کتاب «گفتمان سینمای زنانه» نوشته کورش جاهد توسط نشر پرنده منتشر و راهی بازار نشر شد.

گفتمان سینمای زنانه کورش جاهد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب به بررسی ریشه‌ها و تاریخچه پیدایش گفتمان سینمای زنانه در ایران و جهان می‌پردازد.

کورش جاهد نویسنده این‌کتاب، مدرس سینما، مترجم و فیلمساز است که پیش از این آثار دیگری چون «تحلیل و درک فیلم درجهان پُست مُدرن»، «سینما در دوران جدید»، «نشانه و ذهن در سینمای امروز» و «لذت تماشای فیلم در قرن ۲۱» را نوشته و منتشر کرده است.

این‌کتاب که پنجمین‌کتاب کوروش جاهد است، همچنین به ساخت فیلمهای سینمایی تاثیرگذار با محوریت شخصیت های زنانه بعد از پایان جنگ سرد به ویژه در قرن ۲۱ می‌پردازد. جاهد در این‌اثر به معرفی و بررسی اجمالی ۸۷ فیلم متعلق به گفتمان سینمای زنانه در جهان از جمله تلما و لوییز، پرستار بتی، بانوی آهنین، زنان قرن بیستم، بخور نیایش کن عشق بورز، قوی سیاه، بهشت و زمین، فریدا، اَملی، پیانو، بدو لولا بدو، گمشده در ترجمه، قسمت هایی از یک زن، من تونیا، زنان کوچک، ماما میا، دختر کارخانه ای و... پرداخته است.

این‌کتاب با ۲۵۵ صفحه و قیمت ۶۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...