژه از صفویه به بعد قابل انکار نیست.

به عنوان مثال حاکمیت ایران بر خرمشهر و اروندرود که امیرکبیر در ارزنةالروم و در عرصه دیپلماسی برای آن مبارزه کرد و حتی نزدیک بود جان خود را بر اثر آن از دست بدهد، دقیقا همان موضوعی است که صدام حسین ملعون برای آغاز جنگ هشت ساله علیه کشور ما آن را دستاویز خود قرار داد. مساله امنیت خلیج فارس و تلاش انگلیسی‌ها برای تسلط نظامی بر آن، طمع روس‌ها به آب‌های گرم جنوب ایران، استفاده ابزاری غربی‌ها از شیوخ عرب سواحل جنوبی خلیج فارس و... و اینکه نگاه سیاستمداران قاجاریه به بعد به این مسائل چگونه بود، همه و همه باید از نظر تاریخی و جغرافیایی بررسی شوند.

کتاب «اندیشه امنیتی امیرکبیر» قدم آغازین مناسبی است برای پرداختن به مسائل و مطالعات بومی امنیتی. امید است که دیگر پژوهشگران نیز در این عرصه ورود پیدا کرده و حاصل مطالعات خود را منتشر کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...