کتاب «گفتمان سینمای زنانه» نوشته کورش جاهد توسط نشر پرنده منتشر و راهی بازار نشر شد.

گفتمان سینمای زنانه کورش جاهد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب به بررسی ریشه‌ها و تاریخچه پیدایش گفتمان سینمای زنانه در ایران و جهان می‌پردازد.

کورش جاهد نویسنده این‌کتاب، مدرس سینما، مترجم و فیلمساز است که پیش از این آثار دیگری چون «تحلیل و درک فیلم درجهان پُست مُدرن»، «سینما در دوران جدید»، «نشانه و ذهن در سینمای امروز» و «لذت تماشای فیلم در قرن ۲۱» را نوشته و منتشر کرده است.

این‌کتاب که پنجمین‌کتاب کوروش جاهد است، همچنین به ساخت فیلمهای سینمایی تاثیرگذار با محوریت شخصیت های زنانه بعد از پایان جنگ سرد به ویژه در قرن ۲۱ می‌پردازد. جاهد در این‌اثر به معرفی و بررسی اجمالی ۸۷ فیلم متعلق به گفتمان سینمای زنانه در جهان از جمله تلما و لوییز، پرستار بتی، بانوی آهنین، زنان قرن بیستم، بخور نیایش کن عشق بورز، قوی سیاه، بهشت و زمین، فریدا، اَملی، پیانو، بدو لولا بدو، گمشده در ترجمه، قسمت هایی از یک زن، من تونیا، زنان کوچک، ماما میا، دختر کارخانه ای و... پرداخته است.

این‌کتاب با ۲۵۵ صفحه و قیمت ۶۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...